decisions

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. decisions are made locally, not in the capital
تصمیمات در محل گرفته می شود نه در پایتخت.

2. decisions must be made within an ethical framework
تصمیمات بایستی در یک چارچوب اخلاقی اتخاذ گردند.

3. such decisions require much deliberation
اینگونه تصمیمات نیاز به غور و بررسی فراوان دارد.

4. their decisions always carried weight
تصمیم های آنان همیشه از اهمیت برخوردار بود.

5. economic factors influence our decisions
عوامل اقتصادی بر تصمیمات ما اثر می گذارند.

6. men at the top make the decisions and men at the bottom carry them out
مردان بلندپایه تصمیم ها را می گیرند و مردان دون پایه آنها را انجام می دهند.

7. the war's destiny hinged on the decisions of only one man
سرنوشت جنگ به تصمیمات فقط یک نفر بستگی داشت.

8. success is the resultant of millions of decisions
موفقیت پیامد میلیون ها تصمیم گیری است.

9. the council rubber-stamped all of the leader's decisions
شورا همه ی تصمیمات رهبر را بی چون و چرا تصویب کرد.

تخصصی

[فوتبال] آراء –تصمیمات

ارتباط محتوایی

جمله های نمونه1. decisions are made locally, not in the capital تصمیمات در محل گرفته می شود نه در پایتخت. 2. d ...بررسی تخصصی[فوتبال] آراء –تصمیمات
معنی decisions، مفهوم decisions، تعریف decisions، معرفی decisions، decisions چیست، decisions یعنی چی، decisions یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف d، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف d
کلمه بعدی: decisive
اشتباه تایپی: یثزهسهخدس
آوا: /دکیسیونس/
عکس decisions : در گوگل

پیشنهاد کاربران

تصمیم - فرصت
تصمیمات
تصمیمات
عزم
داوری
به معنی تصمیمات و داوری کردن در موردی
?What are the decisions for the future
تصمیم گیری
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما