تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

A mortgage is a loan for property

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه راه برای کاهش یا برطرف کردن مشکل، بیماری یا اختلاف ( ممکنه کامل حل نکنه ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرض کن یه فروشگاه موبایل ۱۰۰ هزار دلار از فروش گوشی هاش به دست میاره. این میشه "revenue". ولی بعد از کم کردن هزینه ها، صاحب فروشگاه ۵۰ هزار دلار سود ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Legal یعنی چیزی که طبق قانون مجازه. Legitimate یعنی چیزی که علاوه بر قانون، از نظر جامعه هم پذیرفته شده و درسته.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

affluent به افرادی گفته می شود که نه تنها ثروت دارند بلکه وضعیت زندگی لوکس و راحت هم دارند. در حالی که Wealthy به معنای ثروتمند است و بیشتر بر داشتن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

As well as برای تأکید بیشتر بر یکی از ویژگی ها ( معمولاً اولین ویژگی ) و به معنی �علاوه بر� یا �همچنین� استفاده می شه. And برای وصل کردن دو ویژگی به ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فراهم کردن فضای مناسب برای چیزی یا کسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بعضی جاها معنی "که در آن هنگام" میده The ship was being loaded when the storm started کشتی داشت بارگیری می شد ( ( که ) ) یهو طوفان شروع شد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بجز گیاه به معنی کارخانه یا ساختمانی که در آن یک فرآیند صنعتی اتفاق می افتد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

The tide comes in – مد می آید / آب بالا می آید. The tide goes out – جزر می شود / آب پایین می رود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Should برای بیان الزامات نرم و توصیه ها استفاده می شود، نه دستور قاطع.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

reveal = فاش کردن اطلاعات یا موضوعات مخفی ( غیررسمی و رسمی ) unveil = پرده برداری در یک رویداد رسمی یا خاص ( رسمی تر )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

reveal = فاش کردن اطلاعات یا موضوعات مخفی ( غیررسمی و رسمی ) unveil = پرده برداری در یک رویداد رسمی یا خاص ( رسمی تر )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دستیار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

a traveling show – یک نمایش سیار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

"Literally" بیشتر برای تأکید و روشن کردن اینکه چیزی دقیقاً به همین شکل است استفاده می شود. "Literary" به ادبیات و آثار مربوط به آن اشاره دارد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

Turn to = مراجعه کردن به چیزی به صورت طبیعی و رایج. Resort to = مراجعه کردن به چیزی به عنوان آخرین راه حل در شرایط اضطراری.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

رفتار مؤدبانه، مهربانانه و سخاوتمندانه، به ویژه با افراد پایین تر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Sheriff به معنی کلانتر است. کلانتر یک مقام قانونی در یک شهر یا منطقه است که مسئول اجرای قانون، نگهبانی و گاهی هم مدیریت زندان ها است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به نشان پیروزی و موفقیت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣

"Anticipate" معمولاً هیجان و اشتیاق بیشتری را منتقل می کند، در حالی که "expect" بیشتر به یک پیش بینی عادی و منطقی اشاره دارد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Sting : بیشتر به درد تیز و سریع اشاره دارد که معمولاً توسط نیش حشرات ( مثل زنبورها ) یا سوزن ها ایجاد می شود. Bite: به گاز گرفتن اشاره دارد و می ت ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

عبارت inside of به معنی "داخل" یا "درون" هست و of فقط برای تاکید و روان تر شدن جمله اضافه میشه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بطور قانونی و رسمی داشتن چیزی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

بسیار نزدیک به درست یا دقیق بودن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Broad: برای مفاهیم کلی یا ویژگی هایی که اندازه گیری نمی شوند. وسیع Wide: برای فواصل فیزیکی و اندازه های قابل محاسبه. پهن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

Wide: برای فواصل فیزیکی و اندازه های قابل محاسبه. پهن Broad: برای مفاهیم کلی یا ویژگی هایی که اندازه گیری نمی شوند. وسیع

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوک ( لقب اشرافی )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣

Bold: جسارت در عمل ( مثبت یا منفی ) . Brave: شجاعت اخلاقی یا جسمی ( مثبت )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Brave: شجاعت اخلاقی یا جسمی ( مثبت ) Bold: جسارت در عمل ( مثبت یا منفی ) .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تجربه کردن اثرات یک چیز بد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

Amuse: سرگرم کردن به طوری که باعث خنده یا لذت میشه. ( مثلاً کمدین ها ) Entertain: سرگرم کردن به هر شکل و به طور عمومی تر. ( مثلاً فیلم ها، کنسرت ها )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

Entertain: سرگرم کردن به هر شکل و به طور عمومی تر. ( مثلاً فیلم ها، کنسرت ها ) Amuse: سرگرم کردن به طوری که باعث خنده یا لذت میشه. ( مثلاً کمدین ها )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

انواع مختلفی از . . .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

کلمه Recall نسبت به remember به یادآوری دقیق تر و نیازمند تلاش بیشتر اشاره داره و رسمی تره.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غذا : خورد کردن/تکه تکه کردن بیشتر در تعریف کلمه chew میاد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

مراحلی/قدم هایی که باید انجام بشن/برداشته بشن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به شکست ختم شدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فعل "add" فقط به معنی "اضافه کردن" است، اما "add up" به طور خاص به معنای "محاسبه کل" یا "جمع زدن تمام اعداد" است

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پختن چیزی با حرارت خشک در فر

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی میلی به چیزی/کسی که از نظر فرد خوشایند نیست

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

درصورتیکه به غذا اشاره شده باشه به معنی با ولع خوردن هست

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

درصورتیکه به غذا اشاره شده باشه به معنی با ولع خوردن هست

١