go cold turkey

انگلیسی به انگلیسی

• stop doing a habitual activity suddenly and completely (such as smoking)

پیشنهاد کاربران

مراجعه شود به cold turkey
ناگهانی از کار یا عادتی خطرناک دست کشیدن یا ترک کردن
Stop using an addictive substance suddenly, without tapering off
ترک یابویی ترک خرکی یکهویی ترک کردن
ترک یا متوقف کردن ناگهانی رفتار اعتیاد آور یا خطرناک مثل سیگار کشیدن و یا نوشیدن الکل
ترک عادت کردن
دورشو خط کشید
هر چیزی یا عادتی که یک دفعه دیگه انجامش نمیدی
مخصوصا درباره عادت هایی مثل سیگار کشیدن و. . .
وقتی به طور ناگهانی نوشیدنی الکلی یا مواد اعتیاد آور را ترک میکنی که از عوارض جانبی آن رنگ پریده شدن و شبیه بوقلمون شدن است