پیشنهادهای محسن خادمی (٦,٩٤٠)
بی رحم، وحشی
خشن، سخت، تند
حریف
جر و بحث، نزاع و جدال کردن
سرکش، نافرمان، شیطون
رقیب، حریف
ویراستار، سردبیر روزنامه
مه آلود، مبهم
1 - کشتی 2 - رگ
اصرار کردن، سماجت کردن، پافشاری کردن
درخشش، پرتو
شناسایی کردن
نظاره گر، هوشیار، مراقب
مهاجرت کردن
زنده شدن، احیا کردن
آغاز کردن، شروع کردن
قحطی
کافی، مناسب، لایق
کاهش دادن، کاستن
قابل شنیدن، شنیدنی، رسا
مهم، ضروری، مبرم
فاش ساختن، آشکار کردن
ممنوع ساختن، منع کردن
روراست، رک
شهری، شهرنشین
جمعیت، مردم، سکنه
فسخ کردن، ملغی کردن، لغو کردن
روشن کردن، آتش زدن
داستان، بهانه، خیال بافی
درگیری، کشمکش، مناقشه
دو دل بودن، مردد بودن
مزخرف، احمقانه
اخیر، تازه، جدید
دهه، دوره ده ساله
نگاه گذرا، نظر اجمالی
بینایی، بصیرت، تصور، دید
مکرر، تکرار شونده
مجرد، تنها
گواهی، شواهد
انعطاف پذیر، تغییرپذیر
متعدد، بی شمار، فراوان
پیروز، برنده
دست کم گرفتن، ناچیز پنداشتن
گرایش، توجه، استعداد
ترسیدن از، وحشت
مردانه
رقابت کردن، مسابقه دادن
سوار شدن، نصب کردن
بهتر بودن از
کوچک، مینیاتور