پیشنهاد‌های سید وحید طباطباییان (١,٤٧٥)

بازدید
٥,٥٨٧
تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

مهره سرخود آتش به اختیار ریشهٔ استعاره از توپ جنگیِ مهارنشده روی عرشهٔ کشتی برگرفته شده است: اگر توپ روی عرشه محکم وصل نشده باشد، یا از جای خود کند ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

کم رنگ کردن کم توان کردن کاستن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نابرابری ها شایدوبایدها اما و اگر ها

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هم خانگی ( در بعضی متون )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حال و هوای چیزی را دریافتن کلیت چیزی را دریافتن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به هر روی که بشود. . . هر جور که باشد. . . هرجور که بشود. . . به هر قیمت. . .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کارت یادداشت کارت پژوهشی کارت تصویر

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کارت یادداشت کارت پرونده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قوس نمایشی قوس داستانی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مستند نما ( فیلم های داستانی که تلاش می کنند برای تأثیرگذاری بیشتر از شخصیت ها، مکانها و شیوه فیلمبرداری مستندنمایانه در داستانی واقع گرایانه بهره ب ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بی ریخت کردن بدریخت کردن از ریخت انداختن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بیرون را پاییدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مقدمه چینی بسترسازی ( در ادبیات و سینما )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Outer office دفتر منشی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شاخه داستان داستان فرعی ( در سینما و تلویزیون، مجموعه هایی که برگرفته از شخصیت های فرعی یک داستان، فیلم یا مجموعه دیگری ساخته شود )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بنابر روال

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناشکیبا بی صبرانه بی تاب

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چنگ زدن و برداشتن چنگ زدن و جمع کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر. . . موج سواری کردن بر موج. . . سوار شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بنیادین بنگریم. . . بنیادین ببینیم. . .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نماپردازی کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نماپردازی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صداسازی در سینما یعنی بازآفرینی و ضبط صداهای حرکتی و کنشیِ مربوط به شخصیت ها و اشیاء، پس از فیلم برداری، به صورت هماهنگ با تصویر. مثلاً بازیگر در ت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیک و بد خیر و شر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرهیز بازداری ممنوعیت پرهیختن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شخصیت نخست شخصیت اصلی شخصیت کانونی ( دوستان دقت بفرمایید که واژگان پروتاگونیست و آنتاگونیست به این علت به کار گرفته شدند که با معنای کلاسیک قهرمان ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شتاب دادن شتاب افزودن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شتاب افزا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کنش وواکنش شتاب افزا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به عنوان فعل: پخته شدن جا افتادن رسیده شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

له و لورده درب و داغون له و په فرسوده آسیب دیده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احساس زدگی شور و هیجان احساسات زدگی احساساتی بودن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شوخ و شنگ طناز طنزآغ

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماجراجویی غیرقانونی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوستان دقت بفرمایید که فرق voice over یا همان صدای راوی با offscreen sounds یا صداهای بیرون از قاب یکی این است که voice over صدای راوی همیشه صدای انس ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوستان دقت بفرمایید که فرق voice over یا همان صدای راوی با offscreen sounds یا صداهای بیرون از قاب یکی این است که voice over صدای راوی همیشه صدای انس ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سینماگر فیلمبردار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شکم بند سینه بند پیش بند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پارچه حریر پارچه توری تور گاز پانسمان پارچه تنظیف

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ستیزه جو نزاع طلب جروبحثی بگومگو کن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Would be lover به اصطلاح دلداده دلداده احتمالی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کهنه، زنده، پاره پوره ( برای پارچه و پوشاک و فرش ) آشفته، شلخته، درهم وبرهم، بی نظم، بی سامان ( اگر برای وصف یک گروه یا جمعیت باشد )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیر از معنای ذکرشده، در برخی متون به معنای زیر هم هست: کلنجار رفتن ( با اشیاء ) He debated a wooden barrier at the entrance to the park. در ورودی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ستایش شده ستوده شده تحسین شده جایزه گرفته

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرگ هراسی Thanatos:مرگ Phobia : ترس، هراس

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرگ اندیشی Thanatos: مرگ Opsis: دیدن، نگاه کردن، نگاه، منظره، چشم انداز Thanatopsis : نگاه تامل برانگیز به مرگ، تامل شاعرانه و فلسفی درباره مرگ و فن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خمِش پذیر انعطاف پذیر سازگار شونده چکش خوار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

خانه گزیدن مسکن کردن اقامت کردن مقیم شدن زیستن ( در ) زندگی کردن ( در ) مُقام کردن ( در ادبیات ) کاشانه گرفتن سکنی گزیدن

١