پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٢٠١)

بازدید
٣٦,٣٣٦
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

لغت ایرانی البته به معنای "بطورحتم" را در زبان باسک به شکل alafede و در معنایcertainly for sure indeed به کار میبرند. لغت شناسان اروپایی میگویند در ل ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٣

کوکب : واژه ی کوکب از واژه کوکه گرفته شده است . واژه ی کوکه در لغتنامه پهلوی به شکلKoka به معنی ماه آمده است که خود از دو بخش: کو ( =درخشش ) / کا ( = ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

شکار : لغت شکار در اصل به معنای در پی چیزی افتادن است همانطور که در لغتنامه سغدی به شکل šǝkǝr و šīkər به معنای پیگیری ثبت شده است. لغت شکار در کشور پ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

واژه دجله از واژه ایرانی تیگره گرفته شده است . تیگره در اوستایی tighri به معنای تیز ، تیر ، نیزه ، تندرو می باشد که عرب آنرا با تغییراتی ( دیگره - دی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

یغما در زبان ترکی از مصدر "یئغماق یا یئقماخ " به معنی جمع کردن و به خود اختصاص دادن ، برگرفته شده . یغما یعنی غارت کردن اموال دیگران و اختصاص دادن آن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٥

چپاول : واژگان ایرانی چپو و چپاول به معنای یغما غارت در اصل به معنای دزدی هستند همانطور که در لغتنامه سغدی به شکل چفcaf و چبد cabd به معنای دزدیدن ثب ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٥

کافی : واژه ایرانی کافی که از دو بخش :کاف ( =کاپ، سر ) /ی ساخته شده از ریشه آریایی کاپ، کپ به معنای سر می باشد ( در لورستان و کوردستان :کپو=سر هنوز ه ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

وافی :واژه ایرانی وافی که از دو بخش : واف ( = تمام ، بسیار ) / ی ساخته شدهاست از ریشه واف گرفته شده که در لغتنامه سغدی به شکل wāf و به معنای بسیار زی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٦

اتاق : واژه ی عربی شده ی اتاق از واژه ی سغدی اوتاک ōtāk بر گرفته شده است که در متن های بازمانده از این زبان به معنای جای، جایگاه ، ثبت شده است. منبع ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

شایگان : واژه ی شایگان از لغت سغدی šāykən به دست آمده که در متن های بازمانده از این زبان به معنای قصر ثبت شده است. منبع : An Introduction to Maniche ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

رودار : واژگان امروزین رودار و پُر رو از لغت سغدی رورتیایه rurtyāmēnč به معنای گستاخی به دست آمده اند . منبع : An Introduction to Manichean Sogdian ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

نفت : واژه امروزین نفت در اصل به معنای خیس، نمدار است همانطور که در لغتنامه سغدی به شکل نفدی nəβdē به معنای تر، خیس ثبت شده است. منبع : An Introduct ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

شگرف : واژه ی شگرف از دو قسمت : ش ( =خیلی ) / گرف ( = زیاد ) به معنای "بسیارزیاد" . قسمت اول واژه ی شگرف که پیشوند است در اوستایی به شکل اش در لغت As ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

واژه ی یاغی که امروزه در معنای گردنکش سرکش به کار می رود در اصل به معنای دلیر است . همانطور که در لغتنامه سغدی به شکل یاخیyāxē به معنای :دلیر ، شجاع ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٠

واژه ی قاضی یک واژه سغدی است که بعدا وارد زبان عربی گردیده این واژه در پهلوی به شکل کادیک و در لغتنامه ی سغدی به شکل خاتوxətu به معنای قاضی و خاتیاک ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

واژه نجات در لغتنامه سغدی به شکل نژاتnižət و به معنای بیرون شدن در رفتن ، ثبت شده است. همانطور که در انگلیسی لغت outlet در معنای رهایی راه نجات به کا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

آنی : آنی یک واژه ایرانی است به معنای فوراً . این واژه در لغتنامه ی سغدی به شکل یونیثyōnēɵ و به معنای: درجا، یهو، یکمرتبه ، ثبت شده است. در عربی آنی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

واژه بوستان شکل دیگر لغت بوذستان که دارای دو بخش : بوذ ( =بوی خوش ، بوی گل ) / ستان ( =پسوند مکان ) می باشد این واژه در لغت نامه سغدی بشکل βōδəstən* ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

جاماسب : بخش اول واژه ی جاماسب با واژه های ژام ، ژامک =برابر با جامک که از دو بخش : جام ( =بلور ) / اک ( =پسوند ) تشکیل شده در فرهنگ ها به معنی آینه ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

ژامک: برابر با جامک که از دو بخش : جام ( =بلور ) / اک ( =پسوند ) در فرهنگ ها به معنی آینه دانسته شده است . ولی معنای عالی و نفیس نیز می تواند داشته ب ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

ساحل : لغت عربی شده ی ساحل از ریشه سوه=خشک ( در سنسکریت शुष्क zuSka زوشک، در پارسی کهن هوشک=زمین، در هندوایرانی کهن سوشک=زمین ) ستانده شده است . همان ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

واژه ی هویج از لغت ایرانی ویج=ریشه به دست آمده است. هـ در آن پیشوند آواساز است . افزودن هـ به آغاز واژگان شیوه ای برای رساتر شدن آوای آنان بوده است . ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٥

هوس:این واژه از ریشه ی واژه اوستایی وس vas به معنای آرزو میل و خواهش بدست آمده است . وس امروزه با تغییراتی به واژه ی هوس ( هـ=پیشوند آواساز وس=خواسته ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

واژه ی گوساله در ریخت وسالک=گوساله از ریشه هندواروپایی vet - ( e ) s o به معنای یکساله گرفته شده است . همانطور که امروزه در شوماشتی ( غرب پاکستان و ش ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦٠

واژه ی سورتمه از مصدر " سورتَّمک " به معنی حرکت دادن چیزی که با زمین کشیدن همراه است " گرفته شده است . از این روی در زبان ترکی به دمپایه ( نوعی کفش ) ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

در زبان اوستایی tighri به معنای تیز ، تیر، نیزه ، تندرو . از این جهت می توان گفت:واژه ایرانی تیر با لغت لاتین tiger به معنای ببر همریشه است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

واژه ی مجانی در اصل یک واژه ی فارسی است که تغییر یافته ی واژه مگانی ِ فارسی است . واژه ی فارسی " مگانی" بعد از وارد شدن به زبان عربی به شکل مجانی در ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

مخالف بسیج:خلافکار ( ( داری از این خوی مخالف بسیچ گرمی و صد جبه و سردی و هیچ ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 323 . )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

آتش طبع:کنایه از نیروی شهوت ( ( آتش طبع تو چو کافور خورد مشک ترا طبع چو کافور کرد ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 322 . )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

لاله ی سیراب:کنایه از چهری زیبا و گل انداخته ( ( چشمه مهتاب تو سردی گرفت لاله سیراب تو زردی گرفت ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

چشمه ی مهتاب:کنایه از جوانی ( ( چشمه مهتاب تو سردی گرفت لاله سیراب تو زردی گرفت ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 320 . )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

سردی گرفتن:حرارت و گرمی را از دست دادن. ( ( چشمه مهتاب تو سردی گرفت لاله سیراب تو زردی گرفت ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ...

پیشنهاد
١

آفتاب از سر دیوار گذشتن:نزدیک شدن غروب ، کنایه از سپری شدن عمر و رسیدن مرگ. ( ( صبح برآمد چه شوی مست خواب کز سر دیوار گذشت آفتاب ) ) ( شرح مخزن ا ...

پیشنهاد
١

آب به آتش رسیدن: کنایه از بین رفتن طراوت ( ( روز خوش عمر به شبخوش رسید خاک به باد آب به آتش رسید ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱ ...

پیشنهاد
١

خاک به باد رسیدن:کنایه از ضعف و ناتوانی ( ( روز خوش عمر به شبخوش رسید خاک به باد آب به آتش رسید ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

گوش داشتن:مراقبت کردن ، حمایت کردن ، پناه دادن ( ( گوش به دریوزه انفاس دار گوشه نشینی دو سه را پاس دار ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنج ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

باران: باران در پهلوی در ریخت واران wārān بکار می رفته است . ) ) ( ( جهان را چو باران به بایستگی روان را چو دانش به شایستگی ) ) ( نامه ی باستان ، ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

شایستگی: شایستگی در پهلوی در ریخت شایستگیه šaistagīh بکار می رفته است. ) ) ( ( جهان را چو باران به بایستگی روان را چو دانش به شایستگی ) ) ( نامه ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

بایستگی: دکتر کزازی در مورد واژه ی " بایستگی" می نویسد : ( ( بایستگی در پهلوی در ریخت اپایستگیه apāyistagīh بکار می رفته است. ) ) ( ( جهان را چو با ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

برمایه: دکتر کزازی در مورد واژه ی "برمایه " می نویسد : ( ( برمایه در اوستایی، بَرِمایَئونه بوده است که چونان بَرْنام یا ویژگی گاوی به کار برده شده اس ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

دایه: دکتر کزازی در مورد واژه ی " دایه" می نویسد : ( ( دایه در پهلوی در ریخت دایگ dāyag بکار می رفته است. این واژه ، در این زبان ، در ریخت پساوندی دا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

پولاد: دکتر کزازی در مورد واژه ی " پولاد" می نویسد : ( ( پولاددر پهلوی در ریخت پولاوت pōlāwat و پولاپت pōlāpat بکار می رفته است. ) ) ( ( به بالا شو ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

سپس: دکتر کزازی در مورد واژه ی " سپس" می نویسد : ( ( سپس ریختی است از " زپس " ، کوتاه شده ی " از پس " که زبانشناسان آن را "سَنْدی " می نامند. ) ) ( ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

باره: دکتر کزازی در مورد واژه ی " باره" می نویسد : ( ( به معنی برج و دیوار ، دژ است . باره در پهلوی می بایست در ریخت بارگ barag بوده باشد ؛ ریختی دیگ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

زادن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " زادن" می نویسد : ( ( زادن در پهلوی در ریخت زاتن zatan بکار می رفته است. ) ) ( ( بدو گفت پردخته کن سر ز باد که جز ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

زیرک: دکتر کزازی در مورد واژه ی " زیرک" می نویسد : ( ( زیرک در پهلوی با همین ریخت بکار می رفته است. " ک " در آن ، پساوند می نماید : این واژه ، در نوش ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

بینا: ( ( بینا در پهلوی در ریخت وناگwēnag بکار می رفته است ) ) ( ( از آن نامداران بسیار هوش یکی بود بینادل و تیزگوش ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

آشفتن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " آشفتن " می نویسد : ( ( آشفتن یا "آشوفتن" مصدری است پیشوندی که از دوپاره " ا" ( =پیشاوند ) / شوفتن ( = مصدر ساده ) ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

خواری: ( ( خواری در پهلوی در ریخت خواریه xwārīh بکار می رفته است. ) ) ( ( گر این راز با من بباید گشاد و گر سر به خواری بباید نهاد ) ) ( نامه ی با ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦١

بها:در پهلوی در ریخت وهاگ wahāg بکار می رفته است . ) ) ( ( که گر بودنی باز گوییم راست به جان است پیکار و جان بی بهاست ) ) ( نامه ی باستان ، جلد ا ...