ترجمه‌های عادل چایچیان (٩٨)

بازدید
٣٢٥
تاریخ
٣ روز پیش
متن
I was left to straighten out the mess.
دیدگاه
٠

مرا تنها گذاشتند تا این وضعیت بغرنج را درست کنم.

تاریخ
٣ روز پیش
متن
I subvert the entire world, only to straighten out your reflection.
دیدگاه
٠

من کل دنیا را ویران می کنم، فقط برای اینکه فکر/نظر تو را اصلاح کنم.

تاریخ
٣ روز پیش
متن
He would make an appointment with him to straighten out a couple of things.
دیدگاه
٠

با او قرار ملاقات می گذاشت تا یک سری کارها را سر و سامان بدهد/راست و ریس کند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Another gull swoops down and begins to hector the first one for its food.
دیدگاه
٠

یک مرغ دریایی دیگر به سمت پایین شیرجه می زند و تلاش می کند به زور غذای مرغ اولی را بگیرد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
She doesn't hector us about giving up things.
دیدگاه
٠

او در مورد تسلیم کردن/دادن چیزها، به ما زورگویی نخواهد کرد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
I suppose you'll hector me until I phone him.
دیدگاه
٠

فکر می کنم تا زمانی که به او زنگ نزنم، به من زور خواهی گفت.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
She does now and then hector a little.
دیدگاه
٠

او گاهاً کمی قلدر ی/ زورگویی می کند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The takeover bid now looks unlikely to succeed.
دیدگاه
٠

اکنون چنین به نظر می رسد که پیشنهاد تملک شرکت ( خرید کل سهام سهامداران دیگر ) بعید است به موفقیت دست یابد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
I intend you to take over.
دیدگاه
٠

قصد دارم تو مسئولیت را به عهده بگیری.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Would you like me to take over for a while?
دیدگاه
٠

آیا می خواهی برای مدتی مسئولیت را به عهده بگیرم؟

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
By now any semblance of normality had disappeared.
دیدگاه
٠

تا الان هر گونه ظاهری/شبهی از وضعیت عادی ناپدید شده بود.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
The city has now returned to some semblance of normality after last night's celebrations.
دیدگاه
٠

پس از جشن های شب گذشته، شهر اکنون ظاهراً به حالت عادی بازگشته است.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
He was treated with disdain.
دیدگاه
٠

با تحقیر با او رفتار شد.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
He turned his head away in disdain.
دیدگاه
٠

سرش را با نفرت برگرداند.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
He curled his lips in disdain.
دیدگاه
٠

با تنفر لب هایش را جمع می کرد.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
A great man should disdain flatterers.
دیدگاه
٠

یک انسان بزرگ باید نسبت به افراد چاپلوس احساس بیزاری کند.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
Janet looked at him with disdain.
دیدگاه
٠

جنیت با تحقیر به او ( مذکر ) نگاه می کرد.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
Many of her women friends also had domineering husbands.
دیدگاه
٠

خیلی از دوستان مونث او نیز شوهرانی سلطه جو داشتند.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
I made a big mistake, so I had to start over.
دیدگاه
١

من مرتکب اشتباه بزرگی شدم، بنابراین مجبور بودم از نو شروع کنم.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
He knows the ropes.
دیدگاه
٠

او به کارش وارد است.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
Nathan knows the ropes - he's been in the company for 15 years.
دیدگاه
٠

ناتان وارد است/راه و چاه را بلد است/ چم و خم کارها را می داند، او 15 سال در این شرکت بوده است.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
He works repairing streets, and knows the ropes when it comes to safety.
دیدگاه
٠

او در تعمیر خیابان ها کار می کند و وقتی سخن از ایمنی می رود، او در این زمینه سررشته دارد.

تاریخ
٤ هفته پیش
متن
I wish he would not obtrude his opinions on us; if we want his opinion, we'll ask for it.
دیدگاه
٠

ای کاش او نظرات خود را بدون تقاضای ما به ما مطرح نمی کرد؛ اگر نظرش را بخواهیم، ازش می پرسیم.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Tampering with a jury is a criminal act.
دیدگاه
٤

اعمال نفوذ در کار هیئت منصفه یک عمل مجرمانه است. | دخالت غیرقانونی در کار هیئت منصفه یک عمل مجرمانه است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
And the reward for dismissal is a golden handshake of several years' pay.
دیدگاه
٠

و جبران اخراج، پرداخت پاداش سنوات خدمت معادل چند سال حقوق است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He will walk away with a reported golden handshake of £400,000.
دیدگاه
٠

او با یک پاداش سنوات خدمت 400000 پوندی بازخرید خواهد شد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He kicked around a good deal before settling down.
دیدگاه
٠

او قبل از اینکه تشکیل خانواده دهد، خیلی با خودش فکر کرد.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
Several layers of atmosphere encompass the planet.
دیدگاه
٠

چندین لایه از اتمسفر سیاره را احاطه نموده است.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
Be thankful for what you have. You'll end up having more.
دیدگاه
٠

نسبت به داشته هایت شکرگزار باش. تو در نهایت بیشتر خواهی داشت.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
Could you brief the proposal for us?
دیدگاه
٠

می توانی خلاصه ای از پیشنهاد را به ما بگویی؟

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
I will brief you on what was discussed in the meeting this morning.
دیدگاه
٠

از آنچه صبح امروز در جلسه بحث شد، خلاصه ای را به شما خواهم گفت.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
It took me some time to undergo the metamorphosis from teacher to lecturer.
دیدگاه
٠

مدتی وقت گرفت تا تغییر/دگرگونی از معلمی به استادی را تجربه کنم/به خود هموار کنم/به خود ببینم.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
You may have to undergo disappointment and failure before experiencing success.
دیدگاه
٠

شما قبل از تجربه موفقیت/رسیدن به موفقیت، ممکن است دستخوش ناامیدی و شکست شوید.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
I don't want to undertake such an important task if I can't give it my full attention.
دیدگاه
٠

نمی خواهم چنین وظیفه مهمی را به عهده گیرم اگر نتوانم تمام توجهم را به آن بدهم.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
This is the second large project she's undertaken this year.
دیدگاه
٠

این دومین پروژه بزرگی است که او امسال به عهده گرفته است.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
Let me just recap what's been discussed so far.
دیدگاه
٠

بگذارید آنچه را که تا الان بحث شد، خلاصه/جمع بندی کنم.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
As long as the world shall last there will be wrongs, and if no man rebelled, those wrongs would last forever.
دیدگاه
٠

مادام که دنیا برقرار است، شر وجود خواهد داشت، و اگر هیچ کس قیام نکند، شر برای همیشه ادامه خواهد داشت.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
A man is not old as long as he is seeking something. A man is not old until regrets take the place of dreams.
دیدگاه
٠

انسان تا وقتی که به دنبال چیزی باشد، پیر نیست. آدمی تا موقعی که حسرت هایش جای رویاهایش را نگرفته باشد، پیر نیست. ( آدمی پیر محسوب نمی شود مگر حسرت ها ...

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
As long as ever you can.
دیدگاه
٠

تا زمانی که بتوانی. /مادام که بتوانی.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
His every utterance will be scrutinized.
دیدگاه
٠

هر گفته او مورد بررسی دقیق قرار خواهد گرفت/موشکافی خواهد شد.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
As for me, if I had fifty-three minutes to spend as I liked, I should walk at my leisure toward a spring of fresh water.
دیدگاه
٠

در مورد من، اگر پنجاه و سه دقیقه وقت داشتم که آن طور که دلم می خواست بگذرانم، با طیب خاطر/با فراغت بال/با خیالی آسوده به سمت چشمه آب شیرین پیاده روی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
As for the money, don't give it a second thought.
دیدگاه
٠

در مورد پول، فکرش را هم نکن/تردید نکن.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
He built up the business at the expense of his health.
دیدگاه
٠

او به بهای سلامتی اش این کسب و کار را راه انداخت و توسعه داد.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
She bought fame at the expense of her happiness and health.
دیدگاه
٠

او شهرت اش را به قیمت خوشبختی و سلامتی خود خرید/به دست آورد/حصول نمود.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
He finished the job at the expense of his health.
دیدگاه
٠

او کارش را به قیمت سلامتی اش تمام نمود.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
They purchased life at the expense of honour.
دیدگاه
٠

آنها زندگی شان را به بهای شرافت شان خریدند/به دست آوردند/حصول نمودند.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
Democrats will complain he overemphasizes punishment at the expense of prevention and treatment.
دیدگاه
٠

دموکرات ها شکایت خواهند کرد که او به بهای از دست دادن پیشگیری و حل و فصل بر روی مجازات تاکید مضاعف دارد.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
The board had a long, windy discussion about the matter.
دیدگاه
٠

هیئت مدیره در مورد این موضوع بحث طولانی و عبثی داشت.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
We all like to think we stand out from the crowd .
دیدگاه
٠

همه ما دوست داریم فکر کنیم تافته جدا بافته هستیم/متمایز از دیگران هستیم.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
Stand out, if you want to compete with me!
دیدگاه
٠

اگر می خواهی با من رقابت کنی، برتری خودت را نشان بده.