پیشنهادهای عرفان کوهپیمان (١,٣١٢)
بوتارگر هوا ( Butārgare havā )
ضایعگر ( Zāyeagar )
ضایعه ( Zāyeae )
فُرگاه مصرفگر ( Forgāhe masrafgar )
فرآورده ی مصرفگر ( Farāvardeye masrafgar )
داده ی مصرفش ( Dādeye masrafesh )
مصرفتتی ( Masraftani ) گفته می شود مصدر �مصرفتن� نومصدری ست که برای همتایی با معنا هایی به جز خوردن و به بدن رساندن در واژه ی �consume ) ساخته شد ...
مصرفیش ( Masrafish ) �مصرف� ( consume ) و �یش� ( ing )
مصرفته ( Masrafte ) گفته می شود مصدر �مصرفتن� نومصدری ست که برای همتایی با معنا هایی به جز خوردن و به بدن رساندن در واژه ی �consume ) ساخته شده اس ...
مصرفش ( Masrafesh ) به گفته ی انجمن بازدیسان پارسی، واژه ی �مصرف� نمی تواند بیانگر معنای اسم مصدر �consumption� باشد و به یک پسوند �ِش� نیاز دارد.
مصرفگر ( Masrafgar ) �مصرف� ( consume ) و �گر� ( er )
راژمان ( Rāzhmān ) راژمان یا سامانه، مجموعه یا گروهی از عنصرهای اندرفعال ( interactive ) یا وابسته به هم است که یک کل یگانه را برپا می کند. را ...
گُنارمان کیفیت ( Gonārmāne keifiat ) گُنارمان کیفیت تضمینی است برای پایدار بودن فرآورده ها و زاوَرش های ( services ) سازمان ها و یکی از بحث های نو ...
دِرُونسِکَپ ( Deronsekap ) �دِرُون� ( endo ) و �سِکَپ� ( scope ) گفته می شود واژه ی �سِکَپ� یک وامستاک از هندواروپاییِ �skepe� می باشد که با آوای ...
ریزسِکَپ ( Rizsekap ) �ریز� ( micro ) و �سِکَپ� ( scope ) گفته می شود واژه ی �سِکَپ� یک وامستاک از هندواروپاییِ �skepe� می باشد که با آواییک زبا ...
دورسِکَپ ( Dursekap ) �دور� ( tele ) و �سِکَپ� ( scope ) گفته می شود واژه ی �سِکَپ� یک وامستاک از هندواروپاییِ �skepe� می باشد که با آواییک زبان ...
بردار محک ( Bordāre mahak )
رانندگی محک ( Rānandegye mahak )
⚫ ( زبان ما درحال گذار به واژه های درست و گاه تازه است ) • ⚫ واژه ی برنهاده: مَحَکزده • ⚫ نگارش به خط لاتین: Mahakzade • ⚫ همه ی پیشنهادها برابرنهاد ...
⚫ ( زبان ما درحال گذار به واژه های درست و گاه تازه است ) • ⚫ واژه ی برنهاده: مَحَکزَن • ⚫ نگارش به خط لاتین: Mahakzan • ⚫ همه ی پیشنهادها برابرنهاده ...
محک ( Mahak )
جهان کیفیت ( Jahāne keifiat )
گزارش کیفیت ( Gozāreshe keifiat )
چاپگر کیفیت ( Chāpgare keifiat )
کاراه کیفیت ( Kārāhe keifiat )
روزنامه ی کیفیت ( Ruznāmeye keifiat )
داده ی کیفیت ( Dādeye keifiat )
راژمان کیفیت ( Rāzhmāne keifiat )
براخت های کیفیت ( Barāxthāye keifiat )
گُنارمان کیفیت ( Gonārmāne keifiat )
مهندسی کیفیت ( Mohandesye keifiat )
بازرسش کیفیت ( Bāzreseshe keifiat )
نشانال ایمنی ( Neshānāle imeny )
نیاز ایمنی ( Niyāze imeny )
شیشه ی ایمنی ( Shisheye imeny )
گپ ایمنی ( Gape imeny )
جعبه ی ایمنی ( Jaabeye imeny )
شاخص ایمنی ( Shāxese imeny )
⚫ ( زبان ما درحال گذار به واژه های درست و گاه تازه است ) • ⚫ واژه ی برنهاده: اطلاعات ایمنی • ⚫ نگارش به خط لاتین: Ettelāāte imeny • ⚫ همه ی پیشنهاد ...
آگارش های ایمنی ( Āgāreshhāye imeny )
دورای ایمنی ( Durāye imeny )
آپه ی ایمنی ( Āpeye imeny )
آب ایمن ( Ābe imen )
ایمنجستو ( Imenjostu ) �ایمن� ( safe ) و �جستو� ( search )
جعبه ی ایمن ( Jaabeye imen )
واژه ایمن ( Vāzheye imen )
سرمایذاریِ ایمن ( Samāyzārye imen )
گذرگاه ایمن ( Gozargāhe imen )
ایمنخانه ( Imenxāne )
خانه ی ایمن ( Xāneye imen )