🔸 معادل فارسی:
• وحشت کور / هراس بی چون وچرا
• ترس شدید و غیرمنطقی که فرد را از تصمیم گیری درست بازمی دارد
• وحشت بی هدف و بی برنامه ( که معمولاً نتیجه ی معکوس دارد )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
• When the fire alarm went off, everyone fled in blind panic.
وقتی آژیر آتش سوزی به صدا درآمد، همه با وحشت زدگی شدید و غیرمنطقی فرار کردند.
• She lost her keys and started searching for them in blind panic.
او کلیدهایش را گم کرد و در وحشتی بی هدف به دنبالشان گشت.
• Blind panic is dangerous because it stops you from thinking clearly.
وحشت کور خطرناک است چون جلوی تفکر منطقی را می گیرد.
• In blind panic, he grabbed the wrong bag and ran out of the station.
در وحشت بی خود و بی جهت، کیف اشتباهی را برداشت و از ایستگاه فرار کرد.
• وحشت کور / هراس بی چون وچرا
• ترس شدید و غیرمنطقی که فرد را از تصمیم گیری درست بازمی دارد
• وحشت بی هدف و بی برنامه ( که معمولاً نتیجه ی معکوس دارد )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
وقتی آژیر آتش سوزی به صدا درآمد، همه با وحشت زدگی شدید و غیرمنطقی فرار کردند.
او کلیدهایش را گم کرد و در وحشتی بی هدف به دنبالشان گشت.
وحشت کور خطرناک است چون جلوی تفکر منطقی را می گیرد.
در وحشت بی خود و بی جهت، کیف اشتباهی را برداشت و از ایستگاه فرار کرد.
یک احساس ناگهانی و شدید از اضطراب یا ترس که باعث می شود نتوانید آرام فکر کنید یا رفتار کنید.
مثال:
... [مشاهده متن کامل]