first time

شبکه مترجمین ایران

به انگلیسی

• initial time, initial experience, initial occurrence

ارتباط محتوایی

انگلیسی به انگلیسیinitial time, initial experience, initial occurrence
معنی first time، مفهوم first time، تعریف first time، معرفی first time، first time چیست، first time یعنی چی، first time یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف f، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف f، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف f
کلمه بعدی: first time buyer
اشتباه تایپی: بهقسف فهئث
آوا: /فرست تیم/
عکس first time : در گوگل

پیشنهاد کاربران

این کلمه به معنی شروع یک رویداد است.
من در این لحظه حرکت کردم. پس به نوعی جاری است
خیلی زود، وقت زیاد
زمان اولیه ، تجربه اولیه ، وقوع اولیه
مرتبه اول
اولین بار
تازه کار
مبتدی
تازه وارد
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما