🔸 معادل فارسی:
• رفع اشکالات جزئی کردن
• صاف کردن کارها / حل کردن مشکلات کوچک
• ( در کاربرد روزمره ) مرتب کردن و بهینه سازی
🔸 مثال ها:
We have the basic plan ready; we just need to iron out the wrinkles.
... [مشاهده متن کامل]
ما برنامه ی اصلی را آماده داریم؛ فقط باید اشکالات جزئی آن را رفع کنیم.
The team is working to iron out the wrinkles in the new software.
تیم در حال کار برای رفع اشکالات جزئی نرم افزار جدید است.
The contract is almost final, but we need to iron out a few wrinkles.
قرارداد تقریباً نهایی است، اما باید چند مشکل جزئی را حل کنیم.
Before the launch, we’ll iron out the wrinkles in the design.
قبل از عرضه، مشکلات جزئی طراحی را برطرف خواهیم کرد.
• رفع اشکالات جزئی کردن
• صاف کردن کارها / حل کردن مشکلات کوچک
• ( در کاربرد روزمره ) مرتب کردن و بهینه سازی
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
ما برنامه ی اصلی را آماده داریم؛ فقط باید اشکالات جزئی آن را رفع کنیم.
تیم در حال کار برای رفع اشکالات جزئی نرم افزار جدید است.
قرارداد تقریباً نهایی است، اما باید چند مشکل جزئی را حل کنیم.
قبل از عرضه، مشکلات جزئی طراحی را برطرف خواهیم کرد.
مسائل را رفع و رجوع کردن