پیشنهادهای نوید عزیزی (٦٧)
عدم درمان، عدم مداخله درمانی، بی درمانی، پرهیز از درمان، درمان نکردن
لحاظ کردن، در نظر گرفتن، محاسبه کردن، به حساب آوردن، شامل کردن، وارد چیزی کردن روی کسی حساب کردن، کسی را به جمع اضافه کردن شمردن برای شروع، آغاز شم ...
زمان بر، وقت گیر، مصرف کننده منابع، منابع بَر، پرهزینه، هزینه بر مصرف کردن، استفاده کردن، مصرف، دریافت
چندمنشأیی، چندمرکزی، چندمحوری، چندکانونی
شنودگر، شنود کننده، فریبنده، دستگاه هک اطلاعات مانند کارت بانکی، حیوان موادیاب، بویشگر، پایشگر
عدم تربیت، تربیت نشده، فاقد تربیت، بدون تربیت
سنجش یا اندازه گیری پیامد
مسئله اصلی، مسئله عمده، مسئله کلان، مسئله مهم
مورد اطمینان، قابل اطمینان، قابل اعتماد، اعتمادپذیر، اطمینان پذیر، معتبر، مورد اعتماد، مورد وثوق امین
کلان، بزرگ، مهم، عمده، شدید، دوآتیشه، بالغ/بزرگسال، درشت، با عظمت، پروپاقرص، پُررنگ ، سترگ، برجسته، ستبر به big data هم کلان داده گفته می شود
آشغال، زباله، پسماند، پسمانده، تفاله، مواد زائد، چیز دور ریختنی، نامطلوب، حرف بیخود، یاوه، مُهمَل، چرت و پرت، مفت نمی ارزه، حیف وقت، افتضاح، مزخر ...
برگه های ثبت روند ( در پرستاری و حوزه سلامت و درمان و پزشکی )
پزشک بالینی، درمانگر بالینی ( روان شناسی ) ، پزشک و کادر درمان، ارائه دهنده خدمات بالینی، متخصص بالینی، کادر بالینی، بالینگر، کادر درمان
پزشکان و کادر درمان، ارائه دهندگان خدمات بالینی، متخصصان بالینی، کادر بالینی، بالینگران، کادر درمان
ارشد، کاربلد، ، سالمند، سرپرست، سال بالاتر، بزرگتر، بالاتر، پدر [همنام با بچه]، پُرسابقه
کاملاً مستند، قابل استناد، اثبات شده، گزارش شده معنی مُدوّن نمیده این واژه به هیچ وجه
پیش نویس مقاله قبل از پذیرفته شده، پیش نوشت، دست نوشت، دست نوشته، دست نویس
نامناسب، ناکارآمد، غیرمؤثر، ناکافی، غیرکافی، غیر قابل قبول
فرهنگ داده، لغت نامه داده در علوم رایانه ( کامپیوتر )
به طور پایا، به طور یکنواخت، با ثبات، به طور پایدار، با همخوانی و هماهنگی همواره، به طور پیوسته، به طور مستمر، به طور دائم، به طور مرتب، به طور پی در ...
درازمدت، بلندمدت، طولانی مدت، طولی ( آمار، علوم سلامت )
گروه های کانونی یا گروه های متمرکز روی یک بحث
از نظر کیفیت/از حیث کیفیت، از دیدگاه کیفی/از بُعد کیفی، در زمینه شاخص های کیفی
تغییرپذیری، ناهمگونی، پراکندگی، اختلاف، انحراف، تفاوت
غیر قابل اطمینان، غیرقابل اتکا
اگر در متنی بحث زاویه دید، چارچوب فکری یا تحلیل مفهومی باشد، از دریچۀ. . . یا از منظرِ. . . اگر پای سنجه، شاخص، واحد اندازه گیری یا متغیر در میان ...
هزینه - فایده، سود - فایده
۱. دوم، دومی ۲. نهایی، آخری، آخر، واپسین ۳. بعدی ۴. اخیر
رویکرد اخیر، شیوه دوم
۱. تنظیم، میزان کردن ( فنی ) ۲. انطباق، سازش، سازگاری ( شخص ) ۳. وسیله تنظیم ۴. تعدیل، اصلاح، تغییر ۵. تسویه ( دستمزدها، قیمت ها ) ۶. هم تراز سازی
برای پرسش پژوهش یا فرضیه: صورت بندی کردن یا تدوین کردن برای داده ها، پرونده ها یا پایگاه داده: ساختارمند کردن
۱. در بافت متغیرها، سنجه ها و اقتصاد سلامت هنگامی که پروکسی به عنوان ابزار اندازه گیری به کار می رود: متغیرهای جایگزین، شاخص های جانشین/تقریب ها، ا ...
واحد اجرایی، واحد کاری، بخش عملیاتی، واحد ارائه دهنده خدمات
اثربخشی هزینه، هزینه - اثربخشی در زبان فارسی، وقتی می گوییم طرحی �مقرون به صرفه� است، بیشتر معنای ارزان تر بودن، کم هزینه بودن یا صرفه جویی مالی به ...
فروشنده، تأمین کننده، نماینده فروش، خرده فروش، عمده فروش، توسعه دهنده و شرکت های ارائه دهنده
پرداخت کنندگان هزینه
نهاد پرداخت کننده
قرار گرفتن
شیوه نامه ها، خط مشی ، رهنمود ها، دستور های کار، آیین نامه ها
شیوه نامه، خط مشی، رهنمود، دستور کار
پایبندی، پیروی، دنباله روی، هواخواهی، طرفداری، هواداری، وفاداری
طرز رفتار، نگرش
ناتوانی، کم توانی، معلولیت، نقص عضو ، نقص یا عیب، از کار افتادگی عدم صلاحیت، عدم اهلیت ( در مسائل حقوقی )
نگرانی، دل مشغولی، دل نگرانی
گنجانده شده در، جاگذاری شده در، تعبیه شده در، نهفته در / تنیده شده در
هیئت، کارگروه عالی، کارگروه رسمی
جدول زمان بندی ( پروژه / پژوهش ) ( متداول ترین و رسمی ترین معادل ) افق زمانی/بازه زمانی مطالعه گاه شمار اجرایی
انجام دادن، اجرا کردن