پیشنهادهای رهگذر (١٣,٠١٧)
هزینه ی یک چیز گران را پرداخت کردن
قرض یا بدهی را پرداخت کردن
قرض یا بدهی را پرداخت کردن
در خانواده ی بسیار پولدار به دنیا آمدن در ناز و نعمت بزرگ شدن
بسیار شیک و زیبا به نظر رسیدن
با کسی بر سر موقعیت اجتماعی یا پول در آوردن رقابت داشتن
نظر و ایده هایت را بگو
بسیار رایج و معمولی
فکر می کنم شرط می بندم مطمئنم
لطف و مرحمت نشان ندادن
برنامه ریزی برای ملاقات دوباره در یک زمان دیگر به تعویق انداختن برنامه
ارزان و با سود بسیار کم
احترام کسب کردن بر اثر سخت کارکردن
تنفر بیش از حد نسبت به چیزی یا کسی
خیلی نزدیک بودن رابطه ای نزدیک داشتن با کسی
آدم سرسخت
فرد باهوش و بااستعداد
چیزی را جالب تر و هیجان انگیزتر کردن
هیچ چیزی مفت و رایگان به دست نمی آید
هرچیزی بها و هزینه ای دارد
گنجایش و ظرفیت چیزی پرشدن
سلیقه کسی بودن باب میل کسی بودن
تجربیات متنوع زندگی را زیباتر و جذاب تر می کنند
موقعیت امیدبخش و نویددهنده
جایزه برای انجام یک کار خوب و نیکو
کبودی و خون مُردگی بر اثر ضربه و تصادف
ضعیف بودن بزدلی ترسویی
خوش اشتها بودن
ناگهانی از کار یا عادتی خطرناک دست کشیدن یا ترک کردن
موقعیت یا محیط گیج کننده، عجیب و غیرمنطقی
مشکل یا موقعیت پیچیده و دشوار
سن و سال پیداکردن پیرشدن
مُردن فروریختن
سریع و زود
باختن مشکل درست کردن اشتباه بزرگی کردن
پولی که راحت و سریع بدست آمده
اندازه بودن متناسب بودن سازگار بودن
نجیب و کاری بودن ( اصطلاح )
خود را تطبیق دادن به محیط جدید خو گرفتن با محیط جدید
پول زیادی برای زندگی کردن نداشتن تنها خرج خورد و خوراک داشتن دستش به دهانش نمی رسد
خسیس بودن
دزدی کردن
خساست
از دست دادن استعداد یا توانایی مواجهه یا برخورد با موضوعات مختلف
از پشت به کسی خنجرزدن به اعتماد کسی خیانت کردن
سربه هوا بودن تمرکز نداشتن
با کسی شوخی کردن سربه سر کسی گذاشتن
لقمه بزرگ تر از دهان خود برداشتن تلاش برای انجام کاری بسیار سخت
اکثریت
همسایه هم محله ای