پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٢٠١)
مورچه : از مور به معنای حشره گرفته شده ابتدا مورک بوده و در پارسی به مورچه تغییر کرد مصغر مور یعنی حشره کوچک به مرور با تغییر "و" به "ی" و "م "به" ب" ...
دکتر کزازی ریشه مدرک را از مدرگ و مدر پهلوی می داند و اعتقاد دارد که این واژه بعدا در زبان پارسی به مُهر بدل شده و از آن از نشانه ها و وسیله ی اثبات ...
مُهر : دکتر کزازی در مورد واژه ی " مُهر " می نویسد : ( ( مُهر در پهلوی مدر mudr بوده است و " مهره " مدرگ mudrag این واژه در زبان تازی نیز کاربرد یافت ...
دکتر کزازی در ذیل واژه ی برج می نویسد : ( ( برج ریخت تازیکانه بورگ burg در پهلوی می تواند بود. ریخت دیگر واژه بُرز است. همتاهای این واژه در فرانسوی b ...
برقع در اصل یک واژه ترکی و تغییر یافته ی بورگؤ به معنی پوشاننده از مصدر" بؤرونمَک" به معنی بدن خود را با پارچه یا چادر به طور کامل پوشاندن. با چادر ب ...
paper :تغییر یافته ی پاپیروس می باشد . چون کاغذ پاپیروس از مصر به دیگر شهرهای جهان بویژه به یونان و روم رفت و سپس به دیگر شهرهای اروپا رسید و انگلیسی ...
کابالا همان جادو جنبلی بود که یهود و بنی اسرائیل در آن زمان که در مصر ساکن بودند از کاهنان مصر فراگرفتند و بعد از ظهور حضرت موسی و نجات آنها از مصر ا ...
کوشن یا کؤشن: در زبان ترکی کؤشَن یعنی صحرا . واژه کوچ تغییر یافته کوشن است. کوشانیان و یا دولت کوشانی از این واژه گرفته شده است به معنی صحرا نشینان ک ...
در زبان ترکی کؤشَن یعنی صحرا . کوشانیان و یا دولت کوشانی از این واژه گرفته شده است به معنی صحرا نشینان که در اصل کوشانیان تغییر یافته ی کُؤشکَنلَر بو ...
در زبان ترکی حتی در زبان فارسی آلوده ی کسی شدن کنایه از عاشق شدن نیز می باشد . آخشاملار چراخ یانار آلوده لر دونالار بیلمیرم ندندیر آلا گوزلر سولانار ...
بید ( حشره ) : بید با واژه ی bee انگلیسی به معنی زنبور عسل هم ریشه است" بور" و "مور" در زبان فارسی به معنی حشره بوده این واژه در واژه هایی مثل: بیره ...
پامادور یا بامادور، همان تغییر یافته ی "توماتو" انگلیسی است.
چالاقان در زبان ترکی از مصدر چالماق به معنی ربودن ، ربودن همراه با غافلگیری، چلاقان ( غافلگیر کننده ) اسم یک نوع عقاب با جثه ی کوچکتر که با حمله ی غا ...
شغال در زبان انگلیسی Jackal در زبان ترکی چاقّال کاربرد دارد .
Jackal انگلیسی در زبان ترکی در ریخت چاقّال و در زبان فارسی در ریخت شغال کاربرد دارد.
زرافه در زبان های غربی با اندکی تغییر در تلفظ به شکل Giraffe کاربرد دارد .
Giraffe تغییر یافته ی واژه ی زرافه ی فارسی می باشد .
واژه ی جمل عربی ( نوعی شتر ) در انگلیسی بهCamel : تغییریافته است . در آلمانی Kamel ، ایتالیایی Cammello ، لاتین camelus
Camel : تغییر یافته ی جمل ( نوعی شتر ) می باشد .
Mouse تغییر یافته ی موش فارسی در زبان شناسی " س" به " ش" و بلعکس قابل تغییر است .
در زبان ترکی به معنی کوتاه ، قد کوتاه است . از این رو در زبان مغولی به نوعی اسب قد کوتاه کوله گفته می شود . کوله که نوعی اسب بوده است در پارسی، ترکی ...
کوله در زبان ترکی به معنی کوتاه ، قد کوتاه است . از این رو در زبان مغولی به نوعی اسب قد کوتاه کوله گفته می شود . کوله که نوعی اسب بوده است در پارسی، ...
کرکس ـ ( Carcass به انگلیسی ) لاشه و مردار ، Carcass جابه جا شده کرکس است که پرنده ای مردارخوار می باشد. شاید در دوران رواج آیین زرتشتی که جنازه ها ر ...
Carcass ـ لاشه و مردار : جابه جا شده کرکس است که پرنده ای مردارخوار می باشد. شاید در دوران رواج آیین زرتشتی که جنازه ها را در معرض هوای آزاد در کوه ه ...
Elephent: فیل : دگرگون شده ی الفیل عربی است که ریشه ی آن پیل پارسی است. در تورانی هم ریشه های فیل و پیل هر دو دیده می شود .
Garden - باغ: این ریشه ایرانی است. زیرا درروستاهای ایران واژه کرت که درحقیقت باغچه های مخصوص مو و سایر درختان می باشد به کارمی رود. درگویش کرمانی گار ...
لیمو: ( Lemon انگلیسی ) ریشه لیمو درغالب زبان های دنیا ازجمله ترکی فرانسه اسپانیولی ایتالیایی زبان های اسکاندیناوی وروسی به کارمی رود نیز کلمه Limona ...
Lemon: لیمو: ریشه لیمو درغالب زبان های دنیا ازجمله ترکی فرانسه اسپانیولیایتالیایی زبان های اسکاندیناوی وروسی به کارمی رود نیز کلمه Limonade که ازلیمو ...
زنجبیل: - درزبان انگلیسی ( Ginger ) ایتالیایی ( Zenzero ) .
اصل این واژه راوند وریواس ( ریواس ) است . واژه های مشابه درزبان های دیگر ازجمله ایتالیایی فرانسه انگلیسی وترکی دیده می شود.
نارنج : در زبان انگلیسی در ریخت Orange امروزه کاربرد دارد . نارنج وترنج درپارسی کهن به نارنج وپرتقال اطلاق می شده اند درفرانسه Orang درژاپنی Orenzi و ...
Orange: ایرانیان در قدیم به پرتقال نارنگ می گفتند امروزه هم در ایران به نوعی از پرتقال نارنگی می گویند. نارنگ از زبان فارسی به زبان عربی وارد شده به ...
فلفل : در زبان انگلیسی Pepper . این واژه ازفلفل هندو ایرانی گرفته شده است. این واژه به گونه Piper درلاتین Poivre درفرانسه peppe ایتالیایی ببر ( یئبار ...
Pepper: این واژه ازفلفل هندو ایرانی گرفته شده است. این واژه به گونه Piper درلاتین Poivre درفرانسه peppe ایتالیایی ببر ( یئبار ) درترکی وپیری دریونانی ...
peer : در زبا ن انگلیسی پیر به معنی نجیب زاده و بزرگ است اما در زبان فارسی معنی های متعدد دارد پیر یعنی کهن سال – عالم – دانشمند – رهبر مذهبی – بزرگ. ...
better/best انگلیسی نیز از ریشه بهتر و بهشت فارسی هستند . اینکه این دو صفت برتر و برترین در انگلیسی بی قاعده اند علت همین است.
better/best : از ریشه بهتر و بهشت فارسی هستند . اینکه این دو صفت برتر و برترین در انگلیسی بی قاعده اند علت همین است.
واژه DENT ریشه فارسی سانسکریت دارد دنت در همه زبان های اروپایی به معنی دندان هست دنتیست یعنی دندان پزشک . دنده به معنی استخوان دنده نیز از همین ریشه ...
Drachma این واژه با دینار ( پول عربی ) که ریشه ایرانی اوستایی دارد هم ریشه می باشد . Draik نام پول زمان هخامنشیان که درکتاب مقدس تورات وانجیل یاد شده ...
واژه ی ارک یک واژه ی ترکی است و امروزه در زبان ترکی به آن اؤرک گفته می شود . ارک شهر همان قلب شهر بوده . در نوشته زیر دقت کنید . Arch، درانگلیسی به ...
واژه ی خان با واژه ی انگلیسی king ، کی و کیان فارسی هم ریشه می باشد . زیرا ( King ) پادشاه انگلیسی وKonig آلمانی و واژه های مشابه درسوئدی دانمارکی ن ...
این واژه با واژه های king انگلیسی ، خان ( ترکی ) ، خنتما ، و. . همریشه است . در نوشته ی زیر دقت کنید . King - پادشاه : این واژه انگلیسی وKonig آلمان ...
آشتی : مرکب است از آشت ( ast ) به معنی"صلح و آرامش" و ایه ( ih ) نشانه حاصل مصدر که برای ساختن ماده های جعلی به کار می رفته است. در فارسی میانه آشتیه ...
اگر مسجد خرابست محرابش بجاست: ( امثال و حکم ، دهخدا ، چاپ نهم 1376 ، ص 229. )
اگر لالائی میدانی چرا خوابت نمیبرد: ( امثال و حکم ، دهخدا ، چاپ نهم 1376 ، ص 227. )
اگر کاه از تو نیست کاهدان از تست: با اینکه این خوردنی برایگان بدست کرئه ای آنقدر مخور که ضرر و زیان بصحت تو رساند . ( امثال و حکم ، دهخدا ، چاپ نهم ...
گُرازان: دکتر کزازی در مورد واژه ی " گُرازان" می نویسد : ( ( گُرازان از گرازیدن است به معنی به ناز رفتن و خرامیدن . ریخت کهنتر این مصدر می بایست وراخ ...
بخش: دکتر کزازی در مورد واژه ی " بخش" می نویسد : ( ( بخش در پهلوی در همین ریخت بکار می رفته است. و بن اکنون از بختن baxtan . ) ) ( ( نهفته چو بیرون ...
باده : آب انگوری که اندکی بجوشانند و در ظرف کنند تا تخمیر شود ، این نوع را بنی امیه معمول کرده بودند و "باذوق می نامیدند ، مطلق شراب " آن شراب حق خت ...
شیر پشمین:مجسمه ی شیر که از بافتنی ها سازند و درونش از پشم پُرکنند . در بیت زیر پیران مدّعی پشمینه پوش است . " شیر پشمین از برای کد کنند بومسیلم را ...