ترجمه‌های عادل چایچیان (٩٨)

بازدید
٣٢٣
تاریخ
٣ ماه پیش
متن
His huge Afro made him stand out at school.
دیدگاه
٠

موهای بلند و پف کرده آفریقایی اش، او را در مدرسه نمایان/تابلو کرده است.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
His enthusiasm slumped when his team lost again.
دیدگاه
٠

موقعی که تیمش دوباره شکست خورد، شور و اشتیاق او دچار افت شد.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
Sales have slumped since the market crash.
دیدگاه
٠

میزان فروش از زمان سقوط بازار دچار افت شده است.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
The group's influence had begun to wane by this time.
دیدگاه
٠

تا این موقع، نفوذ گروه شروع به افول کرده بود.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
My bet on the race was small.
دیدگاه
٠

مبلغ شرط بندی من روی این مسابقه کم بود.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
His horse is a sure bet in the next race.
دیدگاه
٠

اسب او گزینه مطمئنی برای شرط بندی در مسابقه بعدی است.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
I bet you're tired after all that work in the yard.
دیدگاه
٠

مطمئنم که تو بعداز این همه کار کردن در حیاط خسته ای.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
Actors have to learn their lines by heart.
دیدگاه
٠

بازیگران مجبورند سطور مربوط به خودشان را در فیلمانه ازبر شوند.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
I've got this poem off by heart already.
دیدگاه
٠

من این شعر را از بر شده ام/حفظ کرده ام.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
Try to learn by heart these English words and phrases.
دیدگاه
٠

سعی کن این لغات و عبارات انگلیسی را حفظ کنی/از بر کنی.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
You should learn these words by heart.
دیدگاه
٠

تو باید این لغات را حفظ شوی/از بر شوی.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
The injection caused rigor.
دیدگاه
٠

تزریق باعث /سفتی/گرفتگی/انقباض عضلات شد.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
The river is tamed by a dam.
دیدگاه
٠

رود توسط یک سدی مهار شده است.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
Pioneers tamed the wilderness.
دیدگاه
٠

پیشروها طبیعت بکر را به کنترل خود درآوردند.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
a tame political rally
دیدگاه
٠

گردهمآیی سیاسی ضعیف/بیروح/بی جان/سرد

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
He couldn't then afford the money to go on the trip.
دیدگاه
٠

او نمی توانست پول لازم برای رفتن به سفر را تامین کند.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
How can he afford to buy himself a brand new car?
دیدگاه
٠

او چطور از عهده خریدن ماشین نو برای خودش برمی آید؟

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
No ordinary families can afford to hire servants.
دیدگاه
٠

هیچ خانواده معمولی از عهده استخدام خدمتکار برنمی آید.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
We can't afford to go abroad this summer.
دیدگاه
٠

ما امسال استطاعت خارج رفتن نداریم.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
I must brush up on my Latin for the exam.
دیدگاه
٠

برای امتحان باید زبان لاتین را مرور کنم ( به روز کنم ) .

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
She sensed something was amiss and called the police.
دیدگاه
٠

او حس کرد چیز بدی اتفاق فتاده و به پلیس زنگ زد.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
There's something amiss in their relationship.
دیدگاه
٠

در روابط آنها چیزی اتفاق افتاده است.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
She sensed something was amiss right now!
دیدگاه
٠

او حس کرد همین الان چیز بدی اتفاق افتاده است.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
Please don't take it amiss, if I point out your errors.
دیدگاه
٠

لطفاً به دل نگیرید/لطفاً به شما برنخورد، اگر به خطاهای شما اشاره کنم.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
A word of apology might not go amiss.
دیدگاه
٠

یک کلمه عذرخواهی می توانست وضعیت را بهتر کند/به بهتر شدن فضا کمک کند.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
Nothing comes amiss to a hungry man.
دیدگاه
٠

آدم گرسنه از هیچ چیز نمی گذرد. / آدم گرسنه هیچ چیز را رد نمی کند. معادل: A hungry person won’t be picky about food.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
Protestors firebombed the embassy building yesterday.
دیدگاه
٠

معترضان روز گذشته به ساختمان سفارت بمب آتش زا پرتاب کردند.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
If the government clamps down on the protestors, that will only serve to strengthen them in the long run.
دیدگاه
٠

اگر دولت علیه معترضان شدت عمل نشان دهد، این کار فقط موجب تقویت آن ها در طولانی مدت خواهد شد.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
The teacher collated her syllabus.
دیدگاه
٠

معلم رئوس مطالب درسی خود را مرتب کرد.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
The problem nagged at him so much that he couldn't sleep.
دیدگاه
٠

این مشکل او را چنان دچار ناراحتی/نگرانی/پریشانی کرده است که نمی تواند بخوابد.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
His arthritis nags him.
دیدگاه
٠

آرتروز او را به ستوه آورده است. /آرتروز او را آزار می دهد.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
The children nagged me for ice cream all afternoon.
دیدگاه
٠

بچه ها تمام بعد از ظهر برای بستنی به من پیله کرده بودند. /بچه ها تمام بعد از ظهر از من بستنی می خواستند.

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
Please find enclosed an agenda for the meeting.
دیدگاه
٠

لطفاً دستور کار جلسه را به پیوست ملاحظه کنید. ( لازم است به جای an از the استفاده شود )

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
He overlooked the fact that some of the dinner guests might be vegetarian.
دیدگاه
٠

او این واقعیت را که برخی از مهمانان شام شاید گیاه خوار باشند، از نظر دور انداخت.

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
The movers overlooked a few things, so the family had to bring them later.
دیدگاه
٠

حمل و نقل کننده ها چند چیز را ندیدند، پس/در نتیجه خانواده مجبور شد آنها را بعداً بیاورد.

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
Experts are trying to track down the source of the contamination in the water supply.
دیدگاه
٠

کارشناسان تلاش می کنند منشاء آلودگی منبع آب را ردیابی کنند.

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
She had spent years trying to track down her parents.
دیدگاه
٠

او سالها صرف تلاش برای یافتن ردی از والدینش کرده بود.

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
Her parents fostered her dream of going to the Olympics.
دیدگاه
٠

والدین او آرزوی رفتن به المپیک او را رشد دادند.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
A visitor cropped up at our house.
دیدگاه
٠

مهمانی به طور غیرمترقبه در خانه ماظاهر شد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The most basic attribute of all animals is consciousness.
دیدگاه
٠

اساسی ترین ویژگی تمام حیوانات هوشیاری است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The crown is an attribute of kingship.
دیدگاه
٠

تاج، نشانی از سلطنت است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
To what do you attribute this delay?
دیدگاه
٠

تو این تاخیر را به چه چیزی نسبت می دهی؟

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
I attribute our success to him.
دیدگاه
٠

من موفقیت مان را به او نسبت می دهم.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Your answer is very to the point.
دیدگاه
٠

پاسخ شما خیلی مرتبط با اصل موضوع است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Your answer is to the point.
دیدگاه
٠

پاسخ شما مرتبط با اصل موضوع است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
His own shortcomings are thwarting him.
دیدگاه
٠

ایرادات و کاستی های خود او مانع راه اوست.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Road blocks thwarted their plan to escape.
دیدگاه
١

موانع راه نقشه فرار آنها را عقیم گذاشت.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The run winded him.
دیدگاه
٠

دویدن نفس او را بریده بود.