پیشنهاد‌های محسن نسایی مقدم (١٢٣)

بازدید
٢,٤١٤
تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یه معنیه دیگم داره به معنی غنی The best way to ensure optimal nourishment of our cells is to eat nutrient dense doods بهترین روش برای اطمینان از تغذ ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

متعاقبا ، در نتیجه ، بعدی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مستعد آسیب مترادف با susceptible

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مستعد آسیب مستعد ابتلا مترادف با vulnerable to Prone to Predisposed to

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به معنی پیشرفته و پیچیده نمونه جمله :to apply such complicated modalities, we need to have sophisticated equipment برای به کار بردن چنین روش های پ ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ظریف و پیچیده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ادعا کردن ، بیان کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Contend: ادعا کردن ، بیان کردن مترادف با Assert , maintain , hold, claim, state The use of antibiotics for this disease is unnecessary, the doctor ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Mutations in genes that occur spontaneously may contribute to congenital heart diseases in children جهش های زنی که به صورت خود به خودی رخ می دهند م ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

امکان سنجی ، شدنی بودن یک کاری رو بسنجیم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

امکان سنجی ، شدنی بودن مترادف با practicality و possibility

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به معنی پیچیده و مشکل و مترادف با intricate و complex

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مترادف با preventive measures به معنی اقدام احتیاطی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تقلیل یافتن و کم شدن مترادف با curtail ، shrink , lessen , decline , reduce , decrease

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به معنی منجر شدن به مترادف با lead to و result in

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنا دوم:به معنی فرزند هم هست

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

Overwhelming معنی اول چشمگیر معنی دوم سخت برای معنی اول مترادف با outstanding و برای معنی دوم challenging

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به معنی اجرا کردن دستورات دارویی هم هست مترادف با apply a drug

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مترادف با perforate و pierce به معنی سوراخ کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به معنی سوراخ کردن مترادف با puncture , pierce

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مترادف با intimidating به معنی تهدید کننده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی اول : کاملا معنی دوم : نسبتا

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مترادف با significant

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مترادف با ramifications

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مترادف با tolls و ramifications

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گرسنگی شدید

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
-١

The glasses that irma bought corrested her nearsighted vision عینک که ایرما خرید تصحیح کرد قدرت نزدیک بینی او را

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Sid’s solitary manner kept him from making new friendships رفتار منزوی سید باعث شد که او مراقبت کن از رابطه های جدید Kept: مراقبت کردن نگهداری کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Alice realized that if she didn’t behave, her parents would ignore her آلیس متوجه شد که اگر رفتار درست انجام ندهد والدینش اورا نادیده میگیرند Realise ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

The villain concealed the corpse in the cellar آدم تبهکار مخفی میکرد جنازه در زیرزمین Villain:تبهکار

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

With a load shriek, Ronald fled from the room رونالد بافریادی سهمگین از اتاق فرار کرد Load: به معنی سهمگین

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Alteration_transformationتغیر شکل ماهیت

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Transmission=transference انتقال اطلاعات یا بیماری

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ancestors=antecedent اجداد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Hereditary=genetic=congenital ارثی، ژنتیکی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Fetus=fetal جنین

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Fatal=lethal=deadly کشنده

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رشته علمی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

معنا اول : قرارداد معنا دوم :ابتلا ب بیماری مترادف با become affected to معنا سوم :انقباض مترادف با constriction

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ابتلا به بیماری ، مترادف با develop

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیشرفت و توسعه یافتن و مترادف progress

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مترادف با progress

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مترادف با conceive بارور شدن ، حامله شدن ، بسته شدن نطفه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

معنی اول : اندازه گیری کردن، مترادف با estimate معنی دوم:اقدام ، مترادف با action

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مترادف با literature

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

معنا اول: ادبیات معنا دوم : تحقیقات قبلی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Diplomatic efforts to ease the crisis suffered a setback تلاش های دیپلماتیک برای تسکین بحران دچار شکست شد پس suffered معنی دچار هم می دهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

متحمل، دچار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

مانع ، شکست، Despite some early setback, they eventually become a successful company علیرغم برخی موانع اولیه ، نهایتا آن ها تبدیل به یک شرکت موفق ش ...

١