پیشنهادهای شهرزاد رضایی (٢,٠٩١)
نیمه ی خالی لیوان را دیدن ، عینک بدبینی، به چشم زدن
متحمل شده
ممتد
به ارث رسیده
سرچشمه گرفتن
تاختن ، راندن
صددرصد
تعیین مکان کردن ، مکان یابی
معطوف کردن
کشاندن به ( فقر و فساد و. . . ) ، تقلیل دادن ، کاهش دادن
بذرافشانی
سه عضوی ، سه تایی
عدم تصمیم گیری، تردید
خارج از فهم و درک ( خیلی زیاد )
همانطور که چنین بود . . . . .
بارها و بارها ، صدها بار
By split seconds با کسری از ثانیه
به کار انداختن
از هم پاشیده ، گسسته
قلاب شده
خوش خوراک
مطرح کردن ، پرداختن
تلقین به خود
نام دانشگاهی در ایالت کارولینای شمالی کشور آمریکا
مورد ستایش و تحسین
چه برسد به . . . .
کادو شده ، پیچیده شده
به طور خفیف ، به طور جزئی
گیرنده
پخش کننده
دریافت کننده ( صفت ) دریافت کردن ( فعل )
ضربان دار ، پر تپش ، پر ارتعاش
ناظر ، مشاهده کننده
مخفف over
طلبیدن
غیر قابل سنجش
واسطه ، رسانه ، ابزار
بیهودگی ، جزئیاتی که پیش پا افتاده قلمداد شوند
تنوع طلبی ( چند همسری ، چند زوجه )
نه غیر از. . . ، به جز. . .
ممنوع شده توسط به خصوص مقام یا قدرتی، منع قانونی شده
دریغ کردن ، امتناع کردن
دست کشیدن
بی خوابی کشیدن، تماشا کردن
مورد تمسخر واقع شده ، تمسخرآمیز
قانون گذاری شده
جوی دوسر خودرو
از همه ی جهت ها ، از همه سو
پخش و پلا کردن، حیف و میل کردن
موفق شد ، موفق شدند