پیشنهادهای ژاسپ (٤,٤١٨)
به معنی بانو ، خانم
جراحت
ظلم مانند واژه ی مستمندان= مظلومان
مورواندیش= مرغ اندیش ، کسی که از روی نحوه ی پرواز پرندگان فال می گیرد.
پرنده
مولان = معده به فارسی
مَرَنجِنش = تخریب ، ویرانی ، غارت
موشگی / موشیه = عیب و نقص یا ناتوانی
موشیدن = 1 - ناتوان شدن ، ضعیف شدن 2 - منحرف شدن
مزه و طعم
مزه و طعم
1 - تقلب 2 - دروغ 3 - سخن زشت و ناسزا
برابر فارسی آن = میخ گاس
مخک / میخک = لباس تنگ
مَش تری ( مش تریه ) = به معنی بزرگ تری در پهلوی است
مِسَک = شاش
مَزَن = شدید ، قوی ، بزرگ
تبخیر شدن
مایش از "مایشن" به معنی مقاربت جنسی است. مایش همچنین به چم "سنجش" است ، که اسم مصد از کارواژه ی مودن است.
ماتیان / ماتکیان = 1 - اصلی ، اساسی 2 - کتاب ، رساله
آینده ، زمان آینده ، کسی که می آید ، نزدیک شونده
مَستُرگ = جمجمه ، کاسه ی سر
برابر فارسی جمجمه = مَستُرگ ، کَدُف
مسنیدن = بزرگ داشتن ، تجلیل کردن مسنش = بزرگداشت
در پعلوی "به معنی آندازه و ارتفاع" مسای سینه = به اندازه ی عرض سینه
برابر فارسی آن "مانسَر" است. و مانسر بر به فرشته ی حامل وحی گفته می شده.
بُک گرفتن / بک واستدن = افزایش ناگهانی حجم آتش ، زیاد شدن زبانه ها ، بسیار شعله ور شدن ، بسیار گرخیدن ، آتش گرفتن ، منفجر شدن از آتش
ماندن ، توقف کردن ، باقی ماندن
قصور
مَنگ = در پهلوی ، قاعده ، روش ، قانون
تقصیر
انتقام گرفتن ، توختنِ کینه ، ادای دِین و کینه
کرنیدتن / کرنیدن = بریدن ، قطع کردن ، پاره کردن
نوعی قلعه ، دژ
قالب ریزی کردن ، آفریدن
به آرزو رساندن ، کام روا کردن ، کام کسی را برآوردن
ترکیدن ، ویران کردن ، شکافتن ، پاره کردن ، فاسد کردن
هدایت کردن ، رهبری کردن
میل ، خواسته
کار نیک ، عمل صالح ، عملکرد خوب
خوشگل ، خوش تراش ، خوش ریخت و خوش ساخت
ساچیدن ، سازیدن = تطابق و سازگار شدن ، انظباق ، مناسب بودن
هونیا
هونیدن ، هونش = فشردن ، خرد کردن ، عصاره ی چیزی را کشیدن
هونش = فشار ، عمل خورد کردن با فشار
هونیدن
هیس هَس هین همه به معنی فوری هستند.
به معنی کثافت ، مدفوع و آلودگی هم هست
در پهلوی واژه ی "هِریه" به معنی ثروت وجود داشته است. شباهت زیادی با این واژه ی انگلیسی - فرانسوی دارد.
درست