پیشنهادهای Apple pie (١٠٧)
Gatekeeping, in its most basic sense, is the act of controlling access to something, whether it's information, opportunities, or resources. حفظ، کن ...
" اِروس" نام خدای محبت در یونان باستان است. از دیدگاه روانشناسی فروید، غرایز زندگی تحت عنوان اروس نامیده می شوند.
دختر داف سیا ه پوست
Jit = Juvenile In Training A young gangster It is often used to refer to young thugs or punky kids. جوانِ تازه کار ( معمولا برای اشاره به افراد جوان ...
brownish red The color mahogany is a brownish red that manifests as deep orange.
someone that you think is not worth respecting or paying attention to, especially because they are small or young
A junk journal is� a handmade book filled with personal and recycled materials to store memories and ideas. the pages of a junk journal are filled ...
اصطلاحی است که برای تبریک تولد استفاده میشود و به معنای "عمر طولانی برایت آرزو میکنم" است.
نوعی لباس بلند مردانه
دست درازی تجاوز و تخطی کردن
《 Salvage 》 to save something from an accident or bad situation in which other things have already been damaged, destroyed, or lost.
《 hyperpigmentation 》 a common condition that makes some areas of the skin darker than others. بروز لک های پوستی به علت تولید بیش از حد رنگدانه در ق ...
《 Embody 》 1 ) مجسم کردن، تجسم بخشیدن 2 ) تجلی بخشیدن، به نمایش گزاشتن 3 ) مظهر چیزی بودن 4 ) در بر گرفتن، جای دادن، گنجاندن 5 ) واقعیت بخشیدن، عینیت ...
حامل خبر بدی بودن
حامل خبر خوبی بودن "خوش خبر" بودن
1 ) کلمۀ خطاب " اى شاه" 2 ) شایسته و سزاوار
Slow and unskilful driver راننده ی مبتدی که آهسته رانندگی میکند
A person who knows a lot about a subject, but has little or no experience or real understanding of it. کسی که اطلاعات زیادی در یک زمینه دارد ولی تاب ...
پیام رسان/پیک موتوری
بد جور خیلی بد ناجور چجووورم
An action that causes deep offense to a believer — like burning a religious text. توهین و بی احترامی به مقدسات و باور های افراد.
involving or committing sacrilege. extremely disrespectful towards something considered sacred. از sacrilege میاد، یعنی کسی که به مقدسات توهین و بی ...
مجرم متجاهر خلافکار بدنام
The most important or main problem. مشکل اصلی
selling or purchasing products or services from/to a company. روابط تجاری
to accept the results of one's actions. پذیرفتن و کنار آمدن با پیامد، عواقب یا نتیجه عملی که اتفاق افتاده ( کنار اومدن با اتفاق بدی که افتاده و کار ...
LSD = a powerful �hallucinogenic drug ال اس دی یکی از مواد روانگردان است که باعث توهم دیداری و شنیداری شدید می شود. مصرف LSD وابستگی روانی شدیدی ایجا ...
USD = United States dollar official currency of the United States of America. دلار آمریکایی/ واحد پول آمریکا
تمایز داشتن/متمایز کردن/تفاوت قائل شدن
a person usually refers to an action or event that they use to evaluate someone. If the person responds in a way acceptable to the tester, they are s ...
to lose interest or become less urgent - از دست دادن علاقه، از بین رفتن انگیزه، از تب و تاب افتادن - کمتر شدن فوریت انجام کاری، کم اهمیت شدن - از ...
اسم یه برند لوکس و گرون قیمت ساعت و جواهرِ که مال کشور فرانسه ست.
make a great deal of noise, especially through cheering. سر و صدای زیاد به پا کردن ( معمولاً از روی شادی و خوشحالی )
Synonyms : Burn gown Burn to a crisp Burn to a cinder
Burn/reduce to ashes : to completely destroy ( something ) by burning. کاملاً سوختن/خاکستر شدن/ در اثر آتش نابود شدن
آدم فنی/همه فن حریف کسی که از پس تعمیر کردن اشیاء و راست و ریست کردن کار ها برمیاد.
Examples: 1 ) The experience left her an emotional wreck. 2 ) I began to hear rumours about him and other women. I became an emotional wreck. 3 ) I ...
bury the hatchet = end a conflict and become friendly. کدورت ها را کنار گذاشتن/سنگ ها را وا کندن ( معنای لفظی این عبارت " دفن کردن تبر" است که اش ...
it suddenly starts to rain very heavily. باران شدید ناگهانی
Throw/pour money down the drain پول رو ریختن تو جوب کنایه از حیف و میل کردن پول، استفاده نادرست از پول مثال: The man is pouring money down the drain ...
tough sledding = Difficult work or progress کار یا پیشرفت سخت و کند ( کلمه sled به معنی سورتمه هست؛ در واقع معنای لفظی این اصطلاح میشه به "سختی سُر ...
a choice that individuals make once they have all the information related to the decision topic. تصمیم درست ، عاقلانه و حساب شده انتخابی که بر اساس ...
to try to do something which is very difficult or advanced before you have made sure that you can successfully achieve something simpler. اول باید ا ...
اتفاق نظر/وجه مشترک/تفاهم/هم نظری
to refuse to think about unpleasant facts, although they will have an influence on your situation. مثل کبک سر در برف فرو بردن/ نادیده گرفتن مشکلات م ...
ریسک کردن، دست به خطر زدن
used to suggest that two things are too different to exist alongside each other. هرگز کنایه از این است که دو چیز آنقدر متفاوت هستند که غیر ممکن است ...
Cut someone a slack= to not judge someone as severely as you usually would because they are having problems at the present time سخت نگرفتن به کسی/ م ...
طبیعی جلوه کن/ عادی باش /دستپاچه نشو/ با خونسردی برخورد کن
in very good health or condition. صحیح و سالم بودن، در شرایط خوب جسمانی بودن، در شرایط خوبی بودن
این اصطلاح اشتباهه و وجود نداره🛑 درستش هست: in fine fettle ✅
make you suddenly remember something وقتی چیزی باعث به یاد آوردن خاطرات شما میشود
Relieve somebody of their post/duty/command To take away someone's job because they have done something wrong. شغل، پُست یا مقام کسی را از او گرفتن، ...
if two people exchange looks, they look at each other. به هم دیگر نگاه کردن، چشم تو چشم شدن
از خنده پاره شدن/ از خنده مردن /قهقه زدن
in a bad mood تو مود بدی بودن/ حالِ گرفته ای داشتن/ بی حوصله بودن/ کلافه بودن
این سه کلمه رو باهم اشتباه نگیرید! promote ( v ) : تبلیغ کردن، تاسیس کردن، توسعه دادن premium ( n ) : حق بیمه، مبلغ پرداختی، پاداش premier ( n ) ( ad ...
این سه کلمه رو باهم اشتباه نگیرید! promote ( v ) : تبلیغ کردن، تاسیس کردن، توسعه دادن premium ( n ) : حق بیمه، مبلغ پرداختی، پاداش premier ( n ) ( ad ...
این سه کلمه رو باهم اشتباه نگیرید! promote ( v ) : تبلیغ کردن، تاسیس کردن، توسعه دادن premium ( n ) : حق بیمه، مبلغ پرداختی، پاداش premier ( n ) ( ad ...
a person who kills people by pressing their throats so that they cannot breathe. کسی که با خفه کردن، فردی را میکُشد. خفه کننده ( با کلمه خفتگیر به ...
a statistic that measures migration within a population. � آماری که مهاجرت را در یک جمعیت اندازه گیری می کند. ( درواقع آماری که نشون میده چه تعداد از ...
A sudden, strong feeling of worry or fear that makes . you unable to think or behave calmly یک احساس ناگهانی و شدید از اضطراب یا ترس که باعث می شود ن ...
راه زیادی در پیش داشتن برای رسیدن به چیزی اصطلاحاً: خیلی کار داری تا بهش برس!
رئیس هیئت دانشجویی/دانش آموزی بالاترین مقام یک اتحادیه دانشجویی/دانش آموزی رئیس شورای مدرسه
🔹️به کسی گفته میشه که تو خوبی کردن به بقیه زیاده روی میکنه🔹️ 🔺️🛑 برای اینکه دقیق متوجه معنی بشید به این دقت کنید🛑🔺️ ( 1 ) مثلا شما از دوستت می ...
a student in a class who is liked by the teacher and who is treated better than other students.
Slang meaning: peace; goodbye when you hold up two fingers✌🏼, you are giving the peace sign. گفتنِ اصطلاح deuces ، با نشون دادن علامت✌🏼 همراهه که ...
Fork over= Hand over, pay up. to pay or give something up, often unwillingly. رد کن بیاد 🛑 نکته: فقط واسه پول استفاده نمیشه! منظور گوینده میتونه ...
spend money freely. آزادانه پول خرج کردن بدون نگران هزینه ها بودن/ ولخرجی کردن
on the threshold of
خیال واهی
get the urge to do something میل به انجام کاری داشتن
to bet on ( something or someone ) شرط بستن
بستن دهان یک فرد با تکه ای پارچه برای جلوگیری از صحبت کردن او.
پدر رضاعی مردی که به عنوان پدر از کودکی مراقب می کند.
دایه/پرستار/مادر رضاعی
Synonyms: To pay money To foot the bill To pay the tab/bill To pick up the tab/bill
مثلا میگن I'll run you 50 bucks. یعنی ۵۰ دلار پیاده میشی/ ۵۰ دلار برات آب میخوره.
🔹️قادر به نوشیدن مشروبات الکلی بدون مست شدن بیش از حد🔹️ این اصطلاح برای افرادی به کار برده میشه که مشروبات الکلی تا حدی با بدنشون سازگاره و آنچنان ...
دیدین میگن فلانی هر گلی، نهالی یا درختی میکاره، به عمل میاد، به ثمر میشینه و میوه میده. . . منظور از green thumb همچین آدمیه که هر گیاهی بکاره یا پرو ...
روند/رَویه هم معنی میده
ایح👀
🔹️حفظ تعادل/توازن داشتن مثال: 1 ) This newspaper maintains a good balance in its presentation of different opinions. این روزنامه تعادل خوبی را در ا ...
حرکت نمایشی نمادین و خاصی که dancer ها، ورزشکار ها، هنرمند ها و یا هر فرد دیگه ای در مناسبت های خاص، هنگام برنده شدن در بازی یا مسابقه، زمان خوشحالی ...
عمداً on purpose/deliberately
🔹️باعث بدتر یا تشدید یک درگیری یا وضعیت دشوار شدن/بدتر کردن اوضاع
افسرده، غمگین، محزون
کسی را دست انداختن/سر کار گذاشتن
کسی را به سمت چیزی سوق دادن/ کسی را وارد کاری کردن/ مهارت یا نوع دانش خاصی را به کسی آموختن و در مورد آن به او آموزش دادن. مثال: Those kids were i ...
قدرت نمایی کردن / اظهار قدرت کردن ( انجام کاری برای نشان دادن قدرت شما بر کسی یا چیزی ) مثال: The new manager has already asserted his authority o ...
Ring Pop نام تجاری آب نبات چوبی با طعم میوه است که به شکل یک حلقه پلاستیکی پوشیدنی با یک آب نبات سخت بزرگ به بازار عرضه می شود.
خانواده ای که چند نفر از اعضای آن مثل خواهر یا برادر مطلقه هستند و یا یکی از والدین بیش از یک بار طلاق را تجربه کرده است.
To bone with someone به عنوان فعل معنی sex میده
آزاد، رها، وِل بی بند و بار، به دنبال عیش و نوش
1 توپِ بازی / toy 2 مجلس رقص / Dance event 3 بیضه / testicle 4 اگر به صورت فعل به کار برده بشه معنی sex میده
غواصی در اعماق دریا با کپسول اکسیژن
Wee جیش
take someone off a pedestal: to show that someone is not as good or talented as people generally think. از این اصطلاح وقتی استفاده میکنیم که میخواب ...
Break the fourth wall این اصطلاح از تئاتر می آید. Fourth wall دیواری خیالی ست که داستان را از دنیای واقعی جدا میکند. وقتی تئاتر ها یا فیلم ها دیوار ...
منظور از dad joke ، جوکی هست که معمولا بی مزه ، قابل پیش بینی و تکراری ست چون اکثرا این جوک را شنیده اند و دیگر خنده دار و جالب به نظر نمی آید. اگه ...
A person ( typically a woman ) who wants to receive sexual pleasure but is not interested in giving it. �
برتر بودن از دیگری، جلوتر بودن از کسی
nonsense چرندیات، مزخرفات، یاوه، حرف پوچ mischief شیطنت، شرارت، اذیت
قِر و فِر
" افزایش روحیه و دلگرمی دادن" به کسانی که باهم کار میکنند و در ارتباط اند. این اصطلاح زمانی استفاده میشه که فردی میخواد به همکارانش، اعضای تیم اش و ...
A touch of something: a small amount of something مقداری، کمی
آدم منحرفت! کسی که ذهن خرابی داره. . . مثلا وقتی داری یه چیزی تعریف میکنی و دوستت ذهنش میره جاهای بد. . . یا به آدم هولی که با منظور به کسی نگاه م ...