پیشنهادهای ژاسپ (٤,٤١٢)
خاستن ، بلند شدن
قربانی
1 - اندیشه 2 - مشاوره
خوشبخت کردن شاد کردن برای گذشته است و در حالت کنونی از دیسه "اوروازیدن" بهره گرفته می شود.
شاد کردن
خوشبختی
دارای اندیشه ی شاد ، سعید ، خوشبخت
اوروَر = غذا
اول ورزیدن = 1 - نفض کردن ، فسخ کردن 2 - پشیمان شدن ، توبه کردن
بلند شدن ، خیزش
اول اوستن = برخاستن ، بلند شدن
لایه بندی
روساخت
در برسی متون قدیمی به واژه ی "اول تر" به معنی بالا تر برخوردم. این موضوع که اول - به عنوان پیشوندی به معنی بالا در فعل هم استفاده می شده باعث شد فکر ...
ادا کردن کینه توختن = حل کینه با عمل انتقام گرفتن
کوشش و تلاش
آرام ، ساکت
تَروفتن = دزدیدن ، سرقت
ما در پهلوی واژه ی "تَرَفت" / Traft به معنی سرقت و دزدیدن را داشته ایم. همانندی این دو واژه اتفاقی به نظر نمی رسد.
تُو = بخش ، قسمت
کفاره دادن ، جبران کردن ، تنبیه کردن ، پشیمان شدن ، توبه کردن
تویه = توانایی ، نیرو ، قدرت "تویه و پویه ی کار کردن"
محقق ، مسلم و حتمی
آفرینش ، خلاقیت
ترون = تر و تازه ، لطیف
مغرور و متکبر
ترمانیدن = حقیر شمردن ، خوار کردن ، تکبر ورزیدن ، گستاخی کردن Snub
1 - اندازه گرفتن ، سنجیدن 2 - تراز کردن ، متعادل کردن
تن در آمیزی ، آمیزش جنسی
تَنبان = 1 - ناصحیح ، نادرست 2 - نامنظم
عنکبوت = تَنَند ، وَرَند ، کاردوانک، کارتَنَک ، دیوپای ، کرونته ، تارتَن ، شیرمگس
تَم / تُم = تاریکی
روان کردن ، به حرکت درآوردن ، به جریان انداختن ، حرکت دادن
شویش = قحطی
شپیار =شربت
بی توجهی ، غفلت
سِتوری ( پهلوی ) = قیومیت ، امانت داری
سود = گرسنگی
سِتوش = عذاب قبر
ثابت ، ایستاده و استوار
مدهوش شدن ، بی هوش شدن
گیج ، بیهوش
سِتَر = مدهوش ، گیج ، غش کرده ، ضعف کرده و بر زمین افتاده
ستمه = شدید
سریشَک= توده ، گروه ، دسته
سرو ( sraw ) در پهلوی به معنی آوازه و نام و شهرت است. خسرو/ هسرو = خوشنام دسرو/ دشسرو= بد نام
سپورهیدن = کامل کردن ، تمام کردن سپور = کامل
سپور / اسپور = کامل ، تمام
سپاش / اسپاش = فضا ، فلک ، جهان Space
سنود ( اوستان ) = به معنی ابر است.