پیشنهادهای ژاسپ (٤,٤١٢)
آراستن
آمودن = 1 - آراستن 2 - مهیا کردن ، آماده کردن
آریدن = آراستن
خشمناک کردن ، رنجاندن
مَسیدن/ مَشتن = اندوختن ، جمع آوری کردن
هیویدن = جُزیدن ، تغییر کردن
فریفتن
موافقت کردن
غمگین کردن ، رنجاندن
اندرز دادن ، پند دادن ، نصیحت
آراستن ، مرتب کردن ، منظم کردن
آراستن ، آراییدن
انتقاد کردن ، پند دادن ، سرزنش کردن
بدست آوردن
چکیدن ، انزال
= ژودن ، خوردن ، بلعیدن
ژودن = 1 - بلعیدن ، خوردن 2 - ترک کردن ، غفلت کردن 3 - وراجی کردن
بلع
زَه = درخواست ، آرزو
عزیز ترین
= زیستن
گودی ، ژرفا
زیم = زمان ، مدت ، سال
مراقبت کردن
زیچ = تقویم
دارای زین ( ذهن )
هشیار ، مراقب ، حواس جمع
زفان / زسپان = خطلا ، اشتباه ، بیهوده
زیاک / زهاک = فرزند
زستن = 1 - طلب کردن 2 - جُستن ، جستوجو کردن
اشتباه ، نادرست
زرغون = سبز ، تر و تازه
زرمان در پهلوی = پیری ، سالخودگی و ناتوانی
از معانی دیگر آن = ساق پا
زام = زم ، زمین
زاک / زاق = فرزند ، بچه
دارای فرزند
زهاک = زاده ، فرزند ، خانواده ، نسل
زهک = به معنی عنصر و ماده نیز بوده است
زهک = جنین انسان ، فرزند ، اولاد ، نسل
در پهلوی یوخت = جفت ، زوج
ابر بارانی
یوتَر = 1 - دیگر 2 - مشخص
جدا کردن
مجزا ، جدا
یوشداسرینیدن = تطهیر کردن ، پاک کردن ، شستن
یاوَر در پهلوی به معنی "دفعه ، باز ، زمان" نیز بوده است.
یَتَک = خاصیت
یَسک = بیماری ، ناخوشی
گفتن سخنان مقدس ، قُدسی گویی ، دعا کردن ، زمزمه کردن آیات الهی