پیشنهاد‌های سید وحید طباطباییان (١,٤٠١)

بازدید
٤,١٢٨
تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناشناخته، ناروال، واگرا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

ناشناخته، ناروال

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناشناختگی، ناروالی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

نیروی کمکی، یاریگر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

از قلم افتادگی، زدودگی، کاستی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

تازه از راه رسیده، تازه نفس، نورسیده، تازه به دوران رسیده، نوکیسه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیشگزین کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیشگزین شده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

آغل، طویله، گهواره کوچک، هلفدانی ( غیر از خودنویس و قلم، معنای اینها هم می ده )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

اشاره گر، الهام بخش، پیشنهادی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

اشاره گری، الهام بخشی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

ایز گم کردن ( عامیانه ) _ رد گم کردن_ رد گم کنی_ پی گم کردن_ اندیش پرتی_ اندیش پرت سازی_ گمراه کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

زن گریزانه، زن ستیزانه ( این واژه صفت است و باید به صفت ترجمه شود. برخی دوستان آن را به اسم برگردانده اند. زن ستیزی، یا زن گریزی اسم است )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

زن گریز، زن ستیز

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

همپوشانی ( در ادبیات ، سینما و هنر )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

همپوشانی ( در ادبیات و سینما )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

همپوشانی ( در ادبیات و سینما )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

گذشته نگر، گذشته نگرانه، گذشته بینانه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

دیرینه، دیرینه پردازی شده، باستانی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیرینه گرایی، دیرینگی، پرپیشینگی، باستان گرایی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

فروکاستن، زوال، خرد شدن، فروپاشی، وارفتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

شیوه شناسی سبک شناسی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

خودخوانده، خودجوش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

نمود یافتن، جامه عمل پوشاندن، تحقق یافتن، تشخیص دادن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

این مقام در کلیساهای محلی می تواند مراسمی مانند عقد و ازدواج را میان زن و شوهرها انجام می دهد. شغلی مانند عاقد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

سربار، گزافه، زیادی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

( در ادبیات داستانی ) گره گشایی، واگشایی، گشایش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

نرینگی، مردانگی، مردسالاری مردینگی ( بنا بر سایت واژه یاب: واژه مصوب فرهنگستان )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

بد برداشت، کژبرداست، دژبرداشت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

در متن علمی و رسمی: دگرباش در ادبیات داستانی و سینما کمابیش با بار منفی، به عنوان ناسزا: همجنس باز، اُبنه ای، اِواخواهر ( این یک نظر شخصی نیست )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

درود بر دوستان عزیز. اون بالا توضیح دادم که در ادبیات، تاکید می کنم، در ادبیات داستانی یا مثلا در سینما، وقتی این واژه، به ویژه در لحظاتی با احساسات ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

سپوزش خواهی، کامخواهی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شهوت زدایی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

شهوت انگیز نمودن، شهوانی کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شهوت انگیزی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

شهوانی گری، شهوت زدگی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

برداشت کردن، خوانش کردن، واکاوی کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

بالنده، پخته، کارکشته، کارآزموده، رسیده

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

در گذر. . . در گذار. . . در هنگام. . . در زمان. . .

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

حرکت آهسته، کندرو، نمای حرکت آهسته، نمای کند شده

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

نرمخویی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

کامروا، کامیاب، کامیافته

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

کامیابی، خشنودی، انجام یافته

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٩

نمایان، برون ریخته

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

نخی که عروسک خیمه شب بازی را با آن حرکت می دهند. در ادبیات به دوست قابل اعتماد شخصیت اصلی داستان گفته می شود که به وسیله او و به بهانه درددل شخصیت ا ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

سمج، سرسخت، پیگیر، سختگی ناپذیر ( عامیانه، سریشم😊 )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

بیانگری، خودبیانگری، گفتار، ادا کردن، نشان دادن، برون ریزی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

جهش به جلو، خیزش به پیش، پیش رفتن، خیزبرداشتن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٣

البته پارادوکس با آگزیمورون فرق داره. در اصطلاحات ادبی، آگزیمورون یک ترکیب ( اضافی - وصفی ) است که تناقضی آشکار میان دو واژه آن دیده می شود. مانند: ی ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

روشمند، شیوه مند، ویژه، شخصی