تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Gatekeeping, in its most basic sense, is the act of controlling access to something, whether it's information, opportunities, or resources. حفظ، کن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" اِروس" نام خدای محبت در یونان باستان است. از دیدگاه روانشناسی فروید، غرایز زندگی تحت عنوان اروس نامیده می شوند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دختر داف سیا ه پوست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Jit = Juvenile In Training A young gangster It is often used to refer to young thugs or punky kids. جوانِ تازه کار ( معمولا برای اشاره به افراد جوان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

brownish red The color mahogany is a brownish red that manifests as deep orange.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

someone that you think is not worth respecting or paying attention to, especially because they are small or young

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

A junk journal is� a handmade book filled with personal and recycled materials to store memories and ideas. the pages of a junk journal are filled ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاحی است که برای تبریک تولد استفاده میشود و به معنای "عمر طولانی برایت آرزو میکنم" است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوعی لباس بلند مردانه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دست درازی تجاوز و تخطی کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

《 Salvage 》 to save something from an accident or bad situation in which other things have already been damaged, destroyed, or lost.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

《 hyperpigmentation 》 a common condition that makes some areas of the skin darker than others. بروز لک های پوستی به علت تولید بیش از حد رنگدانه در ق ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٥

《 Embody 》 1 ) مجسم کردن، تجسم بخشیدن 2 ) تجلی بخشیدن، به نمایش گزاشتن 3 ) مظهر چیزی بودن 4 ) در بر گرفتن، جای دادن، گنجاندن 5 ) واقعیت بخشیدن، عینیت ...

پیشنهاد
٠

حامل خبر بدی بودن

پیشنهاد
٠

حامل خبر خوبی بودن "خوش خبر" بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

1 ) کلمۀ خطاب " اى شاه" 2 ) شایسته و سزاوار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

Slow and unskilful driver راننده ی مبتدی که آهسته رانندگی میکند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

A person who knows a lot about a subject, but has little or no experience or real understanding of it. کسی که اطلاعات زیادی در یک زمینه دارد ولی تاب ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

پیام رسان/پیک موتوری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

بد جور خیلی بد ناجور چجووورم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

An action that causes deep offense to a believer — like burning a religious text. توهین و بی احترامی به مقدسات و باور های افراد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

involving or committing sacrilege. extremely disrespectful towards something considered sacred. از sacrilege میاد، یعنی کسی که به مقدسات توهین و بی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مجرم متجاهر خلافکار بدنام

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

The most important or main problem. مشکل اصلی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

selling or purchasing products or services from/to a company. روابط تجاری

پیشنهاد
٠

to accept the results of one's actions. پذیرفتن و کنار آمدن با پیامد، عواقب یا نتیجه عملی که اتفاق افتاده ( کنار اومدن با اتفاق بدی که افتاده و کار ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

LSD = a powerful �hallucinogenic drug ال اس دی یکی از مواد روانگردان است که باعث توهم دیداری و شنیداری شدید می شود. مصرف LSD وابستگی روانی شدیدی ایجا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

USD = United States dollar official currency of the United States of America. دلار آمریکایی/ واحد پول آمریکا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

تمایز داشتن/متمایز کردن/تفاوت قائل شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

a person usually refers to an action or event that they use to evaluate someone. If the person responds in a way acceptable to the tester, they are s ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

to lose interest or become less urgent - از دست دادن علاقه، از بین رفتن انگیزه، از تب و تاب افتادن - کمتر شدن فوریت انجام کاری، کم اهمیت شدن - از ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

اسم یه برند لوکس و گرون قیمت ساعت و جواهرِ که مال کشور فرانسه ست.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

make a great deal of noise, especially through cheering. سر و صدای زیاد به پا کردن ( معمولاً از روی شادی و خوشحالی )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Synonyms : Burn gown Burn to a crisp Burn to a cinder

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Burn/reduce to ashes : to completely destroy ( something ) by burning. کاملاً سوختن/خاکستر شدن/ در اثر آتش نابود شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

آدم فنی/همه فن حریف کسی که از پس تعمیر کردن اشیاء و راست و ریست کردن کار ها برمیاد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Examples: 1 ) The experience left her an emotional wreck. 2 ) I began to hear rumours about him and other women. I became an emotional wreck. 3 ) I ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

bury the hatchet = end a conflict and become friendly. کدورت ها را کنار گذاشتن/سنگ ها را وا کندن ( معنای لفظی این عبارت " دفن کردن تبر" است که اش ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

it suddenly starts to rain very heavily. باران شدید ناگهانی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

Throw/pour money down the drain پول رو ریختن تو جوب کنایه از حیف و میل کردن پول، استفاده نادرست از پول مثال: The man is pouring money down the drain ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

tough sledding = Difficult work or progress کار یا پیشرفت سخت و کند ( کلمه sled به معنی سورتمه هست؛ در واقع معنای لفظی این اصطلاح میشه به "سختی سُر ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

a choice that individuals make once they have all the information related to the decision topic. تصمیم درست ، عاقلانه و حساب شده انتخابی که بر اساس ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

to try to do something which is very difficult or advanced before you have made sure that you can successfully achieve something simpler. اول باید ا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

اتفاق نظر/وجه مشترک/تفاهم/هم نظری

پیشنهاد
٢

to refuse to think about unpleasant facts, although they will have an influence on your situation. مثل کبک سر در برف فرو بردن/ نادیده گرفتن مشکلات م ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

ریسک کردن، دست به خطر زدن

پیشنهاد
٢

used to suggest that two things are too different to exist alongside each other. هرگز کنایه از این است که دو چیز آنقدر متفاوت هستند که غیر ممکن است ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Cut someone a slack= to not judge someone as severely as you usually would because they are having problems at the present time سخت نگرفتن به کسی/ م ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

طبیعی جلوه کن/ عادی باش /دستپاچه نشو/ با خونسردی برخورد کن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

in very good health or condition. صحیح و سالم بودن، در شرایط خوب جسمانی بودن، در شرایط خوبی بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

این اصطلاح اشتباهه و وجود نداره🛑 درستش هست: in fine fettle ✅

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

make you suddenly remember something وقتی چیزی باعث به یاد آوردن خاطرات شما میشود

پیشنهاد
٠

Relieve somebody of their post/duty/command To take away someone's job because they have done something wrong. شغل، پُست یا مقام کسی را از او گرفتن، ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

if two people exchange looks, they look at each other. به هم دیگر نگاه کردن، چشم تو چشم شدن

پیشنهاد
٠

از خنده پاره شدن/ از خنده مردن /قهقه زدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

in a bad mood تو مود بدی بودن/ حالِ گرفته ای داشتن/ بی حوصله بودن/ کلافه بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠

این سه کلمه رو باهم اشتباه نگیرید! promote ( v ) : تبلیغ کردن، تاسیس کردن، توسعه دادن premium ( n ) : حق بیمه، مبلغ پرداختی، پاداش premier ( n ) ( ad ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

این سه کلمه رو باهم اشتباه نگیرید! promote ( v ) : تبلیغ کردن، تاسیس کردن، توسعه دادن premium ( n ) : حق بیمه، مبلغ پرداختی، پاداش premier ( n ) ( ad ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

این سه کلمه رو باهم اشتباه نگیرید! promote ( v ) : تبلیغ کردن، تاسیس کردن، توسعه دادن premium ( n ) : حق بیمه، مبلغ پرداختی، پاداش premier ( n ) ( ad ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

a person who kills people by pressing their throats so that they cannot breathe. کسی که با خفه کردن، فردی را میکُشد. خفه کننده ( با کلمه خفتگیر به ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

a statistic that measures migration within a population. � آماری که مهاجرت را در یک جمعیت اندازه گیری می کند. ( درواقع آماری که نشون میده چه تعداد از ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

A sudden, strong feeling of worry or fear that makes . you unable to think or behave calmly یک احساس ناگهانی و شدید از اضطراب یا ترس که باعث می شود ن ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

راه زیادی در پیش داشتن برای رسیدن به چیزی اصطلاحاً: خیلی کار داری تا بهش برس!

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

رئیس هیئت دانشجویی/دانش آموزی بالاترین مقام یک اتحادیه دانشجویی/دانش آموزی رئیس شورای مدرسه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

🔹️به کسی گفته میشه که تو خوبی کردن به بقیه زیاده روی میکنه🔹️ 🔺️🛑 برای اینکه دقیق متوجه معنی بشید به این دقت کنید🛑🔺️ ( 1 ) مثلا شما از دوستت می ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

a student in a class who is liked by the teacher and who is treated better than other students.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Slang meaning: peace; goodbye when you hold up two fingers✌🏼, you are giving the peace sign. گفتنِ اصطلاح deuces ، با نشون دادن علامت✌🏼 همراهه که ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Fork over= Hand over, pay up. to pay or give something up, often unwillingly. رد کن بیاد 🛑 نکته: فقط واسه پول استفاده نمیشه! منظور گوینده میتونه ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

spend money freely. آزادانه پول خرج کردن بدون نگران هزینه ها بودن/ ولخرجی کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

on the threshold of

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

خیال واهی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

get the urge to do something میل به انجام کاری داشتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

to bet on ( something or someone ) شرط بستن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بستن دهان یک فرد با تکه ای پارچه برای جلوگیری از صحبت کردن او.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

پدر رضاعی مردی که به عنوان پدر از کودکی مراقب می کند.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دایه/پرستار/مادر رضاعی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Synonyms: To pay money To foot the bill To pay the tab/bill To pick up the tab/bill

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

مثلا میگن I'll run you 50 bucks. یعنی ۵۰ دلار پیاده میشی/ ۵۰ دلار برات آب میخوره.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

🔹️قادر به نوشیدن مشروبات الکلی بدون مست شدن بیش از حد🔹️ این اصطلاح برای افرادی به کار برده میشه که مشروبات الکلی تا حدی با بدنشون سازگاره و آنچنان ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیدین میگن فلانی هر گلی، نهالی یا درختی میکاره، به عمل میاد، به ثمر میشینه و میوه میده. . . منظور از green thumb همچین آدمیه که هر گیاهی بکاره یا پرو ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٨

روند/رَویه هم معنی میده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

ایح👀

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

🔹️حفظ تعادل/توازن داشتن مثال: 1 ) This newspaper maintains a good balance in its presentation of different opinions. این روزنامه تعادل خوبی را در ا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

حرکت نمایشی نمادین و خاصی که dancer ها، ورزشکار ها، هنرمند ها و یا هر فرد دیگه ای در مناسبت های خاص، هنگام برنده شدن در بازی یا مسابقه، زمان خوشحالی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

عمداً on purpose/deliberately

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

🔹️باعث بدتر یا تشدید یک درگیری یا وضعیت دشوار شدن/بدتر کردن اوضاع

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

افسرده، غمگین، محزون

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

کسی را دست انداختن/سر کار گذاشتن

پیشنهاد
١

کسی را به سمت چیزی سوق دادن/ کسی را وارد کاری کردن/ مهارت یا نوع دانش خاصی را به کسی آموختن و در مورد آن به او آموزش دادن. مثال: Those kids were i ...

پیشنهاد
٠

قدرت نمایی کردن / اظهار قدرت کردن ( انجام کاری برای نشان دادن قدرت شما بر کسی یا چیزی ) مثال: The new manager has already asserted his authority o ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Ring Pop نام تجاری آب نبات چوبی با طعم میوه است که به شکل یک حلقه پلاستیکی پوشیدنی با یک آب نبات سخت بزرگ به بازار عرضه می شود.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

خانواده ای که چند نفر از اعضای آن مثل خواهر یا برادر مطلقه هستند و یا یکی از والدین بیش از یک بار طلاق را تجربه کرده است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

To bone with someone به عنوان فعل معنی sex میده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

آزاد، رها، وِل بی بند و بار، به دنبال عیش و نوش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

1 توپِ بازی / toy 2 مجلس رقص / Dance event 3 بیضه / testicle 4 اگر به صورت فعل به کار برده بشه معنی sex میده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

غواصی در اعماق دریا با کپسول اکسیژن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

Wee جیش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

take someone off a pedestal: to show that someone is not as good or talented as people generally think. از این اصطلاح وقتی استفاده میکنیم که میخواب ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Break the fourth wall این اصطلاح از تئاتر می آید. Fourth wall دیواری خیالی ست که داستان را از دنیای واقعی جدا میکند. وقتی تئاتر ها یا فیلم ها دیوار ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

منظور از dad joke ، جوکی هست که معمولا بی مزه ، قابل پیش بینی و تکراری ست چون اکثرا این جوک را شنیده اند و دیگر خنده دار و جالب به نظر نمی آید. اگه ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

A person ( typically a woman ) who wants to receive sexual pleasure but is not interested in giving it. �

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

برتر بودن از دیگری، جلوتر بودن از کسی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

nonsense چرندیات، مزخرفات، یاوه، حرف پوچ mischief شیطنت، شرارت، اذیت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

قِر و فِر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

" افزایش روحیه و دلگرمی دادن" به کسانی که باهم کار میکنند و در ارتباط اند. این اصطلاح زمانی استفاده میشه که فردی میخواد به همکارانش، اعضای تیم اش و ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

A touch of something: a small amount of something مقداری، کمی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

آدم منحرفت! کسی که ذهن خرابی داره. . . مثلا وقتی داری یه چیزی تعریف میکنی و دوستت ذهنش میره جاهای بد. . . یا به آدم هولی که با منظور به کسی نگاه م ...