پیشنهادهای ساحل ایرانی (١٣٣)
کارت کلید ( با نیم فاصله )
گذشته ساده
( در رستوران ) غذای ویژه / مخصوص
بی نقص
مشمئز
در مطب پزشک
پرداخت مشترک پرداخت بخشی از هزینه های پزشکی یا خدمات اورژانسی مورد نیاز افرادی که تحت پوشش بیمه درمانی گروهی هستند
معرفی نامه پزشک
به کار آمدن به درد خوردن
Gross! عه! اییی! چندش! عه، چندش!
در مورد چیزی تغییر موضع دادن
زحمت کسی را جبران کردن لطف کسی را جبران کردن
رویایی بسیار جذاب بسیار خواستنی
set someone up set two people up ترتیب آشنایی دو نفر را دادن
همدیگر را دیدن همدیگر را ملاقات کردن
بوفه سرد بوفه غذای سرد
عدالتی که اجرای آن به تعویق بیفتد، عدالتی است که از آن دریغ می شود.
first time student دانشجوی تازه وارد / تازه کار
be gone نبودن I put my cake in the fridge, but it is gone now. کیکم رو گذاشته بودم تو یخچال ولی الان نیست.
جایگزین، پشتیبان، کمکی I have a back - up plan. من یه برنامه جایگزین دارم.
( ناگهان ) چیزی پیش آمدن he had an important business trip pop up. ( یکهو/ناگهان ) سفر کاری مهمی برایش پیش آمد.
سخنرانی خداحافظی
سیاست فروشگاهی
آتش سوزی مهارنشدنی و زودگستر
( در آمریکا، در جاده ) پارکینگ، پارکینگ کنار جاده
( محاوره ) ( برای سفر ) راه افتادن، حرکت کردن، راهی شدن
تکنسین/متخصص رادیوگرافی
افراد شرکتی
خوشامدگویی صوتی
کفِ حسابی کفِ مرتب تشویق جانانه
اوکی واژه فارسی نیست. با چیزی اوکی بودن نه، با چیزی موافق بودن موافق هم جزو وام واژه هاست و کاربردش ایرادی نداره، مثل بسیاری از واژه های غربی که د ...
حیف شد.
سفرهای کوتاه تعطیلات کوتاه مدت
آزمایشگر
نشانی اینترنتی
فروشگاهی با ارائه فیزیکی محصولات
موفق با انجام کاری شدن
بازدید از منزل ( برای خرید یا اجاره )
خودعقل کل پندار
بازاریابی وابسته همکاری در فروش
دست تنها I don't want to leave them high and dry. نمی خوام اونا رو دست تنها بذارم.
( درباره فروشگاه و غیره، کالایی را ) تمام کردن
( در مبل و صندلی و غیره ) پشتی، تکیه گاه
جایزه خوشامدگویی جایزه شرکت در رویداد
( در مورد کفش ) جا باز کردن Shoes stretch with wear. کفش با پوشیدن جا باز می کند.
از برنامه عقب بودن
خوش درآمد خوش پرداخت
کارآموزی کردن
درست شدنی