ride the wave of

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• سوارِ موجِ چیزی شدن
• از یک روند یا موقعیتِ مساعد نهایتِ استفاده را بردن
• همراه با یک جریانِ موفقیت آمیز حرکت کردن
🔸 مثال ها:
• "The company rode the wave of the tech boom and expanded rapidly. "
...
[مشاهده متن کامل]

( این شرکت سوار بر موجِ رونقِ فناوری شد و به سرعت گسترش یافت. )
• "Politicians often ride the wave of public outrage to gain support. "
( سیاستمداران اغلب سوار بر موجِ خشمِ عمومی می شوند تا حمایت جلب کنند. )
• "She rode the wave of her viral video to launch a successful music career. "
( او سوار بر موجِ ویدئویِ وایرالِ خود شد تا یک حرفه ی موسیقیِ موفق راه اندازی کند. )
• "The brand rode the wave of eco - consciousness to market its sustainable products. "
( این برند سوار بر موجِ آگاهیِ زیست محیطی شد تا محصولاتِ پایدارِ خود را بازاریابی کند. )

سوار بر موج چیزی بودن
Schools are riding a wave of renewed public interest
مدارس سوار بر موجی از خیر عمومی تازه شده هستند
خرِ مراد را سوار بودن؛ لذت بردن از یک دوره موفقیت و خوشبختی.
Example 1: 👇
The president was riding a wave of good feeling about the economy, but it didn't last long.
رئیس جمهور بر موجی از احساسات خوب در مورد اقتصاد سوار بود ( خر مراد را سوار بود ) ، اما مدت زیادی دوام نیاورد.
...
[مشاهده متن کامل]

Example 2: 👇
There was a time when the mayor was still riding a wave of public approval.
زمانی بود که شهردار همچنان سوار خر مراد بود و از تأیید عمومی برخوردار بود.
Example 3: 👇
Linda briefly tries to ride the wave of her adventures with the Potters.
* The Plays of Philip Barry from Paris Bound to the Philadelphia Story - Donald R. Anderson &
Robert A. Schanke
لیندا سعی می کند برای مدت کوتاهی سوار بر موج ماجراجویی هایش با اعضای خانواده ی پاتر شود. ( از ماجراجویی با خانواده ی پاتر لذت ببرد. )
# متن انتخابی: از کتاب *نمایش های فیلیپ بری از پاریس محدود تا داستان فیلادلفیا* اثر اندرسون و شانکه.

ride the wave of
از چیزی بهره بردن، از موفقیتی به دست آمده، بهره بردن