کراسوس
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
کراسوس ؛
کوروش ، سایروس ، سیروس ، پُر جوش و خروش
کاریزماتیک ؛
کاریز ، کاریش ، خاریش ، خروش ، خروشیدن ، پُرخروش ، پُر جوش و خروش ، عنوانی برای شخصیت های فعال و پُر جوش و خروش
کاریز ؛
... [مشاهده متن کامل]
کلمه ی کاریز در قنات ها که محل و مسیر جوش و خروش جریان آب در یک دالان زیرزمینی می باشد با تغییر ریخت خاریش منشعب از کلمه ی خروشیدن دارای منظور می باشد.
کَرزَی ؛
خرّازی ، کرّازی ، کُروز ، کُروس ، کِراس ، کُروش ، کوروش ، خروش ، خروشش ، خروشیدن ، خروشان ، خورشید ، درخشش ، درخشان
خَرّازی ؛
خَرّاسی ، خُراس ، خُراسان ، خروشان ، خروش ، کُروش ، کوروش، خروشش ، خوروشیدن ، خورشید ، درخشش ، درخشان
رویه و روندی بود از تغییر ریخت آوایی و نگارشی از کلمات فوق با محوریت خروشیدن و درخشش در فرهنگ غنی و تمدن رشید و ریشه دار ایران و زبان فارسی با لهجه های گوناگون.
بر همین مبناست که ادعا می شود ایران سرزمین خورشید خروشان و سرزمین نور و نوید و خانه ی خداست.
جهش سه حرف ناهمگون ( ک خ س ) برای منقلب شدن حروف به سمت همدیگر و ایجاد ساختمان هایی متفاوت از کلمات از طریق قانون و قواعد ایجاد در کلمات فوق باعث نمایان شدن کلماتی از قبیل ؛ سیروس کوروس و کوروش و خروش با مفهوم مشترک خروشیدن و درخشش می شود.
همانند دو کلمه ی خانه و کانه در کانی ها و خوانسارها به معنی مخزن و مکانی که دارای چشمه و سفره باشد.
همچنین لازم به ذکر می باشد کلمه ی کاریز در قنات ها که محل و مسیر جوش و خروش جریان آب می باشد با تغییر ریخت خاریش منشعب از کلمه ی خروشیدن دارای منظور می باشد.
کلمه ی دیگری که مرتبط با کلمه ی کاریز و خروشیدن می باشد کلمه ی کاریزماتیک می باشد که به شخصیت هایی این عنوان داده می شود که دارای یک شخصیت پُر جوش و خروش و فعال در انجام کارها می باشند.
و نهایتاً کلمات دیگری که در تمام کلمات فوق با محوریت مفهوم جوش و خروش و با نام کوروش قابل مشاهده است کلماتی از قبیل ؛ خلیج ، خریج ، خرج و خروج می باشد.
کوروش ، سایروس ، سیروس ، پُر جوش و خروش
کاریزماتیک ؛
کاریز ، کاریش ، خاریش ، خروش ، خروشیدن ، پُرخروش ، پُر جوش و خروش ، عنوانی برای شخصیت های فعال و پُر جوش و خروش
کاریز ؛
... [مشاهده متن کامل]
کلمه ی کاریز در قنات ها که محل و مسیر جوش و خروش جریان آب در یک دالان زیرزمینی می باشد با تغییر ریخت خاریش منشعب از کلمه ی خروشیدن دارای منظور می باشد.
کَرزَی ؛
خرّازی ، کرّازی ، کُروز ، کُروس ، کِراس ، کُروش ، کوروش ، خروش ، خروشش ، خروشیدن ، خروشان ، خورشید ، درخشش ، درخشان
خَرّازی ؛
خَرّاسی ، خُراس ، خُراسان ، خروشان ، خروش ، کُروش ، کوروش، خروشش ، خوروشیدن ، خورشید ، درخشش ، درخشان
رویه و روندی بود از تغییر ریخت آوایی و نگارشی از کلمات فوق با محوریت خروشیدن و درخشش در فرهنگ غنی و تمدن رشید و ریشه دار ایران و زبان فارسی با لهجه های گوناگون.
بر همین مبناست که ادعا می شود ایران سرزمین خورشید خروشان و سرزمین نور و نوید و خانه ی خداست.
جهش سه حرف ناهمگون ( ک خ س ) برای منقلب شدن حروف به سمت همدیگر و ایجاد ساختمان هایی متفاوت از کلمات از طریق قانون و قواعد ایجاد در کلمات فوق باعث نمایان شدن کلماتی از قبیل ؛ سیروس کوروس و کوروش و خروش با مفهوم مشترک خروشیدن و درخشش می شود.
همانند دو کلمه ی خانه و کانه در کانی ها و خوانسارها به معنی مخزن و مکانی که دارای چشمه و سفره باشد.
همچنین لازم به ذکر می باشد کلمه ی کاریز در قنات ها که محل و مسیر جوش و خروش جریان آب می باشد با تغییر ریخت خاریش منشعب از کلمه ی خروشیدن دارای منظور می باشد.
کلمه ی دیگری که مرتبط با کلمه ی کاریز و خروشیدن می باشد کلمه ی کاریزماتیک می باشد که به شخصیت هایی این عنوان داده می شود که دارای یک شخصیت پُر جوش و خروش و فعال در انجام کارها می باشند.
و نهایتاً کلمات دیگری که در تمام کلمات فوق با محوریت مفهوم جوش و خروش و با نام کوروش قابل مشاهده است کلماتی از قبیل ؛ خلیج ، خریج ، خرج و خروج می باشد.
کراسوس بداند اگر از کف دستان من مویی بروید رومیان سلوکیه را خواهند دید
مارکوس لیکینیوس کراسوس ( به لاتین: Marcus Licinius Crassus Dives ) سردار، کنسول و سیاستمدار رومی بود. او در حدود سال ۱۱۴ پ. م به دنیا آمد و در سال ۵۳ پ. م در نبرد سهمگین حران به دست ایرانیان کشته شد. وی به همراه پومپه و ژولیوس سزار یکی از سران تریوم ویرات اول بود. اوج موفقیت و معروفیت او در زمان سومین جنگ بردگان در سال ۷۱ پیش از میلاد و در هم شکستن آن بود که به وسیلهٔ اسپارتاکوس سازمان یافته بود. از وی معمولاً به عنوان «ثروتمندترین فرد روم» یاد می شد.
... [مشاهده متن کامل]
هنگامی که کراسوس ادارهٔ امور استان رومی سوریه را بر عهده داشت تصمیم گرفت به ایران حمله کند. او سپاهی چهل هزار نفری در اختیار داشت که در مقابله با ده هزار سوار اشکانی تلفات بسیار سنگینی داد. نبرد حران همزمان با پادشاهی ارد دوم در ایران بود.
در تاریخ ۵۳ پیش از میلاد؛ کراسوس به قلمروی اشکانیان حمله کرده و قوای روم طی نبرد حران شکست سختی خوردند. کراسوس در حقیقت می خواست با فتح ایران غلبه دوباره غرب بر مشرق زمین را که اسکندر مقدونی فقط توانسته بود آن را در مدت کوتاهی حفظ کند، به انجام برساند؛ اما شکست سپاه روم در نبرد حران با وجود برتری تعداد نفرات ارتش روم نسبت به ارتش ایران آنچنان وحشت انگیز و غیرقابل باور بود که در گزارش بازماندگان سپاه رومی به سنای روم این وحشت مشهود است. افسانه شکست ناپذیری ارتش روم که تا آن زمان شکست نخورده بود شکسته شد. همچنین سر کراسوس و پسرش برای ارد دوم پادشاه ایران فرستاده شد که اتفاق بسیار نادر و غیرممکنی به نظر می آمد. در این جنگ سواران ایرانی آنقدر آماده نبرد بودند که هنگام عقب نشینی نیز می توانستند از پشت سر تیراندازی کنند و سپاه دشمن عاجز از تعقیب آنها بود. در پی این جنگ، رومیان که تصور می کردند تنها ابرقدرت موجود در دنیای باستان هستند، شاهنشاهی اشکانیان را به عنوان یک ابرقدرت پذیرفتند و دریافتند که نمی توانند این شاهنشاهی را از بین ببرند.
در سال ۷۱ پیش از میلاد، کراسوس شورش بردگان به رهبری اسپارتاکوس را به شدت سرکوب کرد و جاده آپیا را با جنازه های به صلیب کشیده شده ۵ تا ۶ هزار برده علامت گذاری کرد.

... [مشاهده متن کامل]
هنگامی که کراسوس ادارهٔ امور استان رومی سوریه را بر عهده داشت تصمیم گرفت به ایران حمله کند. او سپاهی چهل هزار نفری در اختیار داشت که در مقابله با ده هزار سوار اشکانی تلفات بسیار سنگینی داد. نبرد حران همزمان با پادشاهی ارد دوم در ایران بود.
در تاریخ ۵۳ پیش از میلاد؛ کراسوس به قلمروی اشکانیان حمله کرده و قوای روم طی نبرد حران شکست سختی خوردند. کراسوس در حقیقت می خواست با فتح ایران غلبه دوباره غرب بر مشرق زمین را که اسکندر مقدونی فقط توانسته بود آن را در مدت کوتاهی حفظ کند، به انجام برساند؛ اما شکست سپاه روم در نبرد حران با وجود برتری تعداد نفرات ارتش روم نسبت به ارتش ایران آنچنان وحشت انگیز و غیرقابل باور بود که در گزارش بازماندگان سپاه رومی به سنای روم این وحشت مشهود است. افسانه شکست ناپذیری ارتش روم که تا آن زمان شکست نخورده بود شکسته شد. همچنین سر کراسوس و پسرش برای ارد دوم پادشاه ایران فرستاده شد که اتفاق بسیار نادر و غیرممکنی به نظر می آمد. در این جنگ سواران ایرانی آنقدر آماده نبرد بودند که هنگام عقب نشینی نیز می توانستند از پشت سر تیراندازی کنند و سپاه دشمن عاجز از تعقیب آنها بود. در پی این جنگ، رومیان که تصور می کردند تنها ابرقدرت موجود در دنیای باستان هستند، شاهنشاهی اشکانیان را به عنوان یک ابرقدرت پذیرفتند و دریافتند که نمی توانند این شاهنشاهی را از بین ببرند.
در سال ۷۱ پیش از میلاد، کراسوس شورش بردگان به رهبری اسپارتاکوس را به شدت سرکوب کرد و جاده آپیا را با جنازه های به صلیب کشیده شده ۵ تا ۶ هزار برده علامت گذاری کرد.
