پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٢٠١)

بازدید
٣٦,٢٨٥
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

آبنوس: دکتر کزازی در مورد واژه ی " آبنوس" می نویسد : ( ( آبنوس ، با همین ریخت در پهلوی ، به کار می رفته است . این واژه که از ebenos در یونانی برآمده ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

آبنوس: دکتر کزازی در مورد واژه ی " آبنوس" می نویسد : ( ( آبنوس ، با همین ریخت در پهلوی ، به کار می رفته است . این واژه که از ebenos در یونانی برآمده ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

درفش: دکتر کزازی در مورد واژه ی " درفش" می نویسد : ( ( درفش با همین ریخت ، در پهلوی به کار می رفته است . چنان می نماید که ریختی از آن درخش باشد : " د ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

تخته: ( ( تخته در پهلوی در ریخت تختگtaxtag بکار می رفته است. ) ) ( ( ز تابوت زر تخته برداشتند که گفتار او خوار پنداشتند ) ) ( نامه ی باستان ، جلد ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

آذین: دکتر کزازی در مورد واژه ی "آذین " می نویسد : ( ( چنان می نماید که آذین ریختی از "آیین" باشد هنوز این ریخت در "آیین بستن" در کاربرد و معنی "آذین ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

نیازی : دکتر کزازی در مورد واژه ی " نیازی " می نویسد : ( ( نیازی که در پهلوی نیازیگ niyāzīg می توانسته است بود ، به معنی دلبند و گرامی و جانان است و ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

چادر :چاترčatur . ستاک واژه همان است که در ریخت شاد ، در شادروان " دیده می شود . ( ( یکی خنجر از موزه بیرون کشید سراپای او چادر خون کشید ) ) ( نا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

دکتر کزازی در مورد واژه ی " دانه" می نویسد : ( ( دانه در پهلوی در ریخت دانگ dānag بکار می رفته است. ) )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

موزه: دکتر کزازی در مورد واژه ی "موزه " می نویسد : ( ( موزه در معنی کفش و پایْ ابزار ، در پهلوی در ریخت موزگ mōzag بکار می رفته است. ) ) ( ( یکی خن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

بسنده در ریخت اسم فاعل است که بر پایه ی "بس" ساخته شده است و از این دید، همتای "دیرنده" است اگر بخواهیم ریخت پهلوی آن را باز سازیم وسندک wasandag خوا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

سیر: دکتر کزازی در مورد واژه ی " سیر" می نویسد : ( ( سیر در پهلوی سگر sage بوده است ، آنچنانکه " دیر " دگر dagr و " شیر " شگر šage ) ) ( ( مرا تخت ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

موبمو:تعبیری است که در مورد بحث از جزئیات وفحص بلیغ بکار می رود . " مو به مو و ذره ذره مکر نفس می شناسیدند چون گل از کرفس" ( شرح مثنوی شریف، فروزان ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

اَنْگَلْیون: دکتر فروزان فر در مورد "اَنْگَلْیون " می نویسد : ( ( اَنْگَلْیون در اصل یونانی است و ریشه ی آن با انجیل یکی است و به معنی مژده و بشارت ب ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

حُْکمِ مُرْ: حکم تلخ و مخالف میل ، مجازاً قاطع و کردنی " گفت ای شه گوش و دستم را ببر بینی ام بشکاف و لب در حکم مر" ( شرح مثنوی شریف، فروزان فر ، بدی ...

پیشنهاد
١

گره بر آب بستن: بکنایت ، کاری ممتنع و سخت کردن. " او وزیری داشت گبر و عشوه ده کو بر آب از مکر بر بستی گره" ( شرح مثنوی شریف، فروزان فر ، بدیع الزما ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

عشوه ده: مکار و فریب کار

پیشنهاد
١

رشوت بدل قرار دادن: طمع رشوه داشتن رشوه قبول کردن " چون دهد قاضی بدل رُشوت قَرار کَیْ شناسد ظالم از مظلوم زار" ( شرح مثنوی شریف، فروزان فر ، بدیع ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

واژه ی کردگار از زبان فارسی وارد زبان انگیسی شده و به creator تبدیل شده. بنابراین واژه creator به معنی خالق و آفریننده همان واژه ی کردگار است البته ب ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

در زبان قزاقی به پدر āke گفته می شود امروزه در زبان فارسی و ترکی و بسیاری از گویش های دیگر فارسی به پدر آقا نیز گفته می شود .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

پتروس به معنی پدر است که از واژه ی یونانی pateras گرفته شده است . در زبان لاتین pater می باشد . این واژه در زبان انگلیسی father و در زبان آلمانی و هل ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

پاپ در انگلیسی همان تغییر یافته "پاپا" یا " بابا " به معنی پدر روحانی است .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

هنگامه:هنگامه در پهلوی هنگامگ hangāmg می تونسته است بود . ( ( به هنگامه بازگشتن ز راه نکردی همانا به لشکر نگاه ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، می ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

brow انگلیسی تغییر یافته ی ابرو فارسی است دکتر کزازی در این مورد می نویسد : ( ( ابرو در پهلوی بروگ brug بوده است . این واژه با brow در انگلیسی و brau ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

نوشه: دکتر کزازی در مورد واژه ی " نوشه " می نویسد : ( ( نوشه ریختی پساوندی است از " نوش " ، به معنی انگبین ، شرینی و در پی آن ، باده ی خوشگوار . . . ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

flag همان تغییر یافته بیرق به معنی پرچم می باشد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

واژه ی fire با واژه های فرّه ( فرّه ی ایزدی ) فروغ، افروختن، فروزان، فروهر و. . . همریشه می باشد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

فنس در انگلیسی ( fence ) به معنی: حصار، پرچین، خاکریز، نگهداری کردن، نرده کشیدن و. . . می باشد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٠

واژه ی feature انگلیسی همان تغییر یافته چهره و قسمت جلویی صورت می باشد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

واژه feat انگلیسی تغییر یافته همان فوت و فن فارسی است فرهنگ آرین پور آمده است: چالاک، ماهر، ظریف، شاهکار انه، مهارت، فن و. . .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

واژه ی father ( آفریننده، پدر ) انگلیسی همان واژه ی فاطر ( آفریننده ی ) عربی می باشد که در قران از اسامی خداوند است : "الحْمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

فشین: رسم، بصورت مد درآوردن، مطابق مد روز تهیه کردن. ، مد سازی، جسارت کردن، شهامت داشتن.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٠

fall: در فرهنگ دو جلدی آرین پور در معنی شماره یکfall آمده 1 - سرنوشت، بخت و اقبال، قسمت و نصیب بنابراین می توان گفت این واژه معادل همان واژه ی " فال ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٠

واژه ی goat انگلیسی تغییر یافته ی همان واژه ی قوچ و واژه ی بز فارسی می باشد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

street: واژه ی street با واژه ی صراط به معنی راه مستقیم همریشه می باشد. واژه ی " street " و واژه ی " صراط " از یک ریشه ی هند و اروپایی هستند . ریشه ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

از آنجا که برگهای چای دارای ماده ای به نام ( ( تئین ) ) است . اروپائیان به جای واژه ی چای به آن tea می گویند .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

چشیدن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " چشیدن" می نویسد : ( ( چشیدن در پهلوی در ریخت جخشیتن čaxšitan بکار می رفته است. در این زبان چاشتن čāštan و چاشیتنčā ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٦

دکتر کزازی در مورد واژه ی "دستور " می نویسد : ( ( دستور در پهلوی در ریخت دستوَر dastwar به معنی فرمان و اجازه است . ریخت پساوندی آن " دستوری " ، در پ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

چاشت: دکتر کزازی در مورد واژه ی " چاشت" می نویسد : ( ( چاشت با همین ریخت ، در معنی پسینه یا خوراکی که در میانه ی نیمروز و شبانگاه خورده می شود ، به ک ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

کوکلس کلان ( kokleaklan ) : سازمان نیمه مخفی کوکلس کلان سازمانی بود که از طرف سفید پوستان جنوب آمریکا به وجود آمد این سازمان تلاش می کرد بتواند سیاه ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

برگاشتن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " برگاشتن" می نویسد : ( ( برگاشتن ریخت گذرای " برگشتن " است که در پارسی نو به جای آن " برگردانیدن " به کار می رود ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

انباز : دکتر کزازی در مورد واژه ی "انباز " می نویسد : ( ( انباز در پهلوی همباز hambāz ، از دوپاره ی : ان ( =هم ) / باز ساخته شده است . باز به معنی به ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

درودن: دکتر کزازی در مورد واژه ی "درودن" می نویسد : ( ( درودن در پهلوی دروتن drūtan بوده است ، با بُن اکنون درون drūn. این بن در پارسی ، " دِرَو" شده ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

کوز: دکتر کزازی در مورد واژه ی " کوز" می نویسد : ( ( کوز ریختی است از " گوژ" به معنی دوتا و خمیده . کوژ که ریختی دیگر از آن کوز ( نیز " قوز " ) است ، ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

انوشه : در پهلوی انوشگ anōšag به معنی بیمرگ و جاوید است .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

بیهوده : دکتر کزازی در مورد واژه ی " بیهوده " می نویسد : ( ( بیهوده از دو پاره : بی ( =پیشاوند ) / هوده ، در پهلوی هودگ hudag و هوداگ hudāg به معنی س ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

پوزش: دکتر کزازی در مورد واژه ی " پوزش" می نویسد : ( ( پوزش در ریخت ، مصدر شینی است از " پوزیدن " و پوزیدن را در فرهنگ ها به معنی ستردن و زدودن آورده ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

ناپادشا : در معنی ناچیره و " کسی که توان و اختیاری از خود ندارد " ( ( منم بنده ای شاه را، ناسزا چنین بر تن خویش ناپادشا. ) ) ( نامه ی باستان ، جل ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

رنجه: در پهلوی رنجگ ranjag بوده است ( ( دگر گفت کز راه دور و دراز شدی رنجه اندر نشیب و فراز. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

تارک: دکتر کزازی در مورد واژه ی " تارک" می نویسد : ( ( تارک به معنی میانه ی سر است و " ک " در آن پساوند . به گمان ؛ ستاک واژه : تار ، همان است که در ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

دَم ِ اژدها : استعاره ای آشکار از جای پرخطر و مرگ انگیز ( ( یکی را دم اژدها ساختی یکی را به ابر اندار افراختی. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، می ...