پیشنهادهای ملاقات و تلاقی لغات (٢,٠٤٠)
طوطیا ؛ دیدگان ، مردمک چشم که مرکز دریافت نور برای دیدن می باشد. تئاتر ؛ نمایشی جهت به طوطیا و به دید آمدن تیتر ؛ کلمات هم خانواده با کلمه ی تی ...
تئاتر ؛ نمایشی جهت به طوطیا و به دید آمدن تیتر ؛ کلمات هم خانواده با کلمه ی تیتر عبارتند از ؛ ( تیتراژ ، توئیت ، توئیتر ، تئاتر ) اگر بخواهیم ...
تیتر ؛ کلمات هم خانواده با کلمه ی تیتر عبارتند از ؛ ( تیتراژ ، توئیت ، توئیتر ) اگر بخواهیم ببینیم این کلمه از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات از ...
تیتر ؛ کلمات هم خانواده با کلمه ی تیتر عبارتند از ؛ ( تیتراژ ، توئیت ، توئیتر ) اگر بخواهیم ببینیم این کلمه از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات از ...
ما ؛ این کلمه ی حکیمانه و عارفانه در فرهنگ و تمدن غنی ایران عزیز در زبان پارسی ترکیبی از دو کلمه ی من و او می باشد که نمایانگر آمیختگی و آغشتگی عاش ...
هژمونی ؛ این کلیدواژه یک کلمه ی فارسی و یک کانسپت کلامی است که در مبحث زبانشناسی و ایجاد لهجه ها، تغییر ریخت یافته کلمه ی ( اوج مانی ) به معنی در او ...
من ؛ حکمت کلمه ی من در ساختار وجودی انسان از جانب خداوند مَنّان، نمایانگر مانی بودن و ماندگار بودن حیات انسان و تَمَنّیٰ گونه بودن و مَنیَّت شخصیت ان ...
کودتا ؛ مدل ساختمان این کلیدواژه در زبان فرانسوی در مبحث زبانشناسی در جوامع مختلف مثل کلماتی از قبیل مانیلا کاترینا آوینا آفرینا آدرینا آزیتا و. . . ...
فرزند ؛ ورزند ، برزند ، برازندگی ، بارز شدن و بروز کردن و ابراز وجود برافروزی نسل ، افروخته شدن و ادامه ی نسل ، ورز آمدن و ورزیده شدن و فرزین و فرزا ...
فرزین ؛ ورزیده ، ورز آمده ، بارز ، برزو ، مبارز ، فرزانه ، فروزان ، فروزش ، سرافراز ، فراز یافته ، افرازیاب ، افراسیاب و. . . درک بهتر مطلب فوق مر ...
فروش ؛ فروختن محصولات دارای ورزیدگی و دارای فراز و فروزش اجناس باکیفیت از جهت برافراشتگی و برافروخته بودن و فروزان بودن و فرزین و فرزانه بودن برای ف ...
فروش ؛ فروختن اجناس باکیفیت از جهت برافراشتگی و برافروخته بودن و فروزان بودن برای فروش در فروشگاه فرشته ؛ برافراشته ، فرشاد و فرشید شده ، فرا شده ...
فرشته ؛ برافراشته ، فرشاد و فرشید شده ، فرا شده ، افرا شده ، ورا شده ، بارآمده ، بالا شده درک بهتر مفهوم کلمه ی فراش در متن زیر خدمت علاقه مندان ب ...
فرشاد ؛ برافراشته ، فرشید شده ، فرا شده ، افرا شده ، ورا شده ، بارآمده ، بالا شده درک بهتر مفهوم کلمه ی فراش در متن زیر خدمت علاقه مندان به مبحث ز ...
فرشید ؛ برافراشته ، فرشاد ، فرا شده ، افرا شده ، ورا شده ، بارآمده ، بالا شده درک بهتر مفهوم کلمه ی فراش در متن زیر خدمت علاقه مندان به مبحث زبانش ...
فراش ؛ برافراشتن درک بهتر مفهوم کلمه ی فراش در متن زیر خدمت علاقه مندان به مبحث زبانشناسی تحلیل و تفسیر و تبیین شده است ؛ افراسیاب ؛ افرازیاب ، ف ...
فراش ؛ برافراشتن درک بهتر مفهوم کلمه ی فراش در متن زیر خدمت علاقه مندان به مبحث زبانشناسی تحلیل و تفسیر و تبیین شده است ؛ افراسیاب ؛ افرازیاب ، ف ...
خلیج فارس ؛ این عنوان دو کلمه ای برای یک پهنه ی آبی و این دو کلمه ی حکیمانه صرفاً مربوط به یک قوم و یک سرزمین نیست بلکه یک مفهوم حکیمانه منطبق بر عا ...
خلیج فارس ؛ این عنوان دو کلمه ای برای یک پهنه ی آبی و این دو کلمه ی حکیمانه صرفاً مربوط به یک قوم و یک سرزمین نیست بلکه یک مفهوم حکیمانه منطبق بر عا ...
خلیج فارس ؛ این عنوان دو کلمه ای برای یک پهنه ی آبی و این دو کلمه ی حکیمانه صرفاً مربوط به یک قوم و یک سرزمین نیست بلکه یک مفهوم حکیمانه منطبق بر عا ...
خلیج فارس ؛ این عنوان دو کلمه ای برای یک پهنه ی آبی و این دو کلمه ی حکیمانه صرفاً مربوط به یک قوم و یک سرزمین نیست بلکه یک مفهوم حکیمانه منطبق بر عا ...
خلیج فارس ؛ این عنوان دو کلمه ای برای یک پهنه ی آبی و این دو کلمه ی حکیمانه صرفاً مربوط به یک قوم و یک سرزمین نیست بلکه یک مفهوم حکیمانه منطبق بر عا ...
خلیج فارس ؛ این عنوان دو کلمه ای برای یک پهنه ی آبی و این دو کلمه ی حکیمانه صرفاً مربوط به یک قوم و یک سرزمین نیست بلکه یک مفهوم حکیمانه منطبق بر عا ...
خلیج فارس ؛ این عنوان دو کلمه ای برای یک پهنه ی آبی و این دو کلمه ی حکیمانه صرفاً مربوط به یک قوم و یک سرزمین نیست بلکه یک مفهوم حکیمانه منطبق بر عا ...
کراسوس ؛ کوروش ، سایروس ، سیروس ، پُر جوش و خروش کاریزماتیک ؛ کاریز ، کاریش ، خاریش ، خروش ، خروشیدن ، پُرخروش ، پُر جوش و خروش ، عنوانی برای شخص ...
کراسوس ؛ کوروش ، سایروس ، سیروس ، پُر جوش و خروش کاریزماتیک ؛ کاریز ، کاریش ، خاریش ، خروش ، خروشیدن ، پُرخروش ، پُر جوش و خروش ، عنوانی برای شخص ...
کراسوس ؛ کوروش ، سایروس ، سیروس ، پُر جوش و خروش کاریزماتیک ؛ کاریز ، کاریش ، خاریش ، خروش ، خروشیدن ، پُرخروش ، پُر جوش و خروش ، عنوانی برای شخص ...
کاریزماتیک ؛ کاریز ، کاریش ، خاریش ، خروش ، خروشیدن ، پُرخروش ، پُر جوش و خروش ، عنوانی برای شخصیت های فعال و پُر جوش و خروش کاریز ؛ کلمه ی کاریز ...
کَرزَی ؛ خرّازی ، کرّازی ، کُروز ، کُروس ، کِراس ، کُروش ، کوروش ، خروش ، خروشش ، خروشیدن ، خروشان ، خورشید ، درخشش ، درخشان خَرّازی ؛ خَرّاسی ، ...
کَرزَی ؛ خرّازی ، کرّازی ، کُروز ، کُروس ، کِراس ، کُروش ، کوروش ، خروش ، خروشش ، خروشیدن ، خروشان ، خورشید ، درخشش ، درخشان خَرّازی ؛ خَرّاسی ، ...
کَرزَی ؛ خرّازی ، کرّازی ، کُروز ، کُروس ، کِراس ، کُروش ، کوروش ، خروش ، خروشش ، خروشیدن ، خروشان ، خورشید ، درخشش ، درخشان خَرّازی ؛ خَرّاسی ، ...
کَرزَی ؛ خرّازی ، کرّازی ، کُروز ، کُروس ، کِراس ، کُروش ، کوروش ، خروش ، خروشش ، خروشیدن ، خروشان ، خورشید ، درخشش ، درخشان خَرّازی ؛ خَرّاسی ، ...
متلاشی ؛ تراش خوردن ، از هم تراشیده شدن ، ترشیده شدن ، ترش شدن کلمه ی متلاشی و تلاش با یک مصدر مزدوج مشترک دارای دو مسیر معنایی در ایجاد ساختمان خود ...
إلهی آمین ؛ این جمله یک جمله درخواستی از خداوند متعال به معنی خدایا خداوندا درخواست من و نیاز من را تأمین کن. الله ؛ الهام بخش ، الهام کننده ، رح ...
إلهی آمین ؛ این جمله یک جمله درخواستی از خداوند متعال به معنی خدایا خداوندا درخواست من و نیاز من را تأمین کن. الله ؛ الهام بخش ، الهام کننده ، رح ...
رژیم ؛ رجیم ، لجام ، لگام ، مهار ، افسار روند و مسیر ایجاد ساختمان کلمه ی ( رژیم ) از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات در متن زیر خدمت علاقه مندان به ...
رژیم ؛ رجیم ، لجام ، لگام ، مهار ، افسار روند و مسیر ایجاد ساختمان کلمه ی ( رژیم ) از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات در متن زیر خدمت علاقه مندان به ...
شیطان رجیم ؛ معنا و مفهوم نهفته در این اصطلاح رایج اشاره به امیالی دارد که با شدت زیاد از کنترل خارج شده باشند ، امیال و هواهای نفسانی افسار گسیخته ...
رژیم ؛ رجیم ، لجام ، لگام ، مهار ، افسار روند و مسیر ایجاد ساختمان کلمه ی ( رژیم ) از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات در متن زیر خدمت علاقه مندان به ...
واهمه ؛ وهم ، اوهام ، موهوم ، مبهم ، ابهام ، ایهام ، مهمل ایهام ؛ اوهام ، ابهام ، مبهم ، موهوم ، مهمل ، وهم ، واهمه مُهْمَل ؛ مُهْمَل موهمَل ...
واهمه ؛ وهم ، اوهام ، موهوم ، مبهم ، ابهام ، ایهام ، مهمل ایهام ؛ اوهام ، ابهام ، مبهم ، موهوم ، مهمل ، وهم ، واهمه مُهْمَل ؛ مُهْمَل موهمَل ...
ایهام ؛ اوهام ، ابهام ، مبهم ، موهوم ، مهمل ، وهم ، واهمه مُهْمَل ؛ مُهْمَل موهمَل موهوم اوهام ایهام ابهام موبهم مبهم موهوم سخن گفتن ، دو یا ...
ایهام ؛ اوهام ، ابهام ، مبهم ، موهوم ، مهمل مُهْمَل ؛ مُهْمَل موهمَل موهوم اوهام ایهام ابهام موبهم مبهم موهوم سخن گفتن ، دو یا چند پهلو سخن گ ...
ایهام ؛ اوهام ، ابهام ، مبهم مُهْمَل ؛ مُهْمَل موهمَل موهوم اوهام ایهام ابهام موبهم مبهم موهوم سخن گفتن ، دو یا چند پهلو سخن گفتن ، سخنی که ایه ...
کبریت ؛ حکمت استفاده از این کلمه برای این ابزار کاربردی در امورات زندگی بر مبنای کبریائی بودن آن به معنی دارای قدرت و دارای کَبَروت و جبروت می باشد. ...
مهموم ؛ کسی که دارای هَمّ و غم برای کسی یا چیزی که پر اهمیت بوده باشد. کلماتی که از طریق آن ها با یک مصدر مشترک می شود به محتوای مفهومی کلمه ی ( م ...
مهام ؛ کلماتی که از طریق آن ها با یک مصدر مشترک می شود به محتوای مفهومی کلمه ی ( مهمات ) پی برد عبارتند از ؛ ( مُهم ، مَهام ، مهمات ، اَهَم و مُهِم ...
مهمات ؛ کلماتی که از طریق آن ها با یک مصدر مشترک می شود به محتوای مفهومی کلمه ی ( مهمات ) پی برد عبارتند از ؛ ( مهم ، مَهام ، اَهَم و مُهِم ، پر اهم ...
کبوتر ؛ در فرهنگ نام ها برای نام گذاری ، نامی از نام ها در ایران باستان به معنی کبیر تر که با لهجه های محلی به صورت کبو تر در آمده است. در زمانه م ...