پیشنهادهای مریم سالک زمانی (٥,٩٥٩)
به محض دریافت فرمان
آن قدر خنده دار بودن که به وصف در نمی آید ، خیلی خنده دار بودن
چیزی ملکۀ ذهن ( کسی ) شدن، به چیزی احاطه داشتن، بر چیزی مسلط بودن
خشم کسی را برانگیختن - کسی را کفری کردن
( اقتصاد ) کار در حد قانون، آهسته کاری، کندکاری، رفع تکلیف
محشر به پا کردن - شق القمر کردن - شاخ غول را شکستن
[اطلاعات] از زیر زبان کسی بیرون کشیدن
بدتر بودن - به مراتب بدتر بودن
ارزشش را داشتن، به زحمتش ارزیدن
کسی که دلش می خواهد شاعر بشود
آدم درب و داغون - آدم خرد و خاکشیر
کلنجار رفتن با، درگیرشدن با، کشمکش کردن با، دست و پنجه نرم کردن با ( مسئله، مشکل و غیره )
مسائل را رفع و رجوع کردن
چیزی را چلاندن
شکلک درآوردن - دهن کجی کردن
( مجازی ) شکافی عمیق
هِن و هِن پیش رفتن
( به طعنه در محاوره ) تازه به دوران رسیده
ساعت شروع حمله
معاف از مالیات ارزش افزوده ( در مورد کالاها - خدمات )
پر از شور زندگی بودن
بده - بستان با یک دست دادن و با دست دیگر گرفتن - چیزی دادن و چیزی گرفتن: play a zero - sum game
میلیون ها - بی نهایت بار
پریدن و رفتن، برقی رفتن، مثل برق رفتن، با سرعت پیش رفتن
( محاوره ) : پرشور، پرتحرک، پر از حیات، پر از نیرو، باحال، سرحال
( محاوره ) [ بیمار، هوا، وضع، کاسبی] : رو به بهبود بودن، در حال بهترشدن بودن
خاطرات گذشته، یادهای قدیم
که خدایش بیامرزد - رضوان الله علیه
( در هند ) 1. زن اروپایی 2 ( در خطاب به زنان اروپایی ) صاحب، خانم صاحب
پرنکوهش
پوشه
کتاب افسون کننده
( در محاوره ) آدم خیالباف
افاده ای - پر افاده
با افاده - یا سردی - با خشکی
واقعیت خشن - واقعیت زننده
( محاوره ) چشم کسی سیاهی رفتن
بداختر
( عامیانه ) نشئه بودن - تو عالم هپروت بودن
بازیچه
با کوچکترین چیزی دست به اسلحه بردن - دست به ماشه بودن - با کمترین چیزی تیراندازی کردن
مقدار کل فسفر
آناکوندا
be welcome to sth be welcome to do sth مجاز بودن که ، مختاربودن که، اجازه داشتن که
بازار غیرقانونی
مجالس می گساری
دایر کردن محفل
زبان درازی کردن
عدم توافق اخلاقی
نکته سنجی