فراشیان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
فراش ؛ برافراشتن
درک بهتر مفهوم کلمه ی فراش در متن زیر خدمت علاقه مندان به مبحث زبانشناسی تحلیل و تفسیر و تبیین شده است ؛
افراسیاب ؛
افرازیاب ، فراز یاب ، فراز یافته ، افروز ، فروزان ، افروخته ، افراشته ، فرشته ، فَراش ، فرشید ، فرا شده ، ورا شده ، برا شده ، بار شده ، بالا شده ، فَرّاش ، فراشیان ، فرش و. . .
... [مشاهده متن کامل]
در فرهنگ غنی و تمدن کهن ایران باستان کلمه ی فرش تحت عنوان قالی از جهت یک کالای برافراشته شده و فرشید و ورا شده و دارای کیفیت برای فروش در فروشگاه دارای معنا و مفهوم می باشد.
در قرآن مبین نیز اصطلاح فراش الارض به معنی برافراشته شدن زمین دارای منظور می باشد.
اگر بخواهیم مسیر ایجاد ساختمان کلمه ی افراسیاب را از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات دنبال کنیم بدینصورت قابل تبیین خواهد بود ؛
فراز یافته ، برافراشته شده ، افراشتگی یابیده شده ، فرزانه شده ، فروزان شده ، دارای فراست، واراسته شده و. . .
از طریق قانون و قواعد نگارش کلمات در خصوص تبدیل شدن و تغییر ریخت دو حرف ( س ش ) و ارتباط دو کلمه ی افراسیاب و افراشتگی همانند کلماتی از قبیل دانش ، دانس ، دانستن و غیره می باشد.
نام درخت افرا نیز بر مبنای برافراشته بودن و دارای فراز بودن می باشد.
دو کلمه ی فراز و فرود دو جهت از مفهوم بالا و پایین بودن را به ما نشان می دهد.
از طریق مفهوم کلمه ی فراز منشعب از کلمه ی فارس و فراست، به کلمه ی فرزانه و فروزان با یک معنا و مفهوم مشترک می توانیم برسیم.
از طریق قانون جهش حروف به سمت حروف ناهمگون منشعب از قانون قلب ها در خصوص دو حرف ( ز خ ) مانند کلماتی از قبیل ؛ دوخت و دوز یا ساخت و ساز یا سوخت و سوز و. . . کلمه ی افروختن و افروزش قابل مشاهده است.
پس در یک تعریف خلاصه برای کلمه ی افراسیاب به شخصی این کلمه گفته می شود که دارای خصوصیت فرزانگی و فرازیافتگی و برافراشته بودن بوده باشد.
از طریق قانون حذف و اضافه حروف در ایجاد ساختمان کلمات ، کلمه ی افرا و فراز با دو ساختمان و یک محتوای مشترک در کلماتی مثل افراشته و برافراشته و فرشته و فروزان و افروز و افروخته قابل مشاهده می شود.
مصدر مزدوج کلمات مذکور دو حرف ( ف ر ) می باشد.
حرف ف در این مصدر به دلیل محل مشترک صدور آوا قابل تبدیل به حرف و می باشد.
بر همین مبنا مفهوم وَر آمدن و برآمدگی و بارآمدن قابل مشاهده می شود.
دو حرف ( و ب ) در کلمه ی ورآمدگی و برآمدگی همانند کلماتی از قبیل ورداشتن و برداشتن یا دروازه بان و دربازه بان و. . . می باشد.
درک بهتر مفهوم کلمه ی فراش در متن زیر خدمت علاقه مندان به مبحث زبانشناسی تحلیل و تفسیر و تبیین شده است ؛
افراسیاب ؛
افرازیاب ، فراز یاب ، فراز یافته ، افروز ، فروزان ، افروخته ، افراشته ، فرشته ، فَراش ، فرشید ، فرا شده ، ورا شده ، برا شده ، بار شده ، بالا شده ، فَرّاش ، فراشیان ، فرش و. . .
... [مشاهده متن کامل]
در فرهنگ غنی و تمدن کهن ایران باستان کلمه ی فرش تحت عنوان قالی از جهت یک کالای برافراشته شده و فرشید و ورا شده و دارای کیفیت برای فروش در فروشگاه دارای معنا و مفهوم می باشد.
در قرآن مبین نیز اصطلاح فراش الارض به معنی برافراشته شدن زمین دارای منظور می باشد.
اگر بخواهیم مسیر ایجاد ساختمان کلمه ی افراسیاب را از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات دنبال کنیم بدینصورت قابل تبیین خواهد بود ؛
فراز یافته ، برافراشته شده ، افراشتگی یابیده شده ، فرزانه شده ، فروزان شده ، دارای فراست، واراسته شده و. . .
از طریق قانون و قواعد نگارش کلمات در خصوص تبدیل شدن و تغییر ریخت دو حرف ( س ش ) و ارتباط دو کلمه ی افراسیاب و افراشتگی همانند کلماتی از قبیل دانش ، دانس ، دانستن و غیره می باشد.
نام درخت افرا نیز بر مبنای برافراشته بودن و دارای فراز بودن می باشد.
دو کلمه ی فراز و فرود دو جهت از مفهوم بالا و پایین بودن را به ما نشان می دهد.
از طریق مفهوم کلمه ی فراز منشعب از کلمه ی فارس و فراست، به کلمه ی فرزانه و فروزان با یک معنا و مفهوم مشترک می توانیم برسیم.
از طریق قانون جهش حروف به سمت حروف ناهمگون منشعب از قانون قلب ها در خصوص دو حرف ( ز خ ) مانند کلماتی از قبیل ؛ دوخت و دوز یا ساخت و ساز یا سوخت و سوز و. . . کلمه ی افروختن و افروزش قابل مشاهده است.
پس در یک تعریف خلاصه برای کلمه ی افراسیاب به شخصی این کلمه گفته می شود که دارای خصوصیت فرزانگی و فرازیافتگی و برافراشته بودن بوده باشد.
از طریق قانون حذف و اضافه حروف در ایجاد ساختمان کلمات ، کلمه ی افرا و فراز با دو ساختمان و یک محتوای مشترک در کلماتی مثل افراشته و برافراشته و فرشته و فروزان و افروز و افروخته قابل مشاهده می شود.
مصدر مزدوج کلمات مذکور دو حرف ( ف ر ) می باشد.
حرف ف در این مصدر به دلیل محل مشترک صدور آوا قابل تبدیل به حرف و می باشد.
بر همین مبنا مفهوم وَر آمدن و برآمدگی و بارآمدن قابل مشاهده می شود.
دو حرف ( و ب ) در کلمه ی ورآمدگی و برآمدگی همانند کلماتی از قبیل ورداشتن و برداشتن یا دروازه بان و دربازه بان و. . . می باشد.
فراشیان از دو بخش فر /آشیان درست شده که فر به معنی بزرگ و برتر و آشیان به معنی جایگاه و لانه هست که درکل فرآشیان یعنی جایگاه برتر