پیشنهادهای شهرزاد رضایی (٢,٠٩١)
موفق شده
در آن ها، مالشان ، مال آنها
دارای میل جنسی
نیروی تازه دادن ، تجدید قوا
کشاننده ، پیش برنده ، سوق دهنده
مصلحت
به ذهنش خطور کرد ( مرد ) ، فکرش را مشغول کرد
هماهنگ شده با
استدلال کننده
معنی عایق هم میدهد
شناخته شدن ، تبلیغ شدن
نام منطقه ای در ایالت مریلند آمریکا ( شمال شرقی آمریکا )
غرایز جنسی
تجسم ، تصور
باز ایستاده ، گیر افتاده ، مهار شده
ترفیع یافته ، بالا رفته، افراشته ترفیع گرفت ( فعل )
رو به افزایش ، به طور فزاینده ای
قبرس ، نام مخفف کشور قبرس
افشا گری ها، فاش سازی ها، نمایان سازی ها
نابغه ها
پیش اندیشی، با نیت قبلی
به احتمال قوی
معنی چرخه هم میدهد
مستعد
مانع شده ، محدودشده ، سد بندی شده
خروجی
سرکوب شدن یا کردن ( احساسات و. . ) ، خفه کردن ( امیال و . . . ) مخفی کردن
وادارنده ( صفت )
سوق دهنده
جریان را عوض کردن
متعصب ، متعصبانه
بیرون آوردن از . . . ، آزاد کردن و آزاد شدن
شبیه بودن
جوابهای مبهم
معنی محض و صرف هم میدهد
سرچشمه گرفته ، هدایت یافته
یکدیگر را فراخواندن ، همانند کردن ، تداعی کردن
تداعی کننده
واداشته شده ، تحریک شده
به خود گرفتن ، به خود اختصاص دادن ، پذیرفتن ، قبول کردن
تمام کردن کاری با موفقیت ، تحقق بخشیدن
مورد توجه واقع شدن
درآمد مازاد
قریب تر
مردان متفکر، افراد باهوش
به کار برده شده ( خوب ) ، استفاده شده
غرق شده ، مورد نفوذ قرار گرفته Permeator میشود نافذ
نافذ