تاریخ
٢٢ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

به شدت تحت تاثیر احساسی قوی قرار گرفتن با. . . می تپد سرشار از. . . to be strongly affected by a powerful emotion or :feeling . The whole city se ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

on solid ground confident because you are dealing with a subject you are sure about, or because you are in a safe situation

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

کفر، ارتداد، الحاد، بدعتکاری، فرقه، مسلک خاص در متون روانشناسی: کج روی 1. a belief that disagrees with the official :principles of a particular re ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

قابلیت لمس، محسوسیت، لمس، بساوایی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خلاف منطق، خرد و انتظار، چرند، غیر منطقی، غیر معقول، نابخرد، بی دلیل ideas, actions, or statements that are nonsensical :are not reasonable or sens ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جست وجو Martin Scorsese's films become an investigation . into illogical situations

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

غیرمنطقی, خلاف منطق و عقل سلیم :not sensible or reasonable illogical and unreasonable fear = ( it is illogical to do something ) It is illog ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مشوش کردن، دست پاچه کردن، مبهوت کردن، عدم هم آهنگی داشتن making you feel slightly confused, embarrassed :or worried a disconcerting question . I ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

a state or period in which there is no change or development وقف، بند آمدن، ( در متون پزشکی ) گرفتگی ( درجریان چیزهایی مثل خون در رگ یا مدفوع در روده ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

دلهره آور

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

To establish a connection with, have access to

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

connected with the physical senses of touch :smell, taste, hearing, and sight مربوط به حواس پنجگانه مانند بویایی چشایی شنوایی و بینایی Product demon ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تبار، توارث، وراثت، نسب، نژاد، نزول، هبوط، سقوط ( به وضعیتی بد و ناگوار ) در متون مهندسی: نزول، در متون حقوقی: نسل 1. [uncountable and countable] ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

an acquired taste something that people only begin to like after they have tried it a few times

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بحث، منازعه، مناظره، رقابت، مرافعه، رد در حوزه مطالعات بازرگانی: اعتراض 2. Confirmation by sworn testimony; solemn asseveration. 3. A disputa ...

پیشنهاد
٠

آزادی عمل داشتن در متون ادبی و سینمایی به معنی این است که تغییراتی را روی چیزی مانند یک اثر ادبی اعمال کنی to make unreasonable changes in somethin ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این واژه از زبان لاتین میاد در لاتین میگن proximare که به معنیه to go near و proximus که به معنیه nearest, next هستش معنی: نزدیک بودن، پیوسته، بی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نفوذ کردن, سایه افکندن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوستان تقلید و اقتباس دو چیز کاملا جدا هستش درباره این کلمه تقلید درسته در اقتباس به طور مثال اقتباسگر یک اثر ادبی رو می خونه و برمبنای حس، مضمون یا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بهره وری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

۱ ) بحث کردن گفتگو کردن to talk seriously about problems, ideas, or plans: They met to discuss how the building should be designed. . She refuse ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

دارای اشتراک مساعی، همکاری کننده، کمک کننده، ممد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوستان اگر مثالی برای توضیحات آقای جواد دارید ارسال کنید

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

تفسیر پذیر، مثل فیلم های پایان باز در سینما که تفسیرپذیر هستند قابلیت تفسیر ها و برداشت های مختلف و متعددی از سمت مخاطبان دارند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

someone who does things in their own way and has different opinions from most other people: تک رو، مبتنی بر استقلال تکی کسی که نظراتش با هم سلکانش ف ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Text در متون سینمایی و هنری می تونه به معنای رسانه یا بستر هنری باشه مثلا text یا متن می تونه به معنی یک متن ( یا رسانه ) سینمایی یک متن ( یا رسا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

استعداد هنرپیشگی، استعداد هنری، هنرمندی :skill in a particular artistic activity the artistry of dance

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رمان نامه نگارانه روایت ادبی بلندی است؛ که عمدتاً به شکل مبادلهٔ نامه های مختلف به نگارش درآمده است. دو رمان پاملا و کلاریسا نوشتۀ ساموئل ریچاردسون، ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تجدید ساخت، تنظیم مقیاس کردن، تصحیح مقیاس کردن عکس یا نقشه، بهم پیوستن علوم نظامی: خیساندن اماد یا جیره خشک شده 1. to form an organization or a gr ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جامعه مصرف گرا

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی ارزش، بی کیفیت، مزخرف things that are cheap and of poor quality: The gift store sells both tasteful gifts and cheap schlock.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گرایش یا احساسی که به نظر ضعیف و ناچیز میاد ولی درواقعاثری قوی به همراه داره a tendency or feeling that seems weak, but in fact :has a strong effect ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متن زیر کاملا گویاست. این phrase بیشتر تاکید روی کلمه because هستش زمانیکه بخواهیم بگیم فلان چیز اتفاق افتادن به این دلیل که . . . اگر if only بیاد ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حتی فراتر ( از چیزی که در قسمت اول گفته شد ) بعضی از فیلم های اقتباسی نه تنها اصیل و قائم به ذات هستند بلکه فراتر از آن از منبع اصلی خود نیز بسیار ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

اتفاقی برای کسی با چیزی افتادن to happen to or be a result for something or someone: It's unclear exactly what will become of Bill 35 now, but the ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جنون آمیز در عین حال شگفت آور و متحیر کننده میشه crazy هم معنیش کرد silly in an exciting or amusing way : a wonderfully wacky idea

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

سیلی از / رگباری از مثلاً : رگبار انتقادات / سیلی از سوالات/ سیل شکایات a lot of criticism, questions, complaints etc that are said at the same tim ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خصمانه، غیر دوستانه، ( مثلاً وقتی میگیم طرف خیلی یخ برخورد کرد ) an icy remark, look etc shows that you feel annoyed with or unfriendly towards s ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. غیر عادی، غریب، عجیب, , eccentric Different from the usual pattern; not quite like most others; odd: مثال: . Roger's sense of humor was a bit ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. To place a mark on someone or something to signify their or its state or condition: It's a tedious task, but you'll have to use these stickers to ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ترجمه آقای ماشاالله زاده و سرداری کاملا درسته یک معنیش خارج از مکانی با یک حس، ایده یا فکر هستش مثلا ما از سالن امتحان برگشتیم با این فکر که از خوب ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیر قطعی، نامعین، نامعلوم

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک تجربه یا موقعیت بسیار عجیب، از نوع بدش، که بیشتر شبیه یک کابوس می مونه تا اتفاقی که واقعا رخ داده a very strange experience or situation, usually ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد

علاقه بیمارگونه به موضوعات ناخوشایند ( مثلاً یک قاتل سریالی که علاقه داشته در مغز قربانیانش مواد شیمیایی تزریق کنه ) with a strong and unhealthy i ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زننده، جگرسوز، گوشه دار، نیشدار

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سزاوار، و شایسته تحسین و احترام It is to his credit that he's willing to admit he has a problem. اینکه او حاضر است اعتراف کند که مشکلی دارد، شایس ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

FIRMLY FASTENED firmly fastened or tied, and not :likely to fall down محکم بستن یا گره زدن، طوری که احتمال افتادن و بیرون ریختن وجود نداشته باشه ? A ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

soft material that is used to fill something such as a cushion محتویات یا مواد پر کننده ( داخل یک جسم ) مثلاً. موادی که برای پر کردن کوسن مبل استفاد ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این موضوع مربوط به توانایی های ذهنی خاص یا رویدادهایی است که توسط علم قابل توضیح نیست، مانند توانایی دانستن آنچه در آینده اتفاق می افتد یا ظهور ارواح ...