gibberish

/ˈɡɪbərɪʃ//ˈdʒɪbərɪʃ/

معنی: حرف شکسته و نا مفهوم، قلمبه سولمبه
معانی دیگر: سخن تند و نامفهوم، زرزر، ور زنی، سخن دست و پا شکسته

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: written or spoken words that are unintelligible, needlessly obscure, or without coherent meaning.
مشابه: abracadabra, bilge, double-talk, jabber, jargon, mumbo jumbo, nonsense

- The letter appeared to contain nothing but gibberish until they discovered it was written in code.
[ترجمه ترگمان] به نظر می رسید که این نامه چیزی جز gibberish نیست مگر اینکه کشف کنند که در کد نوشته شده است
[ترجمه گوگل] به نظر می رسد نامه ظاهرا حاوی اطلاعاتی بود اما گویای آن تا زمانی که کشف کرد که در کد نوشته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. I was so nervous, I just started talking gibberish.
[ترجمه ترگمان]، خیلی عصبی بودم تازه شروع کردم به حرف زدن
[ترجمه گوگل]من خیلی عصبی بودم، فقط شروع کردم به حرف زدن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. You were talking gibberish in your sleep.
[ترجمه ترگمان]تو خواب چرت و پرت می گفتی
[ترجمه گوگل]شما در خواب خوابیده بودید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Or would it sound like gibberish?
[ترجمه ترگمان]یا به نظر نامفهوم میاد؟
[ترجمه گوگل]یا آن را مانند gibberish می شنوید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. At times I went almost mad, talking gibberish, pulling faces, and singing in mock Latin.
[ترجمه ترگمان]گاهی دیوانه می شدم و حرف می زدم، صورت ها را می کشیدم و به زبان لاتین آواز می خواندند
[ترجمه گوگل]در بعضی موارد من تقریبا دیوانه شدم، با صدای بلند صحبت میکردم، چهره ها را می کشیدم و آواز میخواندم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Up and down she goes, talking gibberish.
[ترجمه ترگمان]اون بالا و پایین میره چرت و پرت میگه
[ترجمه گوگل]بالا و پایین او می رود، صحبت کردن gibberish
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. This manual is written in computer gibberish.
[ترجمه ترگمان]این دفترچه راهنما به زبان انگلیسی نوشته شده است
[ترجمه گوگل]این کتابچه در رایانه رایانه نوشته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. It is all so much gibberish.
[ترجمه ترگمان]همه اش نامفهوم است
[ترجمه گوگل]همه چیز خیلی جالب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Here, likelihood you feel I said to pile gibberish, be!
[ترجمه ترگمان]اینجا، به احتمال زیاد، تو احساس می کنی که من گفتم پرت و پلا میگم، باشه
[ترجمه گوگل]در اینجا، احتمال شما احساس می کنید من گفتم به شمع gibberish، می شود!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. People with Wernicke's aphasia speak in gibberish and often write constantly.
[ترجمه ترگمان]افراد مبتلا به aphasia s به طور مرتب صحبت می کنند و اغلب به طور مداوم می نویسند
[ترجمه گوگل]افراد مبتلا به آپنه Wernicke در gibberish صحبت می کنند و اغلب دائما نوشتن می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The 2 nd, stubborn: A Q : Little gibberish, open the door!
[ترجمه ترگمان]دو و دومین، سرسخت: یک سوال: gibberish کوچک، در را باز کنید!
[ترجمه گوگل]دومین، خیره کننده: A Q: گیببری کوچک، درب را باز کن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. On the sidewalk Soapy began to yell drunken gibberish at the top of his harsh voice. He danced, howled, raved, and otherwise disturbed the welkin.
[ترجمه ترگمان]در پیاده رو گم شد و با صدای خشن و خشن خود شروع به فریاد زدن کرد می رقصید، زوزه می کشید، هذیان می گفت، و در غیر این صورت گنبد نیلگون را آشفته می کرد
[ترجمه گوگل]در پیاده رو، صابون در بالای صدای خشن خود شروع به آواز خواندن کرد او رقصید، گرسنه، وحشت زده، و در غیر این صورت welkin را مختل کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. On the sidewalk Soapy began to yell drunken gibberish at the top of his harsh voice.
[ترجمه ترگمان]در پیاده رو گم شد و با صدای خشن و خشن خود شروع به فریاد زدن کرد
[ترجمه گوگل]در پیاده رو، صابون در بالای صدای خشن خود شروع به آواز خواندن کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Welcome to the New Incomprehensibility: gibberish with attitude.
[ترجمه ترگمان]به the جدید خوش آمدید با طرز برخورد و برخورد
[ترجمه گوگل]به غیر قابل درک بودن جدید خوش آمدید: gibberish با نگرش
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Documentation is the traditional language, if there is gibberish, it is open IE with it.
[ترجمه ترگمان]مستندسازی زبان سنتی است، اگر there وجود داشته باشد، آن را در اینترنت باز کرده و آن را با آن باز کرده است
[ترجمه گوگل]مستندات زبان سنتی است، اگر وجود دارد gibberish، آن باز IE با آن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

حرف شکسته و نا مفهوم (اسم)
gibberish

قلمبه سولمبه (صفت)
gibberish

تخصصی

[کامپیوتر] اصطلاحی که برای بیان لازم نبودن داده بکار می رود

به انگلیسی

• nonsensical speech; babble; unintelligible speech; use of highly technical or obscure words (in speech or writing)
gibberish is talk which does not make any sense.

پیشنهاد کاربران

دریوری
کیمیاگران عصرقدیم ، سعی زیادی در مخفی کردن ایده ها و یافته هاشون می کردند.
یکی ار بزرگترین این کیمیاگران، جابر بن حیان ( به اعتقاد بسیاری پدرعلم شیمی ) ، با توجه به جو بسیار امنیتی زمان خودش،
نوشته ها و کشفیات خودش رو به صورت کدهای پیچیده، رمز میکرد و برای کسی قابل فهم نبود. . .

خیلی از محققان، لغت gibberish رو برگرفته از نام جابربن حیان میدونند، به خاطر نامفهوم بودن دست نوشته هاش. . .
ناخوانا
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما