🔸 مثال ها:
• ( سیاست ) "The senator expressed reservations about the new trade agreement. "
( سناتور نسبت به توافقِ تجاریِ جدید تردید ابراز کرد. )
• ( روابط ) "She had reservations about trusting him again after the betrayal. "
... [مشاهده متن کامل]
( او پس از آن خیانت، درباره یِ اعتمادِ دوباره به او نگرانی داشت. )
• ( دیپلماسی ) "The country signed the treaty with reservations regarding territorial boundaries. "
( این کشور معاهده را با شرط هایی درباره یِ مرزهایِ سرزمینی امضا کرد. )
• ( شخصی ) "I have reservations about this plan; it seems too risky. "
( درباره یِ این طرح تردید دارم؛ به نظر خیلی پرریسک می رسد. )
🔹 معادل فارسی
• تردید / نگرانی ( در تصمیم یا نظر )
• حق تحفظ / شرط ( در قرارداد یا توافق )
1. ( رسانه ای/سیاسی – کاربردی ) : داشتن تردید یا نگرانی نسبت به یک تصمیم یا اقدام.
مثال: Many harbour reservations about the new law.
... [مشاهده متن کامل]
بسیاری نسبت به قانون جدید تردید دارند.
2. ( حقوقی/قراردادی – رسمی ) : حق تحفظ یا شرطی که طرف قرارداد برای خود نگه می دارد.
مثال: The treaty was signed with several reservations.
پیمان با چند حق تحفظ امضا شد.
He agreed with our plan, but with reservations.
او با طرح ما موافقت کرد اما با تردید.
مترادف با: doubtful, skeptical
اِبا، تردید، احتیاط
مثلا:I have no reservation
هیچ اِبایی ندارم
هیچ تردیدی ندارم
هیچ احتیاطی ندارم
محذورات
ملاحظات
the moral reservations
ملاحظات اخلاقی
رزروی ها
حق شرط
تردید
رزرو جامع