تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

تبادل اطلاعات

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Backup اسم ، صفت ، چسبیده به هم Back up فعل ، جدا از هم فریزل ورب

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

They advocated implementing stricter safety regulations Implementing . اجرا کردن ، جرند در نقش مفعول، معلوم آنها از اجرای مقررات سختگیرانه تر ایمنی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حمایت کردن از👍

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

We resisted accepting the proposal until all data was verified ما از پذیرفتن طرح تا زمانی که همه داده ها تایید شد، اثبات شد، ممانعت کردیم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ممانعت کردن از 👍

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ممانمت از👍

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

روبرو شدن با👍

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Firming up بودمنظورم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

The country, s economy is firming up اقتصاد کشور داره ثابت ، مستحکم میشه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Basic products محصولات پایه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Washed صفت مفعولی. شسته شده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صفت فاعلی ، درحال شستن ، شستشو کننده صفت مفعولی ، شسته شده اسم تثبیت شده ing , لباسهای شسته شده ، رختها

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به طور فزاینده

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

If there is a man among the coaches in Europe, that man is none other than Ancelotti. 💚

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

I am keeping track of my expenses by writing them down. من هزینه های خود را با نوشتن آنها پیگیری می کنم 🤒

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بی منت 💡

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

این قید روی انحصاری بودن یک چیز تاکید دارد یعنی وقتی ازش استفاده می کنیم که نشون بدیم چیزی فقط و فقط به یک مورد خاص محدود می شد This room is exclusiv ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

I was merely joking من فقط شوخی میکردم ، این قید بیشتر روی بی اهمیت یا کم اهمیت بودن یک موضوع نسبت به بقیه موارد تاکید دارد He is merely friend ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I see this situation as more of an opportunity than a problem. من این وضعیت را بیشتر یک فرصت میبینم تا یک مشکل . 🏋️🏋️🏋️

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

She always tries to help others and encourages them to do as well او همیشه تلاش میکند که به دیگران کمک کند و آنها را تشویق کند که همین کار را انجام ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیشتر شبیه . بیشتر مانند . This is more as like a dream این بیشتر شبیه یه رویاست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

هر معنی که داره . مثلاً ناراحتی ، بی حوصله ، افسرده . باید با احساس همراه باشه احساس ناراحتی . احساس افسردگی . 🤔 قربون دست یه لایک برا کاکو بزار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ارزش اسمی . ارزش دفتری .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به عنوان صفت . تحقیر شده کوچک شمرده شده ، اگر این صفت بعداز فعل پیوندی felt بیاد معنی احساس تحقیر شدن کرد , میده ، She felt belittled by his commen ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

In this job you need to be able to face with , insult Disrespect Criticism And renege 🤷🤦 تو این شغل تو باید بتونی با توهین بی احترامی ، انتقاد ...

پیشنهاد
٠

1, Ali must not be aware that sara is in the hospital نباید علی مطلع بشه که سارا تو بیمارستان است ، Ali must not be told sara is in the hospital ن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Could می تونستم Couldn't نمی تونستم I managed تونستم I failed نتونستم وسلام 💡

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک تکه لیمو🍋 در انگلیسی برای یک تکه لیمو , معمولاً از کلمات زیر استفاده می شود A slice of lemon ( یک برش دایره ای شکل A wedge of lemon یک تکه مثل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Never place the onyx blocks on top of each other. This will cause the lower blocks to be under pressure and cause cracks or waves to separate from ea ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

آقای میثم علیزاده لشکانی . سلام و احترام لطفا به هر یک از توضیحات خودتون در مورد as such ، مثال انگلیسی بزنید متشکرم 🙏

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در برخی موارد In certain اگر با اسامی جمع بیاد . معنی برخی میدهد , 💡

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سر درآوردن I can't make sense of the confusing menu options من نمیتونم از گزینه های گیج کننده منو سر دربیارم 🥴

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همین تازگی 🤔

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گاهی برای توضیح نتیجه یا دلایلی که از شرایط پیش میاد استفاده میشه . بر این اساس ، از این رو ، بنابراین He was the manager of the team , and as such ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آسیب شدید نخاعی . he was paralyzed by severe spinal injury او به علت آسیب شدید نخاعی فلج شد ، 🏋️🏋️🏋️ 🚑🚑🚑 🧑‍🦽🧑‍🦽🧑‍🦽 وزنه سنگین نزن حتی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در حالت صفت She has the required skills for the job او مهارتهای لازم برای شغل را دارد

پیشنهاد
٠

آدم که قحط نیست ، این نه اون یکی . به قول پرویز پرستویی تو فیلم 🦎 برو حالتو بکن 🤓

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

بعضی جاها معنی مو دماغ رو میده . و معنی سیریش میده Her boyfriend such a stalker دوس پسرش خیلی سیریشه 😎

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

عبارت go around می تواند معانی مختلفی داشته باشد، بسته به موقعیت و زمینه ای که در آن استفاده می شود. برخی از معانی رایج عبارتند از 1. چرخیدن یا حرکت ...

پیشنهاد
٠

در شرایط غیر عادی 🧐

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در شرایط عادی

پیشنهاد
٠

It is neither polite nor politic to get into other people's life دخالت درزندگی دیگران نه ادب است نه عاقلانه ، یعنی که سرت تو . . . . . . خودت باشه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Fill this Application and sign it on the bottom این فرم را پر کنید و پای ( زیر ) آن را امضا کنید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

He looked completely undone after the news او بعداز شنیدن اخبار کاملا آشفته به نظر می رسید ☹️

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ویران The most stricken landscape i have ever seen ویران ترین منظره ای که تاکنون دیده ام 🙆

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

I was paralyzed with fear اینجا نقش صفت را دارد از ترس خشکم زد یا فلج شدم . The injury paralyzed him اینجا نقش فعل دارد آسیب باعث فلج شدن او شد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

My heart goes out to you دلم برات میسوزه، ادمین . که یه مدال طلا به من ندادی 😒

پیشنهاد
٠

هیچ کس از همون ابتدا موفق نمی شود . 🤷 Let me tell you secret , no one does when they begin. بزار یه راز رو بهت بگم ، هیچ کس از همون ابتدا موفق نمیش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خود را سرزنش کردن Beating yourself up won't change anything سرزنش کردن خودت چیزی رو تغییر نمی هد🤷