کرزیان

لغت نامه دهخدا

کرزیان. [ ] ( اِخ ) نام دریای بنطس است. صاحب حدود العالم آرد: او را دریای بنطس خوانند حد مشرق او حدود الان است و حد شمال جایها بجناک و خزران و مروات و بلغار اندرونی و قلاب است و از حد مغرب او ناحیت برجان است و از وی حد جنوب ناحیت روم است و درازای این دریا هزاروسیصد میل است اندر پهنای سیصدوپنجاه میل است. ( حدود العالم ). ظاهراً منسوب به کرزست. رجوع به کرز شود.

پیشنهاد کاربران

کَرزَی ؛
خرّازی ، کرّازی ، کُروز ، کُروس ، کِراس ، کُروش ، کوروش ، خروش ، خروشش ، خروشیدن ، خروشان ، خورشید ، درخشش ، درخشان
خَرّازی ؛
خَرّاسی ، خُراس ، خُراسان ، خروشان ، خروش ، کُروش ، کوروش، خروشش ، خوروشیدن ، خورشید ، درخشش ، درخشان
...
[مشاهده متن کامل]

رویه و روندی از تغییر ریخت آوایی و نگارشی کلمات فوق با محوریت خروشیدن و درخشش در زبان فارسی با لهجه های گوناگون
جهش سه حرف ناهمگون ( ک خ س ) برای منقلب شدن حروف به سمت همدیگر و ایجاد ساختمان هایی متفاوت از کلمات از طریق قانون و قواعد ایجاد در کلمات فوق باعث نمایان شدن کلماتی از قبیل ؛ سیروس کوروس و کوروش و خروش با مفهوم مشترک خروشیدن و درخشش می شود.
همانند دو کلمه ی خانه و کانه در کانی ها و خوانسارها به معنی مخزن و مکانی که دارای چشمه و سفره باشد.
همچنین لازم به ذکر می باشد کلمه ی کاریز در قنات ها که محل و مسیر جوش و خروش جریان آب می باشد با تغییر ریخت خاریش منشعب از کلمه ی خروشیدن دارای منظور می باشد.
کلمه ی دیگری که مرتبط با کلمه ی کاریز و خروشیدن می باشد کلمه ی کاریزماتیک می باشد که به شخصیت هایی این عنوان داده می شود که دارای یک شخصیت پُر خروش و فعال در انجام کارها می باشند.
و نهایتاً کلمات دیگری که در تمام کلمات فوق با محوریت مفهوم جوش و خروش و با نام کوروش قابل مشاهده است کلماتی از قبیل ؛ خلیج ، خریج ، خرج و خروج می باشد.