پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٢٠١)

بازدید
٣٦,٢٨٥
پیشنهاد
١

داشدور: در اصطلاح ترکی به انسان جان سخت و انسان و هر چیز مقاوم گفته می شود. انسانی که سختی ها را به راحتی تحمل می کند. در اصل به معنی چیزی که با آن س ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

گئجه: واژه ی ترکی به معنی شب هست و معنی آن در ترکی می شود دیروقت.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

با سلام آقای طباطبایی عزیز! مگر واژه ی بیگ به معنی بزرگ ترکی نیست؟ لطفا بفرمایید آیا با واژه ی انگلیسی big به معنی بزرگ هم ریشه و هم معنی هست یا نه؟ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

واژه man انگلیسی با واژه ی منوش به معنی انسان و انسانیت و منوچهر به معنی از دودمان و نژاد انسان هم معنی می باشد. دکتر کزازی در مورد واژه ی " منوچهر" ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

خواب: دکتر فروزان فر در مورد " خواب" می نویسد : ( ( خواب یکی از مسائل مهمی است که حکما و متکلمین و صوفیه درباره حدوث آن عقاید مختلف دارند و در ادیان ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

عنایات: دکتر فروزان فر در مورد " عنایات" می نویسد : ( ( عنایات جمع عنایت است به فتح و کسر اول که در لغت به معنی اهتمام و توجه می آید و نزد حکما مرادف ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

صدق: دکتر فروزان فر در مورد " صدق " می نویسد : ( ( صدق موافقت باطن است با ظاهر بدین صورت که عمل و قول ، موافق باشد با حالت قلب و تفاوت آن با اخلاص از ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

صدر الصُدور: بکنایت ، سید و سرور انبیا ، مهتر و بهتر عالم حضرت محمد مصطفی ( ص ) " بشنو از اخبار آن صدر الصدور لا صلوة تم الا بالحضور" ( شرح مثنوی ش ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

جوش کردن: به هیجان آمدن برای رسیدن به چیزی یا از غصه ی فوت چیزی ، جوش زدن . " اول ای جان دفع شر موش کن وانگهان در جمع گندم جوش کن" ( شرح مثنوی شریف ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

شیراوژِن : به معنی شیر افکن است . و اوژندن ریختی است از "افکندن " و " اَوگندن" ، در پهلوی اپگندتن apgantan

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

سُم در پهلوی سمب sumb بوده است .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

خدیو: دکتر کزازی در مورد واژه ی " خدیو" می نویسد : ( ( خدیو برآمده از خوتای و هم ریشه با خدای شمرده شده است. اما م. ک. کزازی می انگارد که ریشه شناسی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

هِزَبر :هِزَبر در معنی شیر است و در ریخت "هژبر " نیز به کار برده شده است . این واژه " نِیرانی " است . ( ( هزبر جهانسوز و نر اژدها ، ز دام قضا هم ن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

بُوِش : مصدر شینی است از بودن : بو ( =بُن اکنون ) / ش ( =پساوند ) و در معنی سرنوشت و " بودنی " و ویژگی سبکی . ( ( نبشته چنین بودمان ، از بُوش به رس ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

واژه ی father ( آفریننده، پدر ) انگلیسی همان واژه ی فاطر ( آفریننده ی ) عربی می باشد که در قران از اسامی خداوند است : "الحْمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

واژه انگلیسی part با واژه ی پاره فارسی به معنی قسمت و بریده از هر چیزی همریشه می باشد . در زبان آذری به پاره پاره و تکه تکه شدن و ترکیدن "پارتاماخ "گ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

واژه انگلیسی part با واژه ی پاره فارسی به معنی قسمت و بریده از هر چیزی همریشه می باشد . در زبان آذری به پاره پاره و تکه تکه شدن و ترکیدن "پارتاماخ "گ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

سبز بودن سر: استعاره تمثیلی است از بهروزی و نیک بختی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

پشیمان: دکتر کزازی در مورد واژه ی " پشیمان" می نویسد : ( ( پشیمان در پهلوی پشمان pašēmān می تواند بود که پژمان در پارسی ریختی دیگر از این واژه باشد . ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

سبز: در پهلوی سپز sapz بوده است . ( ( سرش سبز باد و تنش ارجمند ؛ منِش بر گذشته زچرخ بلند ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1 ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

بوی: دکتر کزازی در مورد واژه ی " بوی" می نویسد : ( ( بوی یکی از پنج بنیاد و گوهر نهفته در هستی آدمی است و در اوستایی و پهلوی در معنی نیروی دریابنده و ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

رنگ و بوی: : در معنی زیبایی و آراستگی برون می تواند بود . ( ( ابا پیل گردونکش و رنگ و بوی ز خاور به ایران نهادند روی ) ) ( نامه ی باستان ، جلد ا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

لابه :: در پهلوی لاپگ lāpag بوده است . ( ( بدان مرد باهوش و با رای و شرم ؛ بگفتند , با لابه , بسیار گرم ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

چیره در پهلوی چیرگ čērag بوده است و ریختی است پساوندی از " چیر". ( ( بجستند ز ن انجمن هر دُوان ؛ یکی پاکدل مرد چیره زبان ) ) ( نامه ی باستان ، جل ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

واژه ی فقیر از فاقره گرفته شده است و ( فاقرة ) هم از ماده ( فقرة ) ( بر وزن ضربة ) و جمع آن فقار به معنی مهره هاى پشت است ، بنابراین ( فاقره ) به حاد ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٣

آوج: دکتر کزازی واژه آوج را با واژه ی آوگان هم معنی دانسته و در این مورد می نویسد : ( ( آوگان ریختی است پساوندی از " آوه" و می تواند بود که در معنی و ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

آوگان : دکتر کزازی در مورد واژه ی " آوگان " می نویسد : ( ( آوگان ریختی است پساوندی از " آوه" و می تواند بود که در معنی وابسته به دودمان " آوه" باشد . ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

شیرو: دکتر کزازی در مورد واژه ی " شیرو" می نویسد : ( ( شیرو نامی است که از دو پاره ی شیر / و ( =پساوند ) ساخته شده است و در معنی پهلوانی است که در دل ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

کاوگان: دکتر کزازی در مورد واژه ی " کاوگان" می نویسد : ( ( کاوگان ریختی است پساوندی از " کاوه " و به معنی دودمان کاوه ؛ این ریخت در معنی با ریخت پساو ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

قارن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " قارن" می نویسد : ( ( قارن : ریخت تازی شدۀ کارِن است که یکی از هفت دودمان بزرگ در روزگار اشکانی و ساسانی بوده است و ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

چاچی : بازخوانده به چاچ است ، شهری در " فرارود " که کمان های آن آوازه داشته است، این شهر امروز تاشکند نامیده می شود . ( ( کمان های چاچی و تیر خدنگ ...

پیشنهاد
٢

خیمه های پلنگ : خانُچه هایی بوده است که با پوست پلنگ در درون سراپرده و خرگاه بزرگ می ساخته اند . ( ( سرا پرده از دیبه رنگ رنگ بدو اندرون خیمه های ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

هندی: در پهلوی هندیگ hindīg بوده است . ( ( تو شستی به شمشیر هندی زمین به آرام بنشین و رامش گزین ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کز ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

قره سودا: عشق بی سرانجام، عشقی که در آن عاشق و معشوق به هم نمی رسند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

کامل یک واژه ی عربی است برابر پارسی و پهلوی آن ospur می باشد که از ریشه فعل ospurdan گرفته شده. واژه ospur در زبان های غربی به سوپر تبدیل شده و در هم ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

سوپر در اصل به معنی کامل، تمام، عالی، می باشد این واژه با واژه های اُسپور Ospur ( پهلوى: کامل ، تمام ، صاحب کمال - در پهلوى اُسپوردن Ospurdan : کامل ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژه باند که در پزشکی و در بیمارستان که وسیله بستن روی زخم و باند پیچی استفاده می شود از همین واژه یbond گرفته شده است.

پیشنهاد
١

در زبان ترکی به بیماری همه گیر" آزار" گفته می شود. البته در تلفظ با آزار فارسی کمی فرق دارد. احتمالا به معنی بلا و آفت، رنج و گرفتاری هم معنی می دهد" ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

پتر یا پیتر در زبان لاتین pater به معنی پدر می باشدمی باشد. پتر کبیر یعنی پدر بزرگ.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

پتر یا پیتر در زبان لاتین pater به معنی پدر می باشدمی باشد .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

منوچهر: دکتر کزازی در مورد واژه ی " منوچهر" می نویسد : ( ( منوچهر نامی است که از دو پاره ساخته شده است : منو / چهر . این نام در پهلوی منوش چهر manūšč ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

سارا: دکتر کزازی در مورد واژه ی "سارا " می نویسد : ( ( سارا که اگر در پهلوی به کار رفته بود ساراگ sārāg می توانست بود ، به معنی ناب و سره است و ریختی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

خنده: در پهلوی خندگ xandag بوده است . ( ( جهان بخش را لب پر از خنده شد تو گفتی مگر ایرجش زنده شد‏ ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

پشنگ: دکتر کزازی در مورد واژه ی " پشنگ" می نویسد : ( ( پشنگ نام پدر منوچهر است و شوی دختر ماه آفرید ، نواده ی ایرج . " پشنگ ریخت پهلوی نام است که در ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

کنیزک: دکتر کزازی در مورد واژه ی " کنیزک" می نویسد : ( ( کنیزک : در پهلوی کنیزگ kanīzag بوده است که ریختی است پساوندی از کنیگ kanīg به معنی دختر ) ) ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

آژدن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " آژدن " می نویسد : ( ( آژدن به معنی خستن است و سوزن فرو بردن و سوزن زدن . گونه ای از دیبای زربفت و سوزن ْ دوخت " وشی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

شاهپور: دکتر کزازی در مورد واژه ی "شاهپور " می نویسد : ( ( شاهپور در پهلوی شاهپوهر šāhpuhr یا شاهپوسر šāhpusr می توانسته است بود . ) ) ( ( فریدون س ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

زنار: دکتر کزازی در مورد واژه ی " زنار " می نویسد : ( ( زنار به معنی کمربند است و از یونانی zōnarion برآمده است . چنان می نماید که " بستن کمر به زنّا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

بهی: دکتر کزازی در مورد واژه ی " بهی" می نویسد : ( ( بهی به معنی " به" است . ریخت پهلوی آن می باید وهیه wehīh بوده باشد . " بهی " ، در بنیاد ، به معن ...

پیشنهاد
١

سپید شدن دیدگان : کنایه ای ایماست از کوری