پیشنهاد‌های ساحل ایرانی (١١٦)

بازدید
٢٤٦
تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همون defense lawyer: وکیل مدافع

پیشنهاد
٠

همون prosecutor: ( حقوق ) وکیل مدعی، وکیل شاکی، دادستان، مدعی العموم

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دفتر کار

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فعالیت های تجاری/کاری/شغلی/بازرگانی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آشفته بازار

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

در مورد قایق، هواپیما، پرنده و غیره: مماس با چیزی حرکت کردن مثال: The boat skims the surface of the water. قایق مماس با سطح آب حرکت می کند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قایق باله دار

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

در جایگاه اسم: سرزمین مادری زادگاه مثال: his native Scotland سرزمین مادری اش، اسکاتلند زادگاهش، اسکاتلند

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در مورد دستگاه یا وسیله: از کار انداختن مثال: the virus killed his computer . ویروس رایانه اش را از کار انداخت.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زمان های قدیم دیرباز

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به مخفف ها یا اختصارهایی میگن که در پیام های متنی به کار میره؛ با شکسته نویسی و محاوره نویسی و . . . فرق داره. مثال: رشتو = رشته توییت

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عموم خوانندگان عموم کتاب خوان ها

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوع، جور، شاخه، گونه

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اَبَر کلیسا

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ازدواج کردن مزدوج شدن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محبوس در

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نمایش/برنامه/اجرای سیار/دوره گردی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

چرخ دستی ( مثلا موقع خریدکردن ) سبد خرید

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نکته احتیاطی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بالاتر از Further up the river بالاتر از رودخانه

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بی رویه an extravagant use of water مصرف بی رویه آب

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کانون گردشگری مرکز گردشگری

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کنار هم قرار دادن به هم وصل کردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در کودکی As a boy, he loved to read books. در کودکی، عاشق کتاب خواندن بود.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( در موسیقی ) ( در جمع ) شعر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

هرچند، اگرچه، با اینکه They are delighted with the meal, small as it is. آن ها با آن غذا خوش بودند، هرچند مختصر بود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به نظر رسیدن به نظر رسیدن که That seemed like the best method. به نظر می رسید که این بهترین روش است. این بهترین روش به نظر می رسید. انگار بهترین ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در جایگاه صفت: دولتی تحت پوشش دولت government - funded medical care مراقبت های پزشکی دولتی مراقبت های پزشکی تحت پوشش دولت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به چیزی فکر کردن به فکر چیزی افتادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مطب مطب پزشکی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در حوزه نظامی: سپاه پزشکی یگان پزشکی واحد پزشکی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در رابطه با ضریح: پنجره grill of shrine پنجره ضریح

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جناب Mohammadreza ARam، سین جیم درسته.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همسر، دوست دختر، دوست پسر، شریک عشقی، هم عشق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کویر، نمکزار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

below deck تویِ کشتی داخلِ کشتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

موعدِ حرکت کشتی تاریخِ حرکت کشتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی یا چیزی را به اجبار از جایی بیرون کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کشته شدن زخمی شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به هر حال

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای کسی خیلی جالب بودن کسی به چیزی خیلی علاقه داشتن مثال: These topics dear to my heart. این موضوعات خیلی برایم جالب هستند. خیلی به این موضوعات ع ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فعالیت های هنری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وضعیت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سخیف، سبک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با خاک یکسان کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی مسئول بودن مثال: On your watch! : تو مسئولی! مسئولیتش با توئه!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فضای سبز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خط/ریل راه آهن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( در بریتانیا ) فهرست دریافت کنندگان نشان و لقب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رقص ضربی، رقص کوبه ای