پیشنهادهای ژاسپ (٤,٤١٨)
دوران نوهَماگی
ظلم کردن ، ستم کردن
ظلم کردن = هیچیدن / سیزیدن
هَختن = تلقین کردن ، ترغیب کردن
هاوندی ، هاوندانه
مساوی ، معادل
هَت = 1 - اگر 2 - یعنی
هین = هَس = فوری ، بلافاصله
هین = فوری هَس = فوری
هر ویسپین
اَخوان = جهان ، عالم ، هستی
1 - تمدد عضلات 2 - بیرون کشیدن
هَنام
همبویهیتن ، همبوهیدن = در شکم مادر به وجود آمدن ، تشکیل نطفه
هنبَختن ، هنبختار / اوبختن = تخصیص دادن ، تخصیص
هنباسیدن
ناف مَرزی ناف = اعضای یک خوانواده ، خویشاوند درجه یک مرزیدن = آمیزش گناه آلود ، زِنا
حریف = همستار / همبَد
همستاریدن ، همستارش = ضدیت کردن ، رقابت کردن ، مخالفت کردن
1 - ایوانیدن ، ایوانش = متحد کردن 2 - همنیدن / همنیتن/ همیدن ، همنش = متحد کردن
تمایل
شبیه = هَمال / مان / گِراهِشته / انگوشیده
هلک = احمق ، دیوانه هلکی = حماقت ، دیوانگی
فصل ( برای کتاب ) = هات ، فرگَرد ، بخش هات به معنی فصل های کتاب است. مانند یسنای هفت هات در اوستا
هاچیدن ، هاچش : سوق دادن ، تحریک کردن ، ترغیب کردن ؛ برانگیختن ، هدایت کردن
آمیختن ، مخلوط کردن
پلیس = گِزیر / جُلویز
نفرین کردن
علاوه بر هرباسپ واژگان زیر را هم داریم: گدوک= سیاره گدوکی = وابستهه به سیاره ، سیاره ای
گَرزِش
افراط = "فره بود" / گزافکاری
اجبار کردن ، زور به کار بردن: 1 - فرچوانیدن ، فرچوانش 2 - واداشتن ، واداشت ، وادارش 3 - سِنمیدن
توسعه = فرایمندی / روذِش
فَروَست= محتوا فَروَستن = در بر داشتن ، محتوی بودن ، شامل بودن ، متضمن بودن ، گنجاندن
فَروَست= محتوا فَروَستن = در بر داشتن ، محتوی بودن ، شامل بودن ، متضمن بودن ، گنجاندن
فَروَست= محتوا فَروَستن = در بر داشتن ، محتوی بودن ، شامل بودن ، متضمن بودن ، گنجاندن
فرتوم = دارای اولویت فرتومی = اولویت
فراشم = تجدید ، ترمیم ، تولید مجدد
فرکانیدن = بنا کردن ، اساس و پایه چیزی را گذاشتن برابر Found در انگلیسی
فرجستن = خارج شدن ، بیرون جهیدن ، به جلو پریدن
فرجفتن = انجام دادن ، به فرجام رساندن ، پایان دادن.
فرهیست = عمده ، غالب
تک خدایی به پهلوی ایوخدایی ( Monotheism ) با یکتاپرستی ( Monolatry ) فرق می کند. تک خدایی یعنی فقط یک خدا هست. یکتا پرستی به بیان دقیق تر تک پرستی یع ...
در پهلوی داشته ایم: ایوَر / ایوَره / ایوَریک = مطمعن ایوَری / ایوَریه/ ایوَرِگی = اطمینان
اتونیه / Etonih به معنای کیفیت نیز به کار می رفته.
اتونیدن: / اتونیهیدن: 1 - چنان بودن ، چنان شدن 2 - اتفاق افتادن ، مقدر شدن ، روی دادن
ایراختن
اِرنگ= اشتباه ، لغزش ، خطا . . . . . . Error
اِچینیدن = هیچ کردن ، به هیچ تبدیل کردن ، به صفر رساندن
دُواریستَن = دویدن ، گریختن ، سرگردان بودن ، با شتاب رفتن