پیشنهادهای ژاسپ (٤,٤١٢)
در فارسی ما کارواژه ی "همینیدن" به چم : ۱_ سرودن ۲_ نواختن را داشته ایم ، گمان من این است که ریشه ی این واژه همین کارواژه ی فارسی باشد
دخول
تحقیر کردن ، خفت دادن
مقدس و متبرک کردن
نوینیدن
بیولیدن
آدینیدن = نیدن / آنیدن ، هدایت کردن برابر Conduct
نیدن
در فارسی "نیدن"
ایراختن = To Condemn
نهمبیدن / اَویشتن
تکمیل کردن ، کامل کردن
سرودن ( چکامه ) ، نواختن ( ساز )
رنگ کردن
توختن
اسپیختن / اشپوختن = مجبور کردن ، اجبار کردن
نَشلیدن
محکم گرفتن Clutch
پالاییدن ، تمیز کردن
هنون = اثر هنود= تاثیر مانند نمون که از نمود گرفته شده است.
فرجَست
شکاف برداشتن ، پاره شدن ، خراشیده شدن
شکاف برداشتن ، پاره شدن ، خراشیده شدن
تغییر کردن
کهولیدن / گهوایدن = تغییر کردن
تغییر کردن
جاور کردن ، تغییر کردن
تغییر کردن ، دگرگون شدن
تغییر کردن
آساردن = آماردن ، هماردن ، شماردن ، محاسبه کردن
شپوختن / اِشپختن = قلدری کردن
شپوختن / اشپختن
تخمیر کردن
زور گویی ، بولی کردن ، قلدری کردن
خشم گین شدن ، نزاع کردن ، پرخاش کردن
رَخیدن = نفس نفس زدن
پَرزیدن = مانع شدن ، سد کردن
انتقاد کردن ، نقد کردن ، سرزنش کردن
آکِستن / آکشتن = بستن ، پیوند دادن ، وصل کردن
اندیشیدن
کیفتن = خم شده به سویی ، گرایش و میل پیدا کردن
فیت = فرزام = درخور ، برازنده ، مناسب
ریشخند کردن ، مسخره کردن Laughing
مَلنجیدن = بر کشیدن ، جذب کردن
تَریدن = جذب کردن
نِهاردن = تُنُک کردن ، رقیق کردن
سیجیدن = تنظیم کردن ، آراستن
اَرستیدن = 1 - آراستن 2 - منظم کردن
آراستن
آبیستن= آراستن