پیشنهادهای رهگذر (١٣,٠١٧)
هستی هنوز؟
چی گفتید؟
میفهمی؟
نمونه ی کامل یا اصلی چیزی جوهره ی چیزی
جنبش ضدیت با رسمیت زدایی کلیسا
توهم شخصی که معتقد است خودش تبدیل به حیوان شده است
بلعیدن با سرعت زیاد
یک دسته کارت 9 تایی
یک مدل کفش یا پوتین رایج در سال 1950 که نوک تیز بوده است
حس ناراحتی و بیچارگی در ظاهر
خلاف جهت
فردی که اعتماد به نفس کاذب دارد
فردی که مدام در شلوغی راه می رود
فرد ضعیف یا بیمار که در مورد سلامتی اش خیلی نگران است
بقایای کم
موهای شکننده
دروغ بی معنی و کوچک
مراقبت عاشقانه از یک فرد
یک کلمه قدیمی اسکاتلندی به معنای دنبال کردن دختران
پول درآوردن از راه های مختلف
جوراب شلواری که معمولاً آن را با دامن می پوشند
دو جفت دستمال کاغذی
خلاصه کردن کلام
سمبل
وجود مخاط در بینی که با سرماخوردگی یا چیزهای دیگر ایجاد می شود
پریروز
حس بویایی قوی
سپری کردن زمان بدون هدف
مژدگانی دادن با صدای بلند
کمبود هیجان و نداشتن قصد و نیت
ترس از شکست
وابسته به صبحانه
گروگان گرفتن چیزی
جایگاهی که مورد علاقه شما نیست
آشوب
پلتفرم یا یک راه پله ای که در آن جهت پله کاملاً برعکس می شود
نگاه غریبانه به فردی در حال غذا خوردن است به این امید که مقداری از غذایش را به شما بدهد
یک پوشش محکم و محافظ برای عبور کردن گلوله
کلام بدون معنا
مراسمی که در آن آب را از پنجره به بیرون پرتاب می کنند
تظاهر به کار کردن در زمانی که عملا مشغول انجام هیچ کاری نیستید
هدر دادن زمان مشغول کردن خود به انجام کاری بدون هدف
نگرانی از تمام کردن چیز های مختلف
یک دستگاه موسیقی شبیه به نی که با دهان نواخته می شود
مربوط به چیزی وابسته به چیزی
راهنمای مترجم برای مسافران
قسمتی از یک زمین
موتور کوچک روی کشتی
ترس بیمارگونه فوبیا از مهمانی های شبانه
دو حرف صدادار که در یک سیلاب یا یک بخش به یکدیگر وصل می شوند تا یک آوا را ایجاد کنند