پیشنهاد‌های ساحل ایرانی (١١٦)

بازدید
٣١٠
تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

first time student دانشجوی تازه وارد / تازه کار

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

be gone نبودن I put my cake in the fridge, but it is gone now. کیکم رو گذاشته بودم تو یخچال ولی الان نیست.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین، پشتیبان، کمکی I have a back - up plan. من یه برنامه جایگزین دارم.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( ناگهان ) چیزی پیش آمدن he had an important business trip pop up. ( یکهو/ناگهان ) سفر کاری مهمی برایش پیش آمد.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سخنرانی خداحافظی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیاست فروشگاهی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

آتش سوزی مهارنشدنی و زودگستر

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( در آمریکا، در جاده ) پارکینگ، پارکینگ کنار جاده

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( محاوره ) ( برای سفر ) راه افتادن، حرکت کردن، راهی شدن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تکنسین/متخصص رادیوگرافی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افراد شرکتی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوشامدگویی صوتی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کفِ حسابی کفِ مرتب تشویق جانانه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

اوکی واژه فارسی نیست. با چیزی اوکی بودن نه، با چیزی موافق بودن موافق هم جزو وام واژه هاست و کاربردش ایرادی نداره، مثل بسیاری از واژه های غربی که د ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حیف شد.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سفرهای کوتاه تعطیلات کوتاه مدت

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آزمایشگر

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نشانی اینترنتی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

فروشگاهی با ارائه فیزیکی محصولات

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موفق با انجام کاری شدن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازدید از منزل ( برای خرید یا اجاره )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

خودعقل کل پندار

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازاریابی وابسته همکاری در فروش

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دست تنها I don't want to leave them high and dry. نمی خوام اونا رو دست تنها بذارم.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

( درباره فروشگاه و غیره، کالایی را ) تمام کردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( در مبل و صندلی و غیره ) پشتی، تکیه گاه

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جایزه خوشامدگویی جایزه شرکت در رویداد

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( در مورد کفش ) جا باز کردن Shoes stretch with wear. کفش با پوشیدن جا باز می کند.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

از برنامه عقب بودن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوش درآمد خوش پرداخت

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کارآموزی کردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درست شدنی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حتماً کاری را انجام دادن I'll make sure to study well for the exam. حتماً برای امتحان خوب درس می خوانم.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهارت کاربردی مهارت عملی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کوه رفتن به پیاده روی کوهستانی رفتن به پیاده روی در حومهٔ شهر رفتن ( پیاده روی طولانی در کوه یا بیرون شهر )

پیشنهاد
٠

این به جایِ/عوضِ تشکرته؟

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

I'm afraid not. متاسفانه نه.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فروشگاه غذای سالم

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آدم کم غذا کم خوراک

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در مورد هوا: باد آمدن ( رسمی ) با وزش باد همراه بودن It’s windy. داره باد میاد. هوا با وزش باد همراه است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوباره تماس گرفتن دوباره زنگ زدن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شستن لباس های کثیف در خود زبان انگلیسی هم فقط به همین معنی به کار می ره. اگه این اصطلاح رو در دیکشنری لانگمن نگاه کنید می بینید که در تعریفش نوشته: ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماجراجویانه زندگی کردن زندگی پرهیجانی داشتن جسورانه زندگی کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

سلام مرا برسان!

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

جا شدن This won't fit under the seat. این زیر صندلی جا نمی شه.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرکز تفریحی کانون تفریحی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساختمان دولتی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به طور ناعادلانه به طور غیرمنصفانه به طور تبعیض آمیز با نابرابری با تبعیض

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همون defense lawyer: وکیل مدافع

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همون prosecutor: ( حقوق ) وکیل مدعی، وکیل شاکی، دادستان، مدعی العموم

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دفتر کار

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فعالیت های تجاری/کاری/شغلی/بازرگانی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آشفته بازار

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

در مورد قایق، هواپیما، پرنده و غیره: مماس با چیزی حرکت کردن مثال: The boat skims the surface of the water. قایق مماس با سطح آب حرکت می کند.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قایق باله دار

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

در جایگاه اسم: سرزمین مادری زادگاه مثال: his native Scotland سرزمین مادری اش، اسکاتلند زادگاهش، اسکاتلند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

در مورد دستگاه یا وسیله: از کار انداختن مثال: the virus killed his computer . ویروس رایانه اش را از کار انداخت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زمان های قدیم دیرباز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به مخفف ها یا اختصارهایی میگن که در پیام های متنی به کار میره؛ با شکسته نویسی و محاوره نویسی و . . . فرق داره. مثال: رشتو = رشته توییت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عموم خوانندگان عموم کتاب خوان ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوع، جور، شاخه، گونه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اَبَر کلیسا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ازدواج کردن مزدوج شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محبوس در

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نمایش/برنامه/اجرای سیار/دوره گردی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چرخ دستی ( مثلا موقع خریدکردن ) سبد خرید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نکته احتیاطی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بالاتر از Further up the river بالاتر از رودخانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بی رویه an extravagant use of water مصرف بی رویه آب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کانون گردشگری مرکز گردشگری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کنار هم قرار دادن به هم وصل کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در کودکی As a boy, he loved to read books. در کودکی، عاشق کتاب خواندن بود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( در موسیقی ) ( در جمع ) شعر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

هرچند، اگرچه، با اینکه They are delighted with the meal, small as it is. آن ها با آن غذا خوش بودند، هرچند مختصر بود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به نظر رسیدن به نظر رسیدن که That seemed like the best method. به نظر می رسید که این بهترین روش است. این بهترین روش به نظر می رسید. انگار بهترین ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در جایگاه صفت: دولتی تحت پوشش دولت government - funded medical care مراقبت های پزشکی دولتی مراقبت های پزشکی تحت پوشش دولت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به چیزی فکر کردن به فکر چیزی افتادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مطب مطب پزشکی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در حوزه نظامی: سپاه پزشکی یگان پزشکی واحد پزشکی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در رابطه با ضریح: پنجره grill of shrine پنجره ضریح

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جناب Mohammadreza ARam، سین جیم درسته.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همسر، دوست دختر، دوست پسر، شریک عشقی، هم عشق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کویر، نمکزار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

below deck تویِ کشتی داخلِ کشتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

موعدِ حرکت کشتی تاریخِ حرکت کشتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی یا چیزی را به اجبار از جایی بیرون کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کشته شدن زخمی شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به هر حال

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای کسی خیلی جالب بودن کسی به چیزی خیلی علاقه داشتن مثال: These topics dear to my heart. این موضوعات خیلی برایم جالب هستند. خیلی به این موضوعات ع ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فعالیت های هنری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وضعیت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سخیف، سبک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با خاک یکسان کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی مسئول بودن مثال: On your watch! : تو مسئولی! مسئولیتش با توئه!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فضای سبز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خط/ریل راه آهن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( در بریتانیا ) فهرست دریافت کنندگان نشان و لقب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

رقص ضربی، رقص کوبه ای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نام اصلی مثال: Julie Andrews, born Julia Elizabeth Wells جولی اندروز، با نام اصلی جولیا الیزابت ولز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پاتینگ ( نوعی بازی گلف ) توضیح: پوتینگ که نوشته بودم اشتباه بود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پوتینگ ( نوعی بازی گلف )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( زمان ) بستری شدن در بیمارستان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( نظامی ) پزشک ارتش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شکلات تخته ای شمش شکلات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلوچه پزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلوچه دانه شکلاتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گفت وگوهای کاری ای که برای دیگران کسل کننده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

هوشمندانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

لذت شرم آور/خجالت آور/پنهانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ملازم، همراه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

حساب بانکی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیشتر، زودتر