پیشنهاد‌های رهگذر (١٤,١٧٠)

بازدید
٢٠,٩١٥
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

حق اظهارنظر نداری

پیشنهاد
٥

از سیر تا پیاز چیزی/کاری را دانستن زیروبم چیزی/کاری را بلد بودن صفر تا صد چیزی/کاری را دانستن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

گرم باد موج هوای گرم موج گرما هوای گرم طولانی گرمای طاقت فرسا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

مدرک فنی حرفه ای

پیشنهاد
١

شباهت قابل توجه به کسی داشتن کُپِ کسی بودن مثال: I bear a striking resemblance to my mom. شباهت قابل توجهی به مامانم دارم. من کپ مامانم هستم.

پیشنهاد
٠

از زیر کاری با چیزی در رفتن شونه خالی کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرم به جایی خورد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسی را سر ذوق آوردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرم داره می ترکه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فامیل بازی پارتی بازی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قرش بده قر دادن رقصیدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به آرامی وارد شدن کم کم نفوذ کردن کم کم راه پیدا کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

اوضاع مالی خرابه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارزون بخر، گرون بفروش ( استراتژی سود در بازار )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تست چند گزینه ای سوالات با گزینه های متعدد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٨

یهو یادم رفت به کل فراموش کردم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

بازی را مساوی تمام کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

بیخیال چیزی شدن از چیزی دست کشیدن امید یا تلاش برای چیزی را رها کردن

پیشنهاد
٨

نمیتونم پیداش کنم تو پیدا کردنش مشکل دارم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

برگه جریمه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افسر گشت مأمور گشت

پیشنهاد
٠

به شدت ازت متنفرم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درست کردن انجام دادن I'll take care of dinner. من شام درست میکنم. شام با من.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میتونی بیای دنبالم؟

پیشنهاد
٠

سیستم نوبت دهی اینترنتی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوبت دهی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوبت دهی اتوماتیک نوبت دهی خودکار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوبت گیری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شهر بی رونق

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درست انجامش بده از فرصت بهترین استفاده بکن کاری کن که ارزش داشته باشه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صبر کنیم بارون بند بیاد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روی دور موفقیت بودن روی دور برد بودن روی دور شانس بودن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به اون یارو بگو . . . به فلانی بگو . . .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کردن تو پاچم پولم خوردن کلاه سرم گذاشتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نمیتونم . . . . تحمل کنم مثال: I can't put up with noise. نمیتونم سروصدا رو تحمل کنم.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همه چیز برای یک اتفاق بزرگ مهیاست صحنه آماده ست

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نگران پرداختش نباش ( میدونم بعداً پس میدی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جوجو طلای من

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مادر به خطا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مراقب لحن حرف زدنت باش

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بپا نیفتی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شراکت و همکاری ( رسمی تر، عمیق تر و معمولا بلندمدت )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صدا زدن با صدای بلند انتقاد کردن

پیشنهاد
٠

خودش نیست ولی یادش با ماست

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خودمونیم دیگه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آرام آرامبخش روح نواز

پیشنهاد
٠

امروز از اون روزها بود

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارم به . . . عادت میکنم مثال: I'm getting used to waking up early. دارم به زود بیدار شدن عادت میکنم.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دور کامل زدن و دوباره به نقطه اول رسیدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نتیجه هنوز مشخص نیست هر تیمی میتونه برنده بشه