پیشنهادهای پارسیونا (٧٦٣)
تُراندن /torAndan/ در گویشِ اسپهانی به چِمِ غلتاندن و گرداندن است.
گونه ای نان در خاور اسپهان پخته می شود.
زون. ( اِ ) حصه و بهره و قسمت. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ فارسی معین ) ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ) . بهره. ( صحاح الفرس ) . بهره و حصه ...
زبهر. /zebhar/
عاق.
بزرگ.
کوچک.
جوشن.
خنگل. /xangal/
نویم. /navim/
یاد دادن.
زیستن و زندگی کردن.
زیستن و زندگی کردن.
چِمْ درست است.
از پارسی میانه است و به چِمِ �پیروز شدن� است. بنگرید به واژه نامه ی مکنزی.
تلوک. /toluk/
درود بر کاربر ژاسپ، خواهش مند است بن مایه ی نوشته های تان را نیز بنگارید.
خبرچین.
کافر.
آژیانه. /AZiyAne/
خروشیدن، می توان این واژه را دورچِم یا مجاز از توفان شدن دانست. واژه ی توفان مانند باران از این ریشه پارسی می نماید. طوفان ریشه ی تازی دارد.
وایه. /vAye/ وایه از دو بخش �وای = باد� � - ه پسوند همانندساز� ساخته شده است. �وایه� می شود بادمانندیا همان گاز و می تواند به جای این واژه ی بیگانه ب ...
گاز.
اسپری کردن.
واسرنگنده. /vAse ( a ) rangande/
واسرنگیده. /vAse ( a ) rangide/
واسرنگش. /vAse ( a ) rangeS/
واسرنگنده. /vAse ( a ) rangande/
واسرنگیدن. /vAse ( a ) rangidan/
برنهادن.
بعد از ظهر.
مَسادِنون.
مگالادون.
مَسادِنون.
مَساکوسه.
مگالادون.
اتد.
لگدتوپ.
سپک تاکرا.
غُلیدن به چِمِ جوشیدن است.
در اسپهان به چِمِ جوجه است.
صبحانه.
سوختن.
سگ است در زبان نایینی.
گربه است در زبان نایینی.
ظرف است در زبان نایینی.
مارمولک است در زبان نایینی.
مراقب است در زبان نایینی.
سِهِز. ( هزارهزارهزار ) ( هزار به توان سه ) .
دُهِز. ( هزارهزار ) ( هزار به توان دو ) .