تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

مصوبه، مصوبات به تصمیماتی گفته می شود که ضمانت اجرایی دارند، یا تصمیماتی که مدیران بلندپایه اتخاذ می کند در این صورت می توان از مصوبه استفاده کرد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

استقرائی، استنتاجی، بصورت قیاسی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مشرک

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تنظیم کننده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

وسواس

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

یادمانی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

سرنوشت، تقدیر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

استدلال ها

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

استنتاج

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناتمام، ناقص

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

منسوخ

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

تخصصی کردن، تخصصی سازی، مشخص کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تعبیر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

ثروت بهترین معادل برای این کلمه فقط ثروت است چراکه wealth در اصل به معنای داشتن بیش از حد و رضایت بخش از چیزهای مطلوب است مثلا: سلامتی یک ثروته، ث ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

از پیش ذکر شده پیشتر ذکر شده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

قریب الوقوع

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

جهانشمول، جهانشمولیت، عامیّت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

تصدیق

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

اِبا، تردید، احتیاط مثلا:I have no reservation هیچ اِبایی ندارم هیچ تردیدی ندارم هیچ احتیاطی ندارم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

معناشناختی، معنایی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

قابل ردیابی، قابل رصد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیناگفتمانی، میان گفتمانیت، میان گفتمانی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

میان گفتمانیت، میان گفتمانی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

اظهارات

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

خود ساخته - خود خلاقیتی در واقع به نوعی فعالیت خود جوش نیز گفته می شود

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

تصمیم گرفتم، ترجیح دادم، انتخاب کردم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

همانطور که پیش تر ذکر شد / اشاره شد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تناقض زدایی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

به محضِ، بی درنگ، بلافاصله

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

کلمه broadsheet اغلب به معنای broadsheet newpapers است. به معنی روزنامه های کثیرالانتشار که معمولا در بزرگترین سایز کاغذ منتشر می شود

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کنار گذاشتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

نامتناهی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ظرفیت اثرپذیری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تمرکز کردن در برخی موارد بع معنای تمرک کردن هم می باشد. برای مثال: We might, for example, fasten upon something artistic ترجمه: برای مثال می توانیم ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

متمم در مباحث حقوقی، سیاسی، اقتصادی و بعضاً فلسفی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تخاصم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

بانوان مفرد: Lady بانو جمع: ladies بانوان واژۀ Lady در برابر واژۀ ​woman بسیار محترمانه تر و زیباتر است. پس بنابراین نباید واژۀ ladies را زن ها یا خا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرگردان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

گفتمانی در ادبیات ساختارگرایانه و پساساختارگرایانۀ اندیشمندانی چون فوکو، لاکلاو، و. . .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

سلطه political overrule سلطه سیاسی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

تباه، فاسد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تا اَبَد، برای همیشه، no longer possible to discover and annex new land ad infinitum دیگر امکان کشف و الحاق سرزمین های جدید تا ابَد وجود ندارد. * ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیگانه ها؛ غریبه ها

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

ارزیابی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شایستگی های شخصی، صلاحیت های شخصی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

کشمکش، کشمکش ها

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

کثرت، کثیر، تکثر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

خلاصه، مجمل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیروی کردن در برخی موارد این معنا رو هم میده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

برعهده گرفتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

رهنمودها، اوامر در متون علوم انسانی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

پیشه در کنار سایر برگردان های ذکر شده مانند حرفه، شغل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مطرح شده به وسیلۀ، مطرح شده از سوی، مطرح شده با

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

تحقق نیافته، محقق نشده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

تبار می تونید در بعضی یا بسیاری از متون به این معنا هم به کار ببرید

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

اعتلاء breeding به معنای نوعی پرورش، تعلیم و تربیت، اصلاح و بالابردن که از آن به عنوان اعتلاء یاد می کنیم به عبارت بهتر، اعتلاء یعنی نوعی برتری یافتن ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

بی احتیاطی، بی پروایی، عجله

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

اعتلای زندگی breeding به معنای نوعی پرورش، اصلاح و بالابردن که از آن به عنوان اعتلاء یاد می کنیم به عبارت بهتر، اعتلاء یعنی نوعی برتری یافتن، بالا رف ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

پیشبُردِ، انجامِ، اَدای، اجرای به طور کلی و عموماً همان ( پیشبُردِ، انجامِ ) کاربرد دارد. در متون اسلام، معنای ( اَدای ) مناسب تر است

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

خانم مهشید articulation در زبان شناسی و متون فلسفی، ساختارگرایانه یا پساساختارگرایانه به معنای ( ( مفصل بندی ) ) است. بیان اشتباه است. و مقصود را م ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

پیاده کردن متن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

نیز با توجه به متن و نوع جمله بندی معنای ( ( نیز ) ) را هم می دهد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تاریخ اندیشه ها مرتبط با مباحث فلسفه سیاسی و اندیشمندانی چون میشل فوکو

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

materiality دو معنی داره: 1: مادیت، مادی، وجود مادی 2: با اهمیت بودن، اهمیت داشتن، اهمیت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بدون توجه، خودسرانه، به طور مستقل، صرف نظر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

محو کردن، پاک کردن، امحا کردن، زدودن، معدوم کردن، با توجه به زمینه متن، ادبی، سیاسی، هنری، فنی و . . . برگردان مناسب تر را برگزینید

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به طور مشخص در فلسفه، روانشناسی، زبان شناسی، علوم سیاسی و به طور کلی در علوم انسانی potentialisation به معنای بالقوه سازی، بالقوه کردن در برابر actua ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

به طور مشخص در فلسفه، روانشناسی، زبان شناسی، علوم سیاسی و به طور کلی در علوم انسانی actualisation به معنای فعلیت یافتن، بالفعل کردن، بالفعل سازی، تحق ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

potentialisation بالقوه سازی، بالقوه کردن دربرابر actualisation به معنای فعلیت یافتن، بالفعل کردن، بالفعل سازی، تحقق کامل بخشیدن ( یافتن )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

بنیان - اساس مثال: But this transformation cannot be separated from several underlying processes اما این تغییر را نمی توان از چند فرایندی که بنیان ا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

شرط گذاری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ارزش اقتصادی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

مستلزم، متضمن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

در متون ساختارگرایانه و پساساختارگرایانه فوکو و معاصران وی �سازوکار� معنا می دهد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

هنجارمندی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

دولت دارای حاکمیت مستقل - دولت برخوردار از حاکمیت - دولت حاکم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تابعی از

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

مجادله/مناظره The debate between positivists and post - positivists مجادله اثبات گرایان و پسااثبات گرایان