پیشنهاد‌های ساحل ایرانی (١١٦)

بازدید
٢٨٩
تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همون defense lawyer: وکیل مدافع

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همون prosecutor: ( حقوق ) وکیل مدعی، وکیل شاکی، دادستان، مدعی العموم

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دفتر کار

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فعالیت های تجاری/کاری/شغلی/بازرگانی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آشفته بازار

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

در مورد قایق، هواپیما، پرنده و غیره: مماس با چیزی حرکت کردن مثال: The boat skims the surface of the water. قایق مماس با سطح آب حرکت می کند.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قایق باله دار

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

در جایگاه اسم: سرزمین مادری زادگاه مثال: his native Scotland سرزمین مادری اش، اسکاتلند زادگاهش، اسکاتلند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

در مورد دستگاه یا وسیله: از کار انداختن مثال: the virus killed his computer . ویروس رایانه اش را از کار انداخت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زمان های قدیم دیرباز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به مخفف ها یا اختصارهایی میگن که در پیام های متنی به کار میره؛ با شکسته نویسی و محاوره نویسی و . . . فرق داره. مثال: رشتو = رشته توییت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عموم خوانندگان عموم کتاب خوان ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوع، جور، شاخه، گونه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اَبَر کلیسا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ازدواج کردن مزدوج شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محبوس در

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نمایش/برنامه/اجرای سیار/دوره گردی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چرخ دستی ( مثلا موقع خریدکردن ) سبد خرید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نکته احتیاطی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بالاتر از Further up the river بالاتر از رودخانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بی رویه an extravagant use of water مصرف بی رویه آب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کانون گردشگری مرکز گردشگری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کنار هم قرار دادن به هم وصل کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در کودکی As a boy, he loved to read books. در کودکی، عاشق کتاب خواندن بود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( در موسیقی ) ( در جمع ) شعر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

هرچند، اگرچه، با اینکه They are delighted with the meal, small as it is. آن ها با آن غذا خوش بودند، هرچند مختصر بود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به نظر رسیدن به نظر رسیدن که That seemed like the best method. به نظر می رسید که این بهترین روش است. این بهترین روش به نظر می رسید. انگار بهترین ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در جایگاه صفت: دولتی تحت پوشش دولت government - funded medical care مراقبت های پزشکی دولتی مراقبت های پزشکی تحت پوشش دولت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به چیزی فکر کردن به فکر چیزی افتادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مطب مطب پزشکی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در حوزه نظامی: سپاه پزشکی یگان پزشکی واحد پزشکی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در رابطه با ضریح: پنجره grill of shrine پنجره ضریح

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جناب Mohammadreza ARam، سین جیم درسته.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همسر، دوست دختر، دوست پسر، شریک عشقی، هم عشق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کویر، نمکزار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

below deck تویِ کشتی داخلِ کشتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

موعدِ حرکت کشتی تاریخِ حرکت کشتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی یا چیزی را به اجبار از جایی بیرون کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کشته شدن زخمی شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به هر حال

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای کسی خیلی جالب بودن کسی به چیزی خیلی علاقه داشتن مثال: These topics dear to my heart. این موضوعات خیلی برایم جالب هستند. خیلی به این موضوعات ع ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فعالیت های هنری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وضعیت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سخیف، سبک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با خاک یکسان کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی مسئول بودن مثال: On your watch! : تو مسئولی! مسئولیتش با توئه!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فضای سبز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خط/ریل راه آهن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( در بریتانیا ) فهرست دریافت کنندگان نشان و لقب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

رقص ضربی، رقص کوبه ای