🔸 نکته:
تفاوت این عبارت با Medicaid و Private insurance:
Medicaid ( مدیکید ) یک برنامه ی بیمه ی درمانی فدرال - ایالتی برای افراد با درآمد پایین است ( نه لزوماً سالمندان ) .
Private insurance ( بیمه ی خصوصی ) بیمه ای است که از طریق کارفرما یا خرید شخصی تهیه می شود و پوشش های متفاوتی دارد.
... [مشاهده متن کامل]
On Medicare اما به طور خاص به برنامه ی فدرال مدیکر اشاره دارد که عمدتاً برای سالمندان و معلولان طراحی شده است و در متون آمریکایی بسیار رایج است.
🔸 مثال ها:
My grandfather is on Medicare, so most of his hospital bills are covered. پدربزرگ من تحت پوشش مدیکر است، بنابراین بیشتر هزینه های بیمارستانی او پوشش داده می شود.
Many seniors rely on Medicare for their healthcare needs.
... [مشاهده متن کامل]
بسیاری از سالمندان برای نیازهای درمانی خود به مدیکر متکی هستند.
She’s not on Medicare yet; she has private insurance.
او هنوز تحت پوشش مدیکر نیست؛ بیمه ی خصوصی دارد.
🔸 نکته:
تفاوت این واژه با Change one's mind و U - turn:
Change one's mind ( نظر خود را عوض کردن ) یک عبارت خنثی برای تغییر نظر است.
U - turn ( چرخش ۱۸۰ درجه ) به تغییر کامل و ناگهانی موضع ( اغلب در سیاست ) اشاره دارد.
... [مشاهده متن کامل]
Flip - flop اما منفی ترین و انتقادی ترین گزینه است که به تغییر موضع مکرر و فرصت طلبانه ( معمولاً در سیاست ) اشاره دارد و بر جنبه های غیرقابل اعتماد بودن تأکید می کند.
در مورد چیزی تغییر موضع دادن
تغییر نظر دادن ناگهانی و متعدد
دمپایی انگشتی // تغییر ناگهانی در مسیر یا طرز فکر و غیره
مثال:
we can wear these flip - flop at the beach.
ما می توانیم در ساحل از این دمپایی انگشتی ها بپوشیم.
🔸 معادل فارسی:
• ( فعل ) تغییر موضع دادن / نظر خود را عوض کردن ( به ویژه به طور مکرر )
• ( اسم ) یک تغییر عقیده ی ناگهانی و مکرر
• ( اسم ) دمپایی انگشتی ( در کاربرد آمریکایی )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
به عنوان فعل:
The senator flip - flopped on the healthcare bill.
این سناتور در مورد لایحه ی بهداشت و درمان تغییر موضع داد.
She flip - flopped twice about her plans for the weekend.
او دو بار در مورد برنامه های آخر هفته اش نظر خود را عوض کرد.
به عنوان اسم:
His flip - flop on the issue cost him many votes.
تغییر موضع او در این مسئله، بسیاری از رأی ها را از او گرفت.
The politician was criticized for his flip - flops.
این سیاستمدار به خاطر تغییر موضع های مکررش مورد انتقاد قرار گرفت.
معانی دوستان درسته ✅️
مترادف: thong
تصویر flip - flop را هم می تونید ببینید
به ناگاه تغییر رویه/فکر/سیاست دادن، بی ثبات، دمدمی مزاج
به زودی همدیگر رو دیدن
⭐Flip - Flop⭐ ( . v. or n ) To vacillate between two choices, to be indecisive⭐flip - flop⭐nounplural noun: flip - flops1.
a light sandal, typically of plastic or rubber, with a thong between the big and second toe
... [مشاهده متن کامل]
2.
NORTH AMERICAN
a backward handspring
INFORMAL
an abrupt reversal of policy
👈🏿 "his flip - flop on taxes"
3.
ELECTRONICS
a switching circuit which works by changing from one stable state to another, or through an unstable state back to its stable state, in response to a triggering pulse
verb
3rd person present: flip - flops
1.
move with a flapping sound or motion
👈🏿 "she flip - flopped off the porch in battered trainers"
2.
INFORMAL•NORTH AMERICAN
make an abrupt reversal of policy
👈🏿 "the candidate flip - flopped on a number of issues"
OxfordDictionary@
⭐flip - flop⭐
noun
( SHOE )
[ C usually plural ]
UK /ˈflɪp. flɒp/ US /ˈflɪp. flɑːp/
( US and Australian English thong )
a type of open shoe, often made of rubber, with a V - shaped strap that goes between the big toe and the toe next to it
⭐flip - flop⭐
noun
( CHANGE )
US informal
an occasion when someone completely changes a plan
Synonyms
( U - turn ( mainly disapproving
about - face US
about - turn UK
reversal
( volte - face ( literary
⭐flip - flop⭐
noun
[ C ]
a sudden and complete change of plans or opinion
👈🏿They did a complete flip - flop by deciding to have a large wedding rather than getting married secretly
⭐flip - flop⭐
[verb [ I
US informal
to change a plan completely
Synonym
switch
CambridgeDictionary@
اصطلاح، با مفهوم فارسی:
*تغییر ناگهانی خط مشی*
*خط مشی را ناگهان عوض کردن*
❇️PROVERB
❇️SAYING
❇️IDIOM
مردد بودن, دو دل بودن
indecisive
درست گفتن. تغییر ناگهانی نظر و عقیده و خط فکری
You flip flopper
Cyan flip flopped
Flip - flops میشه دمپایی لا انگشتی که البته گاهی به دمپایی معمولی هم اشاره داره
ضربان افتادن قلب
دست اندازهای حین پرواز هواپیما
چاله های هوایی
دمپایی انگشتی
تغیرر ناکهانی در مسیر یا عقیده و نظر
A sudden reversal in stanse, attitude or direction
دمپایی صندل لا انگشتی - صندل
flip - flops در حالت اسم "دمپایی انگشتی"
we can wear these at the beach
دمپایی انگشتی
دمپایی
دمپایی لاانگشتی
الاکلنگ - دمپای لاانگشتی
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٢)