پیشنهاد‌های عرفان کوه‌پیمان (١,٣١٢)

بازدید
٥,٤٤١
تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

روز کَسبار ( Ruze kasbār ) �روز� ( day ) و �کَسبار� ( business )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرمایه ی کَسبار ( Sarmāyeye kasbār ) �سرمایه� ( capital ) و �کَسبار� ( business )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

مرکز کَسبار ( Markaze kasbār ) �مرکز� ( center ) و �کَسبار� ( business )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

اَبَرشرکت کَسبار ( Abarsherkate kasbār ) �اَبَرشرکت� ( corporation ) و �کَسبار� ( business )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساعت های کَسبار ( Sāathāye kasbār ) �ساعت ها� ( hours ) و �کَسبار� ( business )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

هواگرد کَسبار ( Havāgarde kasbār ) �هواگرد� ( aircraft ) و �کَسبار� ( business )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

همبهر کَسبار Hambahre kasbār �همبَهر� ( partner ) و �کَسبار� ( business )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرآورایی ( Farāvarāyi ) �فرآوردن� ( product ) و �آیی� ( ivity )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

فرآورا ( Farāvarā ) �فرآوردن� ( product ) و �آ� ( ive )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

چرخه ی کَسبار ( Charxeye kasbār )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

گودبردارش Godbardāresh

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شکسته

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شکستگان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

شکنید

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شِکَنا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شکنیدگی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

شکنیده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شکنگاه ( دربرابر مَکْسَر )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

همشکنی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

همشکن ( دربرابر مُکاسِر )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

پُرشکن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شکستش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شکنگر در روش های نوین هم الگوسازیِ پارسی با زبان های فرنگی، همتای پارسی برای اسم فاعل در باب تفعیل عربی اینطور ساخته می شه: بن فعل گر = همتای پارس ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شکنگرده ( Shekangarde ) در روش های نوین هم الگوسازیِ پارسی با زبان های فرنگی، همتای پارسی برای اسم مفعول در باب تفعیل عربی اینطور ساخته می شه: بن ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شکنش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شناسگر در روش های نوین هم الگوسازیِ پارسی با زبان های فرنگی، همتای پارسی برای اسم فاعل در باب تفعیل عربی اینطور ساخته می شه: بن فعل گر = همتای پ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

بِگِرت ( Begert ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند و آشنای پرابهام بکار برد؛ شلختگی و نابسامانی که در زبان ما هست دستاورد کو ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ویستایانه ( Vistāyāne )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ویستاگرایی ( Vistāgerāyi )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

ویستاگر ( Vistāgar )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

ویستاییک ( Vistāyic )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

علم ( Elm )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

بازدیسگرا ( Bāzdisgerā ) از �باز� ( re ) و �دیس� ( form ) و �گرا� ( ist ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند و آشنای پرابهام ب ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بازدیس گرایی ) ( Bāzdisgerāyi ) از �باز� ( re ) و �دیس� ( form ) و �گرایی� ( ism ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند و آشنای ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بازدیس شَوایی ( Bāzdis - shavāyi ) از �باز� ( re ) و �دیس� ( form ) و �شوایی� ( از شدن به معنی ability ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بازدیس شَوا ( Bāzdis - shavā ) از �باز� ( re ) و �دیس� ( form ) و �شَوا� ( از شدن به معنی able ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بازدیسشال ( Bāzdiseshāl ) از �باز� ( re ) و �دیس� ( form ) و �ش� ( ation ) و �آل� ( همریشه با al ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مر ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

بازدیسش ( Bāzdisesh ) از �باز� ( re ) و �دیس� ( form ) و �ش� ( ation ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند و آشنای پرابهام بکار ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بازدیسی ( Bāzdisi ) از �باز� ( re ) و �دیس� ( form ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند و آشنای پرابهام بکار برد؛ واژه ی �اصلا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بازدیسیْه ( Bāzdisih ) از �باز� ( re ) و �دیس� ( form ) و �ایْه� ( ory ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند و آشنای پرابهام بک ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

بازدیسا ( Bāzdisā ) از �باز� ( re ) و �دیسا� ( formative ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند و آشنای پرابهام بکار برد؛ واژه ی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

بازدیسیده ( Bāzdiside ) از �باز� ( re ) و �دیسیده� ( formed ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند و آشنای پرابهام بکار برد؛ واژ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بازدیسگر ( Bāzdiagar ) از �باز� ( re ) و �دیسگر� ( former ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند و آشنای پرابهام بکار برد؛ واژه ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

بازدیسی ( Bāzdisi ) از �باز� ( re ) و �دیس� ( form ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند و آشنای پرابهام بکار برد؛ واژه ی �اصل ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

درود و ارجداشت به پیشگاه جناب رسولی گرامی؛ فرموده ی سرور والا درست است؛ از همین رو واژه نامه ی آبادیس بستری ست برای آگاهی رسانیِ واژه های درست و دقیق ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

بسپاریک ( Baspāric ) دارای ذرات وترکیبات متعدد ومشابه چند نژادی، چند رگه، پولیمری، بسپاری، چند قسمی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

درون نت ( Darunnet ) شبکه اینترانت و محلی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

وازَردن یا وازَشتن ( Vāzaran ) یا ( Vāzashtan ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند و آشنای پرابهام بکار برد؛ هم اکنون به ازای ...