پیشنهاد‌های ساحل ایرانی (١٣٣)

بازدید
٧٧٥
تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حتماً کاری را انجام دادن I'll make sure to study well for the exam. حتماً برای امتحان خوب درس می خوانم.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهارت کاربردی مهارت عملی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کوه رفتن به پیاده روی کوهستانی رفتن به پیاده روی در حومهٔ شهر رفتن ( پیاده روی طولانی در کوه یا بیرون شهر )

پیشنهاد
٠

این به جایِ/عوضِ تشکرته؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I'm afraid not. متاسفانه نه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فروشگاه غذای سالم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آدم کم غذا کم خوراک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در مورد هوا: باد آمدن ( رسمی ) با وزش باد همراه بودن It’s windy. داره باد میاد. هوا با وزش باد همراه است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوباره تماس گرفتن دوباره زنگ زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شستن لباس های کثیف در خود زبان انگلیسی هم فقط به همین معنی به کار می ره. اگه این اصطلاح رو در دیکشنری لانگمن نگاه کنید می بینید که در تعریفش نوشته: ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ماجراجویانه زندگی کردن زندگی پرهیجانی داشتن جسورانه زندگی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سلام مرا برسان!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جا شدن This won't fit under the seat. این زیر صندلی جا نمی شه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مرکز تفریحی کانون تفریحی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساختمان دولتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به طور ناعادلانه به طور غیرمنصفانه به طور تبعیض آمیز با نابرابری با تبعیض

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همون defense lawyer: وکیل مدافع

پیشنهاد
٠

همون prosecutor: ( حقوق ) وکیل مدعی، وکیل شاکی، دادستان، مدعی العموم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دفتر کار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فعالیت های تجاری/کاری/شغلی/بازرگانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آشفته بازار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

در مورد قایق، هواپیما، پرنده و غیره: مماس با چیزی حرکت کردن مثال: The boat skims the surface of the water. قایق مماس با سطح آب حرکت می کند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قایق باله دار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

در جایگاه اسم: سرزمین مادری زادگاه مثال: his native Scotland سرزمین مادری اش، اسکاتلند زادگاهش، اسکاتلند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

در مورد دستگاه یا وسیله: از کار انداختن مثال: the virus killed his computer . ویروس رایانه اش را از کار انداخت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زمان های قدیم دیرباز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به مخفف ها یا اختصارهایی میگن که در پیام های متنی به کار میره؛ با شکسته نویسی و محاوره نویسی و . . . فرق داره. مثال: رشتو = رشته توییت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عموم خوانندگان عموم کتاب خوان ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوع، جور، شاخه، گونه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اَبَر کلیسا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ازدواج کردن مزدوج شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محبوس در

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نمایش/برنامه/اجرای سیار/دوره گردی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چرخ دستی ( مثلا موقع خریدکردن ) سبد خرید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نکته احتیاطی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بالاتر از Further up the river بالاتر از رودخانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بی رویه an extravagant use of water مصرف بی رویه آب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کانون گردشگری مرکز گردشگری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کنار هم قرار دادن به هم وصل کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در کودکی As a boy, he loved to read books. در کودکی، عاشق کتاب خواندن بود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( در موسیقی ) ( در جمع ) شعر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

هرچند، اگرچه، با اینکه They are delighted with the meal, small as it is. آن ها با آن غذا خوش بودند، هرچند مختصر بود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به نظر رسیدن به نظر رسیدن که That seemed like the best method. به نظر می رسید که این بهترین روش است. این بهترین روش به نظر می رسید. انگار بهترین ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در جایگاه صفت: دولتی تحت پوشش دولت government - funded medical care مراقبت های پزشکی دولتی مراقبت های پزشکی تحت پوشش دولت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به چیزی فکر کردن به فکر چیزی افتادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مطب مطب پزشکی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در حوزه نظامی: سپاه پزشکی یگان پزشکی واحد پزشکی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در رابطه با ضریح: پنجره grill of shrine پنجره ضریح

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جناب Mohammadreza ARam، سین جیم درسته.