١ رأی
تیک ٣ پاسخ
١,٤٧٠ بازدید

هر روز که صبح بردمیدی یوسف رخ مشرقی رسیدی کردی فلک ترنج پیکر ریحانی او ترنجی از زر لیلی ز سر ترنج بازی کردی ز زنخ ترنج سازی زان تازه ترنج نو رسیده نظاره ترنج و کف بریده چون بر کف او ترنج دیدند از عشق چو نار می‌کفیدند شد قیس به جلوه‌گاه غنجش نارنج رخ از غم ترنجش برده ز دماغ دوستان رنج خوشبویی آن ترنج و نارنج ✏ «نظامی»  

١ سال پیش
١ رأی
تیک ٣ پاسخ
٥٥٦ بازدید

بر گردد بخت از آن سبک‌رای کافزون ز گلیم خود کشد پای ✏ «نظامی»  

١ سال پیش
١ رأی
تیک ٨ پاسخ
١,٤١٣ بازدید
چند گزینه‌ای

گر آن دریا شد این درها بجایند که بر ما بیش از آن درها گشایند ✏ «نظامی»  

١ سال پیش
١ رأی
تیک ٤ پاسخ
١,٣٦٩ بازدید

مگر نشنیدی از فراش این راه که هر کاو چاه کند افتاد در چاه ✏ «نظامی»  

١ سال پیش
٠ رأی
تیک ٦ پاسخ
١,٢٧٣ بازدید

به وقت مرگ با صد داغ حرمان ز گرگان رفت باید سوی کرمان ز گرگان تا به کرمان راه کم نیست ز ما تا مرگ مویی نیز هم نیست ✏ «نظامی»  

١ سال پیش
٣ رأی
٧ پاسخ
٢٩٨ بازدید
چند گزینه‌ای

خطی دید از سواد هیبت‌انگیز نوشته کز محمد سوی پرویز ✏ «نظامی»  

١ سال پیش
٢ رأی
٥ پاسخ
١,١٥٧ بازدید
چند گزینه‌ای

خطی دید از سواد هیبت‌انگیز نوشته کز محمد سوی پرویز ✏ «نظامی»  

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ٥ پاسخ
٣٦٨ بازدید
چند گزینه‌ای

چو عنوان گاه عالم تاب را دید تو گفتی سگ‌گزیده آب را دید ✏ «نظامی»  

١ سال پیش
٤ رأی
تیک ٢٩ پاسخ
٢,٥٢٠ بازدید
چند گزینه‌ای

تو نیکی‌، بد نباشد نیز فرزند بود تره به تخم خویش مانند ✏ «نظامی»  

١ سال پیش
٤ رأی
تیک ١٦ پاسخ
١,٨٤٢ بازدید
چند گزینه‌ای

درختی کاول از پیوند کژ خاست نشاید جز به آتش کردنش راست ✏ «نظامی»  

١ سال پیش