پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٢٠١)

بازدید
٣٦,٣٣٦
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٩

آقداش ( آق داش ) به معنی سنگ سفید است و معنی سنگ بزرگ هم می دهد چون معنی قارا ( سیاه ) و آق ( سفید ) علاوه بر سیاه و سفید بزرگ نیز می باشد . مثلا : ق ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

بلوک : واژه ی بلوک یک واژه ی ترکی است از مصدر "بؤلْمَک" به معنی تقسیم کردن چیزی را به قسمت های کوچک تقسیم کردن و جدا نمودن . بؤلوک یا به قول فارس ها ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

بنده: دکتر کزازی در مورد واژه ی "بنده " می نویسد : ( ( بنده در پهلوی در ریخت بندگ bandag بکار می رفته است . ستاک " بنده " ، همچون " بندی " ، " بند " ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

پاره: دکتر کزازی در مورد واژه ی "پاره " می نویسد : ( ( پاره در پهلوی در ریخت پارگ pārag بکار می رفته است . در معنی مزد و پاداش است . در پهلوی نیز در ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

پیرایه: دکتر کزازی در مورد واژه ی " پیرایه" می نویسد : ( ( پیرایه در پهلوی در ریخت پیرایگpayrāyag بکار می رفته است. ) ) ( ( کجا نامور گاو برمایه بو ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

داغ: دکتر کزازی در مورد واژه ی " داغ" می نویسد : ( ( داغ ، به گمان ، از همان ستاکی بر آمده است که دخ در " دخمه " ، در پهلوی دخمگ daxmag در این زبان ، ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

جُل :جُل یا چُل ، به زبان ترکی چؤل . به پارچه ای کهنه ای گفته می شود که از زیر پالان یا زین بر پشت حیوان می اندازند تا پالان و زین پشت حیوان را زخمی ...

پیشنهاد
٥

گردی از راه برخاستن:چیزی کم ارزش از میان رفتن ( ( چونکه تو برخیزی ازین دامگاه باشد برخاسته گردی ز راه ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجا ...

پیشنهاد
٥

زمام چیزی را کشیدن:یعنی آن چیز را مالک بودن و در اختیار داشتن ( ( هر که زمام هنری می کشد در ره خدمت کمری می کشد ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

رخش گرم کردن:اسب را تند راندن ( ( رخش برو چون جگرش گرم کرد پشت کمان چون شکمش نرم کرد ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 343 . ...

پیشنهاد
٦

پشت کمان نرم کردن:کمان کشیدن و تیر انداختن ( ( رخش برو چون جگرش گرم کرد پشت کمان چون شکمش نرم کرد ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

نظر جسته:جذاب ، زیبا و دیدنی ( ( گفتی از آنجا که نظر جسته بود از نظر شاه برون رسته بود ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 343 ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

ز خصومت بری:دوست داشتنی ( ( گردن و گوشی ز خصومت بری چشم و سرینی به شفاعت گری ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 343 . )

پیشنهاد
٥

از جرس نفس غریو آوردن:نفس را به گریه و زاری آوردن ( ( از جرس نفس برآور غریو بنده دین باش نه مزدور دیو ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

کفش آوردن:کنایه از آماده شدن برای حرکت. ( ( گر نفسی نفس به فرمان تست کفش بیاور که بهشت آن تست ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷ ...

پیشنهاد
٦

سر ز هوا تافتن:از هوا و هوس سر پیچی کردن. ( ( سر ز هوا تافتن از سروریست ترک هوا قوت پیغمبریست ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷ ...

پیشنهاد
٩

خلاف آمد عادت:معتقد بودند که از روزگار خلاف مطلوب را باید طلب کرد زیرا روزگار ضد خواسته را به پیش می آورد در نتیجه به مطلوب خود می رسیم . حافظ گفته ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

عدم گیر:صفت فاعلی در معنی مفعولی ، عدم گرفته ، گرفته شده به وسیله عدم ، معدوم ( ( دی که ز پیش تو به نخجیر شد تیز تکی کرد و عدم گیر شد ) ) ( شرح مخ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

تیزتکی:تندروی ( ( دی که ز پیش تو به نخجیر شد تیز تکی کرد و عدم گیر شد ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 333 . )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

هنری تک:سخت دونده ( ( می شنوم کان هنری تک نماند باد بقای تو گر آن سگ نماند ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 333 . )

پیشنهاد
٥

جگر به دندان گرفتن:رنج را تحمل کردن ( ( رچه در آن غم دلش از جان گرفت هم جگر خویش به دندان گرفت ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷ ...

پیشنهاد
٦

دلش از جان گرفت:سخت مضطرب شد. ( ( گرچه در آن غم دلش از جان گرفت هم جگر خویش به دندان گرفت ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص ...

پیشنهاد
٥

دست گزین کردن:انتخاب کردن ، دست آموز کردن ( ( این دو سه مرکب که به زین کرده اند از پی ما دست گزین کرده اند ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

بزین کردن:تربیت کردن ( ( این دو سه مرکب که به زین کرده اند از پی ما دست گزین کرده اند ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 328 ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٨

واژه فدا ( فد=نثار ) در اوستایی کهن به شکل vīdبه معنای قربانی کردن نثار دهش به رایگان وقف ثبت شده است. عرب از واژه ایرانی فد ریشه فرضی فِداء را ستاند ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

واژه سلام آریایی که از آن واژه های: سلامت ، سالم ، اسالم ساخته شده اند با واژه سلام عربی هم ریشه نیست . واژه آریایی سلام ( سل=خوشی لوم=پُربرکت ) به ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

درِ دین زدن :طلب دین کردن ، از دین سخن گفتن ( ( چند نظامی در دنیا زنی خیز درِ دین زن اگر میزنی ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

در دنیا زدن:طلب دنیا کردن ، از دنیا سخن گفتن ( ( چند نظامی در دنیی زنی خیز درِ دین زن اگر میزنی ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

دستکش:دستکش در مصرع اول : سائل ، گدا دستکش : در مصرع دوم : نوعی نان در بعضی از نقاط آذربایجان شرقی بدان " پنج کش " می گویند ، زیرا موقعی که به تنور ...

پیشنهاد
٣

دست به پیشه کشیدن:کار کردن پیشه ای را انجام دادن ( ( دست بدین پیشه کشیدم که هست تا نکشم پیش تو یکروز دست ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات ز ...

پیشنهاد
٥

دست پیش کسی کشیدن:کنایه از گدایی کردن ، دست دراز کردن ( ( دست بدین پیشه کشیدم که هست تا نکشم پیش تو یکروز دست ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر ب ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

جوانی کردن:کنایه از جهالت و نادانی کردن ( ( پیر بدو گفت جوانی مکن درگذر از کار و گرانی مکن ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

بتکلف کردن:با رنج و زحمت انجام دادن ( ( چند کلوخی بتکلف کنی در گل و آبی چه تصرف کنی ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 326 . ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

خربندگی:بار کشی ( ( کاین چه زبونی و چه افکندگی است کار گل این پیشه خر بندگی است ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 326 . ) ا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

خیره زبان:بیهوده گوی ( ( آمد از آنجا که قضا ساز کرد خیره زبانی سخن آغاز کرد کاین چه زبونی و چه افکندگیست کاه و گل این پیشه خر بندگیست ) ) ( شرح م ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

تیغ زنان:جنگجویان ( ( تیغ زنان چون سپر انداختند در لحد آن خشت سپر ساختند ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 325 . )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

طرف گیر:کناره گیر ( ( در طرف شام یکی پیر بود چون پری از خلق طرف گیر بود ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 325 . ) معانی دیگ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

گرگ دم:کسی که دم او مانند گرگ است ، گرگ خوی ، درنده ( ( گرگ دمی یوسف جانی چراست شیر دلی گربه ی خوانی چراست ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات ...

پیشنهاد
٥

دست کفچه کردن: ( مصدر متعدی ) [قدیمی] گرد کردن به شکل کفچه ، کنایه از گدایی ( ( تا شکمی نان و دهنی آب هست کفچه مکن بر سر هر کاسه دست ) ) ( شرح مخز ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

فرانک: دکتر کزازی در مورد واژه ی " فرانک" می نویسد : ( ( فرانک مام فریدون، در اوستا یادی نرفته است. به گمان بسیار، " ک" در آن پساوند است. ستاک نام: ف ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

: دکتر کزازی در مورد واژه ی " آبتین" می نویسد : ( ( آبتین که در ریخت "آتبین" نیز به کار رفته است، در اوستا، آثْبیه بوده است؛ریختی از آن در پارسی اثفی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

تغییر : واژه ی عربیزه شده ی تغییر از واژه ایرانی ( تگوهیر - تگیر - تغیر ) گرفته شده است. واژه ی معادل انگلیسی تغییر change می باشد . به نظر می رسد و ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

تبدیل :واژه تبدیل با واژه بدل از یک ریشه می باشد. لغت بدل یک واژه آریایی است که از ریشه سنسکریت بدا भेद bheda به معنای: تبدیل، تغییر به دست آمده است. ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٥

ضبط : واژه ی ضبط در لغتنامه سغدی به شکل چبت čbt به معنای دزدیدن ( انگلیسی to steal ) ثبت شده است. از واژه چبت سغدی در فارسی واژه ی زپت به معنای ربودن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

فن : اگر واژه پند ( =راه ) ریشه ی واژه فن نباشد میتوان واژه سُغدی غَنγan به معنای صنعت مهارت را ریشه واژه امروزین فن دانست همانطور که در واژگان الغنج ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

کاب : پسوند نوساز کاب از واژه قاب که با واژه های قابو و قابل و قابلیت به معنای توانمندی همریشه می باشد به دست آمده و همتای پسوند able در انگلیسی است. ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

اشکال :واژه آریایی اشکال به معنای ایراد از واژه سنسکریت skhalita स्खलित به معنای اشتباه ( انگلیسی mistake ) ستانده شده همانطور که در ارمنستان به شکل ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

یقین :لغت عربیزه ( عربی شده ی ) یقین از لغت آریایی یکین به دست آمده است. همانطور که در زبان باسک به شکلjakin و در معنای دانستن ( انگلیسی knowing ) به ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦٣

کودن :لغت ایرانی کودن که آنرا عربی پنداشته اند در زبان باسک به شکل kirten و در معنای احمق خنگ نادان به کار میرود. منبع : ( فرهنگ لغت انگلیسی - باسکی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

ککه: لغت اصفهانی ککه keke به معنای shit از ریشه هندواروپایی kek به معنای stool ساخته شده همانطور که آنرا در زبان باسک به شکل kaka و در ارمنستان به شک ...