پیشنهادهای ژاسپ (٤,٤١٨)
اِسا پِسا کردن
چنگارشناسی
چنگار شناسی
ایده = مانژه
بیماری های تراگیر جنسی
آمیزشی : وابسته به پیوند آمیزشی زن و مرد
بالست ، بالستار
برنمود
زوارش
معین و مقرر کردن
زایگان
زایگان
Criteria = برسنجگان Criterion = برسنجه برابر های پارسی برای ملاک
Criteria = برسنجگان Criterion = برسنجه
Criteria = برسنجگان Criterion = برسنجه
یارش / یارییه
یارش / یارییه
هامه ( پارسی است )
هامه
هامه ( پارسی است )
برابر پارسی برای عمومی
بابر پارسی برای جامعه شناسی هازمان = اجتماع هازمانی = اجتماعی
هازه شناسی
یوسیدن
یوسیدن کیمونستن. [ ن ِ ت َ ] ( هزوارش ، مص ) به لغت زند و پازند به معنی خواستن و طلبیدن باشد
هیاکیدن
خَلَند
غُندش
پزام = بالغ پزامش = بلوغ از کار واژه ی پزاندن و پختن.
پَزام = بالغ پزامش = بلوغ از کار واژه ی پزاندن و پختن.
پزام = بالغ پزامش = بلوغ از کار واژه ی پزاندن و پختن.
پزام = بالغ پزامش = بلوغ از کار واژه ی پزاندن و پختن.
زُرد شناسی
زُردشناسی
heritage = برمانده به جای میراث hereditary = برمانیدگی به جای موروثی inheritance = بر مانش
standardization = پِیسنجاندن ( اقتصاد ) Standard = پِیسنجه
تباهش ( علوم اعصاب ) تباهیدن
تکوند گرایی ( هازه شناسی )
تخشانش ( اقتصاد رفتاری = کدیوگری رفتاری ) تخشانیدن
نِتارش ( اقتصاد رفتاری )
عجیب است که برابر های زیادی برا این واژه نوشته نشده. بیایید این واژگان زیبا را از فراموشی در بیاوریم: به طور کلی Anesthesia به معنی هشیاری نیست بکل ...
آسیدن = بالا آمدن ، طلوع و بر دمیدن خورشید بررستن = بالا آمدن بردمیدن = طلوع کردن
زَنانیدن : به معنی زندگی تازه بخشیدن زنانش
از معانی دیگر آن : بار ، دفعه ، زمان
ربوخه = یوخه برابر پارسی برای ارضاء
پِنته / پِنده
همچغشیدن / هم چخشی کردن
آسیمگی ( روانشناسی ) برابر پارسی اضطراب
تنیدگی ( روانشناسی ) فشار روانی تنش برابر Tension است.
اِیدرنیگی ( روانشناسی ) ، وضعیت ذهنی بودن در اینجا و اکنون. ایدر دو معنی دارد = 1 - اینجا ، 2 - اکنون ایدرینگی ( Here and Now ) به حالتی اطلاق م ...