goat

/ɡoʊt//ɡəʊt/

معنی: برج جدی، فاسق، بز، پوست بز، بزغاله، ادم شهوانی، مرد هرزه
معانی دیگر: (جانور شناسی) بز (از جنس capra)، بز کوهی (بومی کوه های راکی - آمریکا)، مرد شهوتی، مرد حشری، رجوع شود به: scapegoat، (g بزرگ - نجوم) برج جدی (دهمین خانه ی زودیاک یا منطقه البروج)، تیماج، ستاره جدی، 1- دورزدن، محاصره کردن 2- کفاف دادن 3- جابجا شدن، دور گشتن، حمله کردن به، پرداختن (به کاری)
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
مشتقات: goatlike (adj.)
عبارات: get one's goat
(1) تعریف: any of various agile four-legged animals that produce milk, having hollow horns with a backward curve, rough and usu. straight hair, and a short tail.

(2) تعریف: the constellation or zodiac sign Capricorn.

(3) تعریف: a lewd or lecherous man.

(4) تعریف: (informal) someone who bears the blame for others; scapegoat.

(5) تعریف: in team sports, a player who causes his or her team to lose through a bad play.

جمله های نمونه

1. the goat nibbled my hand
بز دستم را به طور ملایم گاز گرفت.

2. the goat trail led to a spring
راهی که بزها ایجاد کرده بودند به یک چشمه ختم می شد.

3. this goat is milked twice a day
این بز را روزی دوبار می دوشند.

4. a mountain goat
بز کوهی

5. one mangy goat makes the whole flock mangy
یک بز گر گله را گر می کند

6. get someone's goat
(عامیانه) عصبانی کردن،غیظ کسی را درآوردن

7. they sacrificed a goat to the gods
آنان یک بز را قربانی خدایان کردند.

8. the bleat of a goat
بع بع بز

9. the team's mascot was a goat
شگونه ی آن تیم یک بز بود.

10. the tale of an old man and his goat
داستان پیرمرد و بز او

11. there has been an increase in the country's goat population
شمار بزهای کشور افزایش یافته است.

12. A whole goat is sputtering over the fire.
[ترجمه ترگمان]یک بز از روی بخاری سر تکان می دهد
[ترجمه گوگل]یک بز کامل در اثر آتش سوزی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The goat butted against a fence.
[ترجمه ترگمان]بز به پرچین برخورد کرد
[ترجمه گوگل]بز بر روی حصار ضربه زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The goat butted her in the stomach.
[ترجمه ترگمان]بز با مشت به شکمش زد
[ترجمه گوگل]بز آن را در معده قرار داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. I roped the goat to a post.
[ترجمه ترگمان]من بز رو به پست انداختم
[ترجمه گوگل]من بز را به پست زدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. Stop acting the goat.
[ترجمه Shirinbahari] می خواهم امشب در تمام کردن مقاله ام تلاش کنم.
|
[ترجمه ترگمان] بازی رو متوقف نکن
[ترجمه گوگل]توقف بزهکاری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. They staked the goat in the back yard.
[ترجمه Shirinbahari] رئیسم. به خاطر دیر رفتنم سر کار به من گیر داد.
|
[ترجمه ترگمان]آن ها بز را در حیاط عقبی بازی کردند
[ترجمه گوگل]آنها بز را در حیاط پشتی گذاشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. Let go, you randy old goat!
[ترجمه ترگمان]! ولم کن، بز پیر احمق
[ترجمه گوگل]بیایید، بز بز بز بز!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

19. She determined to go at once.
[ترجمه ترگمان]تصمیم گرفت فورا برود
[ترجمه گوگل]او مصمم به انجام یک بار شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

20. Go at least once a year to a place you have never been before.
[ترجمه ترگمان]لااقل سالی یک بار به جایی که قبلا نرفته بودی برو
[ترجمه گوگل]حداقل یک بار در سال به محل مورد نظرتان بروید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

21. Unless you go at once you will be late.
[ترجمه ترگمان]مگر اینکه فورا بروی و دیر کنی
[ترجمه گوگل]به غیر از زمانی که شما در یک بار به شما خواهد شد دیر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

22. He besought her to go at once.
[ترجمه ترگمان]از او تمنا کرد که بی درنگ به خانه او برود
[ترجمه گوگل]او از او دعوت کرد تا در یک بار برود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

23. He commanded that man go at once.
[ترجمه ترگمان]به این مرد فرمان داد که بی درنگ حرکت کند
[ترجمه گوگل]او فرمان داد که مرد یک بار بجنگد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

24. I don't entirely agree, but I'll let it go at that.
[ترجمه ترگمان]من کاملا موافق نیستم، اما اجازه می دم که این اتفاق بیفته
[ترجمه گوگل]من کاملا موافق نیستم، اما من اجازه خواهم داد که در آن شرکت کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

25. He offered to go at once.
[ترجمه ترگمان]پیشنهاد کرد که فورا برود
[ترجمه گوگل]او پیشنهاد کرد تا در یک بار برود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

26. Go at once while there is yet time.
[ترجمه ترگمان]فورا برو، هنوز وقتش است
[ترجمه گوگل]در حالی که زمان هنوز وجود دارد، یکبار بروید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

27. He is sure to have a go at me for spending so much money.
[ترجمه ترگمان]او مطمئن است که برای گذراندن این همه پول به من مراجعه خواهد کرد
[ترجمه گوگل]او مطمئن است برای رفتن به من برای صرف مقدار زیادی پول است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

28. The head decided I should have another go at matriculation.
[ترجمه ترگمان]رئیس به این نتیجه رسید که من باید یکی دیگر به matriculation بروم
[ترجمه گوگل]سر تصمیم گرفتم که مجبور شوم در مکتب دیگر باشم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

29. How did it go at the hairdresser's?
[ترجمه ترگمان]چه طور به آرایشگاه رفت؟
[ترجمه گوگل]چگونه در آرایشگاه رفتی؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

30. My Dad's always having a go at me about getting a proper job.
[ترجمه ترگمان]پدرم همیشه در مورد گرفتن شغل مناسب به من نگاه می کند
[ترجمه گوگل]پدرم همیشه در مورد کار درست کار می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

برج جدی (اسم)
capricorn, goat

فاسق (اسم)
lover, paramour, debauchee, goat, lecher, libertine, leman

بز (اسم)
goat

پوست بز (اسم)
goatskin, goat

بزغاله (اسم)
kid, goat, yeanling

ادم شهوانی (اسم)
goat, satyr

مرد هرزه (اسم)
goat, rep

به انگلیسی

• cud-chewing mammal closely related to the sheep
a goat is an animal which is a bit bigger than a sheep and has horns.
attack; act energetically; make an approach to

ارتباط محتوایی

معنی اصلیبرج جدی، فاسق، بز، پوست بز، بزغاله، ادم ...معانی متفرقه( جانور شناسی ) بز ( از جنس capra ) ، بز کوهی ...بررسی کلمهاسم ( noun ) مشتقات : goatlike ( adj. ) عبارات : get one's goat • ( 1 ) تعریف: any of variou ...جمله های نمونه1. the goat nibbled my hand بز دستم را به طور ملایم گاز گرفت. 2. the goat trail led to a spring ...مترادفبرج جدی ( اسم ) capricorn, goat فاسق ( اسم ) lover, paramour, debauchee, goat, lecher, libertin ...انگلیسی به انگلیسیcud - chewing mammal closely related to the sheep a goat is an animal which is a bit bigger than a she ...
معنی goat، مفهوم goat، تعریف goat، معرفی goat، goat چیست، goat یعنی چی، goat یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف g، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف g، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف g، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف g
کلمه بعدی: goat antelope
اشتباه تایپی: لخشف
آوا: /گت/
عکس goat : در گوگل
معنی goat

پیشنهاد کاربران

بز
هتل، مهمان سرا
فاسق
هتل، مهمان سرا، با عرض پوزش از مردهای سرزمینم ( مرد هرزه )
بز، بزکوهی
نوعی بز کوهی
🐐🐐 بز
بُز
مخفف Greatest of all time یعنی بهترین کل تاریخ
البته اسم یکی از آهنگ های امینم هم هست
بهترین تمام دوران
واژه ی goat انگلیسی تغییر یافته ی همان واژه ی قوچ و واژه ی بز فارسی می باشد.
۱. بز
۲. بهترین همه ی دوران ها - خیییییییلللیییی خفن

مثلا میگن :
Cristiano Ronaldo is the GOAT
یعنی خفن ترینه رونالدو

ولی همونطور که شاید بدونید بز نماد و سمبل و مظهری از شیطان پرستی و سبک متال و اینجور مسائله. به دنبال همین موضوع ممکنه وقتی دارید توی فضای مجازی میچرخید حتی جمله ی بالارو به صورت زیر هم ببینید :
🐐🐐🐐 Cristiano Ronaldo is the GOAT
که در اینجاهم باز منظور گوینده توهین آمیز نیست. منظورش اینه که خیلی طرف خفنه و کارش درسته و لَشه


دیکشنری :
🔴 an animal that will climb nearly vertical mountains to lick salt off the tops of mountains because they crave that mineral
Why is that goat climbing that mountain?
Because he craves that mineral

🔴 exceptional athletes
Not many people can claim to be the G. O. A. T. , but those who can are the Greatest Of All Time in their field. Most often, the acronym G. O. A. T. praises exceptional athletes but also musicians and other public figures
( ب ) هترین ( ت ) مام ( ز ) مان ها
بِتز = GOAT.
مختصر یا همان اول کلمات عبارت Greatest of All Time است که یعنی بهترین همه دوران که در هر ورزش هواداران به بهترین های اون رشته میگن مثلا در زیر پست های مسی هواداران او GOAT یا شکلک بز رو براش کامنت می کنند.
معنی اصلی آن هم بز هست.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما